حدیث روز

فلسطین را همه می شناسند، سرزمینی که سالهاست در آتش جنگ می سوزد. فلسطینی که کرانه باختری بزرگترین بخش آن است و جولان و غزه فرزندانی که دور از مادر شیر مقاومت می نوشند و قامت ایثار بلند می کنند. حکایت غزه اما چیز دیگری است. نوار باریکی که در کنار دریای مدیترانه خودنمایی می کند و فرصت نفس کشیدن را از نامردانی گرفته است که جاده ی ظلم شان به طول بیش از نیم قرن ادامه دارد. امروز که سری به تقویم زدم " روز غزه " مرا به یاد لحظات تلخ و شیرین روزهایی انداخت که صبر مردمانش زبانزد روزگار شده بود و اخبار شبکه ها ی تلویزیونی و رسانه های جهانی قصه ی گذشت این تکه از سرزمین فلسطین را به روز بیان می کردند. مردان و زنانی که با همت بلندشان طلیعه ی فجر را هدیه ی خاکشان نمودند. آنان که با آب سرخ تشنگی درختانشان را برطرف نمودند و سبزی سرزمینشان را به ارمغان فردایی بهتر رقم زدند.

اگر چه تب و تاب جنگ و بیداری همچنان در غزه بالا و پایین می شود و دست های ویرانگر هنوز هم هر از گاهی جامه های عشق را می درند و بر خانه های مهر رنگ درد می پاشند اما کودکان غزه می دانند که با شکوه اسقامتشان می توانند آینده ای پر از آرامش برای خود رقم بزنند. آنان می دانند که کاخ های ظلم و جور بالاخره فرو می ریزد و روزی دست عدالت دنیایی پر از سخاوت و مهر را تقدیم روزگار می کند.
از جایم برمی خیزم و در مخزن کتاب دنبال فلسطین می گردم. کتاب های زیادی توجه ام را جلب می کند، کتاب" بچه های فلسطین اثر غسان کنفانی از انتشارات روایت فتح" ،کتاب" سرگذشت فلسطین اثرزعیتر اکرم از انتشارات بوستان کتاب" ، کتاب" فلسطین برای فلسطینی است اثر الهه کریمی از انتشارات موسسه فرهنگی شهید آوینی"، کتاب" فلسطین: از اشغال تا انتفاضه اثر مجید صفا تاج از انتشارات مدرسه برهان"، یا کتاب" فلسطین اثر جواد محدثی از انتشارات بوستان کتاب" . با خودم زمزمه می کنم که فرصتی را برای مطالعه این کتاب ها کنار بگذارم و اندکی وقت برای بیشتر دانستن در مورد فلسطین، چه که هم می تواند بنده را آگاه تر کند و هم به عنوان یک کتابدار می توانم به سایر افراد در این زمینه خدمات بهتری ارائه نمایم.
29 دی ماه روز غزه است، روزی که غزه دوباره جان گرفت تا حماسه آفرینی اش را فریاد کند و صدای مظلومیتش را تمام جهان بشنود. روزی که با 22 روز ایستادگی مردمان غزه در برابر حملات بی رحمانه ی رژیم صهیونیستی خلق شد و ترانه ی پیروزی حق بر باطل را سرود ، ترانه ای که برای همیشه ماندنی شد...
حضرت امام حسن مجتبی (ع) در یک مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود:
«انت الذی ضربت فاطمة بنت رسولاللَّه صلی اللَّه علیه و آله حتی ادمیتها و القت ما فی بطنها...؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختی، تا اینکه او بچه اش را سقط کرد...» (احتجاج طبرسی، ج. 1، ص. 414- بحارالانوار، ج. 43، ص 197، ح. 28)
ابابصیر از امام صادق(ع) نقل نموده است :
« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْ تَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها ، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)(بحار الانوار، ج43، ص170 )
چگونگی شهادت حضرت فاطمه و ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی (ع) از سوالات بسیار مهمی است که در اذهان بسیاری از افراد نقش بسته است،آیا چنان که شیعیان میگویند به ساحت حضرت فاطمه زهرا (س) نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟
حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گرامی حضرت خاتم الانبیاء محمدبن عبدالله و حضرت خدیجه کبری (س) دختر خویلد، همسر مکرمه حضرت امام علی (ع) و مادر ارجمند حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و حضرت زینب کبری (س) است.
پدر بزرگوارش خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند، و مادرش خدیجه، از زنان بزرگ، شریف و ثروتمند قریش و نخستین بانویی بود که به اسلام گروید و تمامی ثروت و دارایی خود را برای خدمت به اسلام و مسلمانان صرف کرد. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود، تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد میشد.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله (ع) در روز ۲۰ جمادی الثانی سال پنجم پس از بعثت در مکه مکرمه، چشم به جهان گشود.
در مورد تاریخ ولادت آن حضرت (س) اختلاف وجود دارد. تاریخ ولادت ایشان در بیشتر منابع اهل سنت، ۵ سال پیش از بعثت و در زمانی که قریش مشغول مرمت خانه کعبه بودند، در برخی سال دوم بعثت و در بیشتر منابع شیعی، ۵ سال پس از بعثت پیامبر اسلام (ص) ذکر شده است.
مطابق با برخی روایات رسول خدا (ص) قبل از انعقاد نطفه حضرت زهرا (س) از سوی خدا مأمور شد که چهل شبانه روز از حضرت خدیجه (س) فاصله بگیرد و خانه را ترک نموده در مکانی معتکف گردد. آن حضرت این ایام را به روزه و عبادت سپری نمود و در پایان این اعتکاف چهل روزه جبرئیل بر رسول خدا فرود آمد و در حالی که طعامی با خود به همراه آورده بود، به پیامبر گفت: به فرمان خداوند با این طعامی که به دستور خدا از بهشت برای تو آوردهام افطار کن. پس رسول خدا با آن غذا افطار نمود و پس از افطار به سوی خانه خدیجه روان شد و همان شب نطفه پاک فاطمه منعقد گردید.
ازدواج حضرت زهرا(س)
وقتی آن حضرت به سن ازدواج رسید، افراد زیادی از صحابه پیامبر (ص) و بزرگان و سرشناسان مسلمان از ایشان خواستگاری کردند. از جمله این افراد ابوبکر و عمر بودند، لیکن پیامبر (ص)در جواب آنان فرمود: در مورد فاطمه منتظر فرمان الهی هستم. پس از آن، خویشاوندان علی (ع) و بنابر نقل دیگری، ابوبکر و عمر از علی (ع) خواستند تا حضرت فاطمه (س) را از پیامبر خواستگاری کند؛ لذا علی (ع) شخصاً به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد؛ ولی شرم و حیا مانع از سخن گفتن ایشان گردید. پیامبر (ص) پرسید: اباالحسن چه میخواهی؟ و علی (ع) همچنان ساکت بود تا پیغمبر (ص) سه بار سؤال خود را تکرار نمود. سپس فرمود: گویا فاطمه (س) را میخواهی؟ علی (ع) جواب داد: آری؛ و بنابر نقل دیگری علی (ع) به پیامبر (ص) عرض کرد، پدر و مادرم فدای تو باد. تو میدانی که مرا در کودکی از پدرم «ابوطالب» و مادرم «فاطمه بنت اسد» گرفتی و در سایه تربیت خود پرورش دادی و در این پرورش از پدر و مادر بر من مهربانتر بودی و از سرگردانی و شک که پدران من دچار آن بودند، رها نمودی. تو در دنیا و آخرت تنها اندوخته من هستی. اکنون که خداوند مرا به وسیله تو نیرومند ساخته است، میخواهم به زندگی خود سامان بدهم و ازدواج کنم. من برای خواستگاری فاطمه آمده ام. آیا قبول میکنی؟
با شنیدن این خبر چهره مبارک پیامبر (ص) از شادمانی برافروخت و به روی علی (ع) خندید و فرمود: آیا چیزی داری که مهریه فاطمه قرار دهی؟ عرض کرد: حال من بر شما پوشیده نیست. جز شمشیر و شتر آبکش و زره چیزی ندارم. پیامبر (ص) فرمودند: شمشیر را برای جهاد و شتر را برای آب دادن به نخلهای خرما و بارکشی در سفر میخواهی، همان زره را مهر قرار بده.
شهادت حضرت فاطمه(س)
برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نمودهاند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا (س) نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.»
رویدادهای تلخ، شرایط سخت بیماری و دوری از پدر بیش از پیش شرایط جسمی و وضعیت روحی حضرت زهرا (س) را دشوارتر میکرد، اما حضرت فاطمه (س) با اینکه روز به روز پیکرش آب می شد، هیچ شِکوهای از بیماری نداشت.
حضرت فاطمه (س) سرانجام پس از رحلت پدر بزرگوار (ص)، از حق خلافت همسرش که به تعیین الهی بود به شدت دفاع نمود و در جریان هجوم عمر بن خطاب (به هواداری از خلافت ابوبکر)، به خانهاش به گونهای میان درب و دیوار آسیب دیدند که علاوه بر صدمههای سخت، جنین ایشان نیز سقط شد و تازیانههای بیشماری بر جان و روح او نشست.

همه این رویدادهای تلخ و دردناک حضرت زهرا(س) را به بستر بیماری کشاند و به شهادت ایشان منجر شد، در مورد تاریخ شهادت جانگداز حضرت فاطمه زهرا (س) چند روایت وجود دارد که یکی بنا بر روایتی ۷۵ روز پس از رحلت پدر گرامیشان حضرت رسول اکرم (ص) در ۱۳ جمادی الاولی است و به روایت مشهورتری در سن 18 سالگی و ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) مطابق با روز سه شنبه سوم جمادی الثانی است.
بنابر وصیت خویش شبانه و به صورت پنهانی دفن گردید، به طوری که محل قبر شریفش نیز نامعلوم است.
منبع: تبیان
انتشارات شهر قلم منتشر کرد: «ستارههای دوست داشتنی» نوشته محسن هجری از انتشارات شهر قلم، کتابهایی دوست داشتنی اند. قصه های جذاب و تصویرهای درخشان و زیبا، کتابی به وجود آورده اند که همچون آیینه هایی، مهربانی معصومان عزیز را بازتاب میدهد. این قصه ها سرشار از احترام به انسان، طبیعت و خوبیها هستند. کودکان با خواندن آنها هم لذت میبرند و هم زیبارتر زیستن را یاد میگیرند. این کتاب آیینه ی بخشی از زندگی حضرت فاطمه (س) است.

در مورد تاریخ شهادت جانگداز حضرت فاطمه زهرا (س) به حسب روایات بیش از ده تا پانزده قول بوده ولی آنچه شهرت دارد، سه قول اصلی است:
1- روایت «40» روز که دهه اول گرفته می شود، بعد از شهادت رسول الله صلی الله علیه وآله که مصادف با 8 تا 10 ربیع الثانی است.
2- روایت «75» روز که دهه دوم گرفته می شود، مصادف با 13 تا 15 جمادی الاولی است.
3- روایت سوم «95» روز که دهه سوم گرفته می شود، مصادف با 1 تا 3 جمادی الآخر است که بیشتر مورد تاکید است.
محققان تاریخ اسلام روایت سوم یعنی 95 روز را بیشتر مورد توجه و دارای سندیت تاریخی می دانند. البته مراجع تقلید و اهل معرفت به مومنان توصیه می کنند که هر سه قول را به برپایی عزاداری همت گمارند.
در هر صورت روایت دوم شهادت حضرت زهرا(س) برابر 13 جمادی الاول که است و روایت سوم برابر سوم جمادی الثانی خواهد بود.
همه ما کتابهای دوران مدرسه و کودکی خود را با شعرهایی به یاد ماندنی میشناسیم. مصطفی رحماندوست از شاعران و نویسندگان کتابهای کودک و نوجوان است که معروف به شاعر "شعر صد دانه یاقوت" میباشد.

این شاعر، قصه نویس و مترجم كتاب های كودكان و نوجوانان، یکم تیرماه سال ۱۳۲۹ در همدان به دنیا آمد. او زمانی که کلاس پنجم را میگذراند فهمید که میتواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه میکرد. در مدرسه یکی از پایههای اصلی مشاعره بود، حافظ را میخواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتابهای خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیتهای فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبانهای دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستاننویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاهها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمتهای دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بینالمللی جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بینالمللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئتهای داوری کتاب سال، جشنوارههای کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بودهاست.
در سال 1357 ازدواج كرد و سه دختر به نامهاي مونس و متين و مرضيه دارد. همسر و فرزندانش هم چون ایشان، اهل كتاب و مطالعهاند.
از این نویسنده و شاعر ایرانی، تاکنون یکصد و شصت اثر به صورت مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان، تألیف و ترجمه داستانهای کودکان و نوجوانان در ایران و جهان منتشر شدهاست. «۲ پر ۲ پر ۴ پر»، «آسمان هم خندید»، «ترانه های نوازش»، «بازی شیرین است»، «درسی برای گنجشک»، «توپ در تاریکی»، «صلح»، «پنج تا انگشت بودند که ......»، «مرغ افتاد و مرد،خروس غصه خورد»، «زیبا تر از بهار»، «نسیم نانوا»، «خوش به حال ماهی ها»، «قصه گویی، اهمیت و راه و رسم آن» تعدادی از آثار این نویسنده پرکار در حوزه کودک و نوجوان است.انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتابهایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.
ایشان کتابخانه الکترونیکی کودکانهای را به نام » دوستانه « راهاندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بینالمللی وارد کند تا همه بچهها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.
او هم اکنون به تدریس داستان نویسی و ادبیات كودكان و نوجوانان مشغول است و به عنوان مسئول بخش کتاب های خارجی کودکان و نوجوانان در کتابخانه ملی فعالیت می کند.
در مراسمی با حضور جمعی از مسئولان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و اعضای خانواده شهید فخری زاده از کتاب «فخر ایران» که گزیدهای از اشعار شاعران مطرح کشور است، رونمایی شد.
در «همایش ادبی فخر ایران؛ بزرگداشت شهید دانشمند محسن فخری زاده» که ظهر جمعه تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد، با حضور اعضای خانواده آن شهید از کتاب «فخر ایران» رونمایی شد. «فخر ایران» گزیدهای از اشعار شاعران مطرح کشور در مدح و رثای شهید محسن فخریزاده، دانشمند هستهای و صنعت دفاعی ایران است که به صورت یک مجموعه گردآوری شده است اشعار این کتاب در قالبهای غزل، مثنوی، چارپاره، رباعی و… دربردارنده اشعار بسیاری از شاعران کشور است که توسط محمدمهدی عبدالهی گردآوری و با مقدمهای از علیرضا قزوه منتشر شدهاست.
در این مراسم که با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید ضیاء الدین آقاجانپور رئیس سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع، امیر داود عبدی معاون فرهنگی و سخنگوی وزارت دفاع، محمد مهدی دادمان رئیس حوزه هنری برگزار شد، جمعی از شاعران معاصر نیز حضور داشتند.
رسول اکرم صل الله علیه و آله:
قَلبٌ لَیسَ فیهِ شَى ءٌ مِنَ الحِکمَةِ کَبَیتٍ خَرِبٍ فَتَعَلَّموا وَعَلِّموا وَتَفَقَّهوا وَلا تَموتوا جُهّالاً فَإِنَّ اللّه لایَعذِرُ عَلَى الجَهلِ.
دلى که در آن حکمت نیست، مانند خانه ویران است، پس بیاموزید و تعلیم دهید، بفهمید و نادان نمیرید. براستى که خداوند، بهانه اى را براى نادانى نمى پذیرد.
نهج الفصاحه ص ۶۰۰
امیرکبیر که بود؟
«میرزا محمد تقیخان فراهانی» (زاده: ۱۱۸۶ اراک، درگذشته:۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظمهای ایران در زمان ناصرالدینشاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزتالدوله، خواهر ناصرالدینشاه قاجار، پدر تاجالملوک همسر مظفرالدینشاه قاجار و پدربزرگ محمدعلیشاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود.

کودکی امیرکبیر
میرزا تقی فراهانی ( امیرکبیر ) در سال ۱۱۸۶ در روستای هزاوه (از توابع اراک) متولد شد. پدر وی کربلایی قربان نام داشت و آشپز قائم مقام فراهانی بود. مادر امیرکبیر نیز فاطمه نام داشت و عمری طولانی داشت و مرگ هر دو فرزندش محمد تقی و محمد حسن را دید. وی در خانه قائم مقام تربیت شد و در جوانی توانست سمت منشیگری قائم مقام را به دست آورد.
ازدواج و فرزندان امیرکبیر
امیرکبیر دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول امیرکبیر با «جانجان خانم» دختر حاج شهبازخان (عموی امیرکبیر) بود. به نوشته دکتر پولاک، امیر کبیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده و «جان جان خانم» حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشت. دومین همسر امیرکبیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدینشاه بود که «ملکزاده خانم» نام داشت و به عزتالدوله ملقب بود که در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ (۲۲ ربیعالاول ۱۲۶۵ ق) با وی ازدواج کرد. او دختر محمد شاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد ازدواج امیرکبیر در آمد. امیرکبیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بوده است.
این ازدواج ظاهراً به خواست و اشاره ناصرالدین شاه صورت گرفته است. این معنا از نامهای که امیرکبیر به پادشاه نوشته است بر میآید: از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمیخواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم.
امیرکبیر از نخستین همسر خود «جان جان خانم» سه فرزند داشت. میرزا احمد خان ساعد الملک مشهور به «امیرزاده» که با منورالسلطنه دختر فرمانفرمای بزرگ ازدواج نمود و دو دختر که نام یکی از آنها سلطانه ثبت شده است. امیرکبیر از عزت الدوله نیز دو دختر داشت که یکی «تاج الملوک خانم» و دیگری «همدم الملوک خانم» نام داشتند.
برداشت از سایت: بیتوته
ویژگی خاص قیام نوزده دی شرکت و همکاری همه اقشارمردم بود. این قیام که با رهبری روحانیت شکل گرفت، ثابت کرد که شاه از حرکت مذهبی – سیاسی به رهبری روحانیت و در رأس آن ها امام خمینی (قدس سره) بیش از هر حرکت سیاسی دیگر وحشت دارد.

رحلت مرموز آیت الله مصطفی خمینی فرزند امام (قدس سره) در آبان 1356، شتاب خاصی به حرکت انقلاب اسلامی بخشید که می توان موج برخاسته از آن را به عنوان آغاز قیام عمومی مردم دانست. مجالس یادبود متعددی در سرتاسر کشور برگزار و در پی هر یک از این مجالس، تظاهرات گسترده ای علیه رژیم شاه به راه افتاد و بار دیگر امام (قدس سره) به عنوان رهبر حرکت اسلامی در جامعه مطرح گردید. از این رو دستگاه حاکم و به ویژه شخص شاه بر آن شد تا با توهین به ساحت امام (قدس سره) چهره ی ایشان را در انظار عمومی مشوش سازد و با نوشتن مقاله ای با صراحت به آن بزرگوار توهین نماید.
در اواسط دی 1356، که پاکت ممهور به مهر دربار از دفتر هویدا وزیر دربار شاه خارج می شد، کسی از کارگزاران رژیم گمان نمی برد که این نامه مانند آتش به دامن رژیم شاه بیافتد. پیک دربار نامه را به داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی داد و او نیز نامه را جهت انتشار به روزنامه اطلاعات داد. مسعودی صاحب امتیاز روزنامه، پس از با خبر شدن از مفاد مقاله، آن را برای آینده روزنامه خطرناک یافت و نگران و اکنش علما و روحانیون شد. اما در تماس هایی که با وزیر اطلاعات و جهانگردی و نخست وزیر (آموزگار) گرفت، دریافت که برخی از مفاد تند و تحریک آمیز آن به خواست شاه در مقاله گنجانده شده است.
شاه دستور نگارش «ایران و استعمار سرخ و سیاه» را در حالی داده بود که پیش از آن، مضامینش را در گفت و گو با خبرنگار یک مجله ی امریکایی بیان کرده بود. اما گزارشی از عراق در این باره که « آیت الله خمینی در رساله عملیه خود سلطنت را غیر شرعی اعلام کرده و این نظر در چاپ جدیدی از توضیح المسائل ایشان منتشر شده است.» خشم شاه را به آن حد برانگیخت که دستور نگارش این مقاله را داد.
در این مقاله – که نویسنده ی آن «احمد رشیدی مطلق» ذکر شده بود – به طور صریح بی حجابی را فضیلت دانسته و حجاب، کهنه پرستی و ارتجاع سیاه معرفی و به ساحت مرجع عالم تشیّع، امام خمینی (قدس سره) اهانت کرده و قیام پانزده خرداد 1342، توطئه استعمار سرخ و سیاه معرفی شده بود. با پخش سراسری روزنامه اطلاعات و رسیدن آن به شهر قم، اولین واکنش ها آغاز شد. طلاب جوان، پس از خواندن مقاله، به خشم آمدند.
مدرسین حوزه علمیه ی قم پس از اطلاع از محتوای مقاله، در بیت آیت الله حسین نوری گرد آمدند تا اقدامی هماهنگ علیه رژیم داشته باشند و پس از بررسی ابعاد گوناگون مسأله، تصمیم گرفته شد که هجدهم دی درس های حوزه تعطیل شود.
برداشت از سایت: بیتوته
جلال الدین همایی اندیشمندی بینظیر در دنیای ادبیات و از برجستهترین محققان در زمینه تاریخ و فرهنگِ ایران به شمار میرود که تمام عمر خود را به تدریس، تألیف و تحقیق پرداخت و توانست خدمات علمی و آثار بیبدیلی را نیز خلق کند.
سید جلالالدین همایی شیرازی اصفهانی معروف به جلالالدین، عالم، شاعر، مدرس، پژوهشگر، فیلسوف، مورخ، منجم و مجتهد بود. وی در ۱۳ دی ۱۲۷۸ خورشیدی در پاقلعه (از محلات جنوب شرقی اصفهان) دیده به جهان گشود. خانواده ای که این ادیب فرزانه در آن بزرگ شد، دانش پرور و اهل فضل و ادب بود. پدر وی ابو القاسم معروف به طَرَب شیرازی و پدربزرگش همای شیرازی هر ۲ از شاعران و خوشنویسان به نام دوره خود به شمار می آمدند. همایی در کنار والدین خود به سرعت مدارج تحصیلی را به بهترین شکل سپری کرد.
این استاد گران سنگ در پنج سالگی درس خواندن را آغاز کرد، خط نسخ و ثلث را نزد پدر فراگرفت و خواندن قرآن، گلستان و غزلیات حافظ را از مادرش آموخت. مطالعات و تحصیلات مادر جلال الدین تا آنجا بود که قرآن، روایات و دعاها و همچنین کتاب های نظم و نثر فارسی حتی منشأات و قطعات مشکل را به درستی میخواند و معنی میکرد. او در طول عمر ۸۵ ساله خود، بیش از ۵۰۰ تَن از دختران و زنان زادگاهش را باسواد کرد. جلال الدین پس از فراگیری تعلیمات مقدماتی نزد پدر و مادر خود در هفت سالگی به مکتب رفت. هوش و استعداد او در تعلیم، چنان بود که همان روز اول، تحسین معلم خود را برانگیخت. همچنین وی در ۱۳۲۶ خورشیدی در مدرسه حقایق و قدسیه توانست، ادبیات عرب، سطوح فقه و کلام، حساب و هندسه جدید، با اندکی از تاریخ و جغرافیا را فرا گیرد.
این استاد برجسته پس از پایان تحصیل در دوره مقدماتی از اواخر ۱۳۲۸ خورشیدی به مدرسه «نیماورد» رفت و تا ۱۳۴۸خورشیدی به مدّت ۲۰ سال در آن مدرسه مشغول تحصیل علوم اسلامی شد و در این دوره به دریافت چند اجازه روایت و اجتهاد از علمای بزرگ عصر نایل آمد. بعد از این دوره، همایی به دانشگاه تهران راه یافت و مشغول تدریس فقه و بعد دروس ادبی دوره فوق لیسانس و دکتری، مثل صناعات ادبی و... شد.
استاد همایی جدای از اینکه از برجستهترین محققان زبان و ادبیات فارسی، عرفان، تاریخ و فرهنگِ ایران بود در تدریس شاخههای گوناگون ادب فارسی نیز از بزرگترین استادان و معلمان بهشمار میرفت. وی در تمام عمر فقط به تدریس، تألیف و تحقیق پرداخت و همواره پیشنهادهایِ کاریِ دیگر مانند ریاست دانشکده و دانشگاه را بیهیچ کلامی و تنها با نگاهی تند و نافذ رد کرد. وی به جاه، جلال، پست و مقام دنیا بیاعتنا بود و به فعالیت های فرهنگی و علمی بسیار اهمیت میداد و یکی از برجسته ترین ویژگی های وی تشویق و تحسین شاگردان بود تا در این مسیر موفق شوند در این خصوص ذبیحالله صفا پژوهشگر برجسته و از شاگردان همایی در خاطرهای از استادش، نقل میکند: آن زمان، در مدرسه دار الفنون شاگرد استاد جلالالدین بودم، بعضی روزهای تعطیل بهرسم مودت و یگانگی که در آن روزگار میان استادان و شاگردان جاری بود، به دیدن استاد و کسب فیض از محضر ایشان میرفتم و استاد با چهره گشاده و با محبت مرا میپذیرفت. آن دوران محصلی بودم که از شهرستان به تهران آمده و با برادرم ابراهیم صفا در محلی نزدیک بازار زندگی میکردیم و زندگی ساده و محصلانهای داشتیم. روزی صاحبخانه آمد و با قیافهای شگفتزده گفت که یک آقای موقر و محترم میخواهد به دیدن من بیاید. این آقای موقر و محترم استاد همایی بود که برای تشویق شاگرد خود به بازدید او آمده بود و همین «آقای موقر و محترم» بعد از آن روز بارها برای تشویق و تحسین شاگرد خود، کوششهای فراموشنشدنی کرد و محبتهای آن استاد مهربان هرگز از یاد من و دیگر شاگردانش، نخواهد رفت.
همایی در ۱۳۴۵ خورشیدی از کار رسمی دانشگاهی کنارهگیری کرده و بازنشسته شد اما از آموختن، تحقیق و تألیف باز نایستاد و دهها مقاله، کتاب، رساله تحقیقی و ارزنده پدید آورد. فعالیتهای علمی و ادبی وی شامل شرکت در انجمنهای ادبی، حضور در کنگره فردوسی ۱۳۱۳خورشیدی، همکاری در تدوین لغتنامه دهخدا، عضویت در فرهنگستان، شرکت در نخستین کنگره نویسندگان در ۱۳۲۵، حضور در کنگره ابن سینا در ۱۳۳۳خورشیدی، سفر به بیروت جهت افتتاح کرسی زبان فارسی در ۱۳۳۴ خورشیدی و عضویت در انجمن تحقیق در ادبیات و زبانهای خارجی است.
ویژگیِ اشعار همایی
همایی در شعر نیز شأن و مرتبهای بس عالی داشت در شعر سنا تخلص می کرد که به معنای روشنایی خورشید است. هرچند شاید بسیاری افراد با این بُعد از هنر وی آشنایی نداشته باشند اما همایی مجموعه اشعاری شامل قصیده، غزل، قطعات، مثنویات و رباعیات سرود. باید گفت هنر شعری همایی، بیشتر در غزل نمایان میشود؛ در غزل، وی پیرو سبک عراقی بود و از مضامین عرفانی، سوز و گدازهای عاشقانه و موضوعات اجتماعی بهره میبرد اما در قصیده نیز چیرهدست بود. قصاید همایی دربردارنده مضامین حکمی، عرفانی و اجتماعی است. باید اذعان کرد که یکی از عوامل پیشرفت همایی در حوزه شعر و شاعری خانواده وی بودند، پدرش میرزا ابو القاسم محمد نصیر متخلص به طرب و جدش ملا محمدرضا همای شیرازی هر ۲ از شاعران و دانشمندان معروف عصر خود بودند. استاد همایی در زندگینامه خود درباره سابقه شعر و شاعری در خاندانش میگوید: خانواده من از زن و مرد، همه اهل سواد و هنر بودند. پدرم میرزا ابو القاسم محمد نصیر متخلص به طرب، فرزند مرحوم همای شیرازی است که در ۱۲۷۵ قمری ولادت یافته و در ۱۳۳۰ قمری درگذشته است.
دیوان همای شیرازی با عنوان «شکرستان» به کوشش احمد کرمی و به همت انتشارات هما در ۲ جلد چاپ شده است. در مقدمه این دیوان آمده است که همای شیرازی که از شاعران و عارفان نامدار عهد قاجار بود، پس از سروش اصفهانی، مدتی نیز ملکالشعرای دربار ناصر الدین شاه می شود که به دلیل روحیه عارفانه و آزادمنشانه خویش از دربار و تهران می گریزد و بعد قصیدهای برای عذرخواهی به دربار شاه میفرستد و دلیل رفتنش از پایتخت را دوری از زن و فرزند عنوان میکند.
در مجموع همایی در قصاید و غزلیات خود از نامردیهای زمانه سخن میگوید، وی در شعرهای خود خواننده را با عرفان، اخلاق و معارف والای فرهنگ انسانی آشنا میکند. از جمله موضوعهایی که این ادیب والا مقام در شعرهای خود به آن می پردازد، می توان به پندنامههای اخلاقی، مدح و ستایش اهل بیت(ع)، اندیشههای فلسفی و عرفانی، تجلیل از بزرگان علم و ادب، شکوه و شکایت از اوضاع نابسامان روزگار اشاره کرد. همچنین وی به ۲ زبان فارسی و عربی شعر میگفت. قصاید عربی او در برخی از مجلات و جراید ادبی دیده شده است. ناگفته نماند که هر چند همایی اشرافی حیرت انگیز به زبان عربی داشت اما همواره بر این نکته تأکید می ورزید که زبان پارسی از لحاظ قدرت بیان، انتقال معانی و دستاوردهای انسانی و حتی علمی، به مراتب برتر و والاتر و زیباتر از زبان عربی است.
استاد همایی کتاب هایی گرانسنگ نیز از خود به جای نهادند که بسیاری از آن ها در نوع خود بی نظیر هستند. از آثار تألیفی وی میتوان به تاریخ ادبیات ایران، غزالی نامه (شرح حال امام محمد غزالی)، مقدمه بر اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیر الدین طوسی، خیامینامه (در تجزیه و تحلیل آثار علمی و ادبی حکیم عمر خیام)، تاریخ ادبیات ایران، فنون بلاغت و صناعات ادبی، رساله درباره شرح احوال شعرای اصفهان سده سیزده و چهارده و پانزده، صناعات ادبی و مولانا چه میگوید(این کتاب برای هر شخصی که بخواهد مولوی و اندیشه های او را بشناسد یک کتاب بی جایگزین و والامرتبه به شمار می رود) اشاره کرد.
همچنین این استاد فرهیخته کتاب و مقالات تحقیقی و انتقادی زیادی از خود بر جای گذاشت، مقالههای وی در مجلات و روزنامههای «ارمغان»، «اطلاعات»، «ایرانشناسی»، «تعلیم و تربیت»، «تماشا»، «جاویدان خرد»، «جوانان رستاخیز»، «رادیو ایران»، «سالنامه آریان»، «سالنامه شرق»، «سخن»، «مرزهای دانش»، «معارف اسلامی»، «مهر»، «وحید» و «یغما» چاپ می شد.
علاوه بر این فعالیت های علمی، یکی از کارهای مهم استاد همایی تصحیح آثار ارزشمند گذشتگان بود. از جمله آثار گرانقدری که وی پس از تصحیح و تحقیق منتشر کرد، کتاب «التَّفهیم لِاوائلِ صناعَةِ التَّنْجِیم» ابوریجان بیرونی، مثنوی وَلَد نامه، التَفهیم لاَِوائلِ صَناعَة اِلتَّنْجِیم، نَصیحَةُ المُلُوکِ، تصحیحکتاب مصباحالهدایه و مفتاحالکفایه اثر عزالدین محمود کاشانی در ۱۳۲۵خورشیدی، طَرَبْ خانه و دیوان حکیم مختاری غزنوی بودند.
سرانجام این ادیب فرزانه در ۲۸ تیر ۱۳۵۹خورشیدی در۸۰ سالگی چشم از جهان فرو بست و در تکیه لسان الارض تخت فولاد اصفهان نزدیک گلزار شهدا به خاک سپرده شد.

اسطوره و افسانه در تمام نوع بشر وجود دارد. همچنانكه در نزد بوميان باستانی و بوميان استراليا هم بوده است. در هرجایی که اسطورهها از آنجا آمده، به انديشههای مافوق الطبيعه و نو، ارزشی خاص میدادند و يا با اسطوره و افسانه، برای تشريفات و آداب و عبادات قبيله، يک نوع حقانيت و استقلال ايجاد میکردند.
پيدايش ريشهی اساطير اوليه را در خوابها و روياها هم میتوان جستوجو كرد. این خوابها و رویاها را بارها نَقل و تكرار کردهاند تا با آنها برای سرآغاز و علت و معاني امور، تا حدی دليل و سببی پيدا كنند. همچنين اساطير ممكن است از آنجا تكوين يافته باشد كه در يكی از روزهای نخستين، از شخصی كه دارای قوهی پندار نيرومندی بوده، سوالاتی پرسیدهاند، مانند: چگونه آسمان برافراشته شده است؟ عالم را چه كسی ساخت؟ اولین آدم از كجا آمد؟ چرا خرس دُمی شبیه حیوانات ندارد؟ چرا مار پا ندارد؟ آن مرد از قوهی تصوير يا از خواب و خيال خويش پاسخهايی برای آن پرسشها يافته است. مخصوصاً اگر حكايات سادهای از پيرمردان در اينباره شنيده و نقل كرده است و سپس خود بر آن چيزهايی افزوده باشد و رفته رفته اسطوره بهظهور رسيده است.[۱]

بر اساس باور اسطورهها، ساختار و نظامهای طبیعی حاصل حوادثی هستند که در آغاز زمان اتفاق افتاده است. ماه نیز همچون خورشید، آبها، گیاهان و حیوانات، تاریخ افسانهای دارد. هر موضوع مهم جهان تاریخی دارد. اسطوره داستانی مقدس بوده و یک «تاریخ حقیقی» است، چون اسطوره همیشه در ارتباط با واقعیتها است.[۱]
افسانهها و قصهها بازمانده اسطورهها هستند. منشاء قصهها به ماقبل تاریخ میرسد، بنابراین پیش از هر گونه ادب مکتوبی وجود داشتهاند. «الیزه رکلو» میگوید: دههزار سال قدمت دارند. «ارنست زوبر» مینویسد: قصهای که ما را شیفتهی خود میکند، قبلاً آریائیان را شیفته کرده بود.[۲]
دکتر «بهمن سرکاراتی» عقیده دارد: به هنگام بررسی داستانهایی که نمای تاریخی دارند و سرشت کلی آنها نیز با امکانِ پذیرش یک واقعیت تاریخی مغایر نیست، شیوهٔ پسندیده به نظر ایشان این است که در آنها به هر قیمتی که شده، دنبال اساطیر نگردیم، بلکه این داستانها را بهعنوان روایاتی که دارای حداقل شالودهای از حقیقت هستند، در نظر بگیریم و با توجه به اصول روانشناسیِ پردازش افسانهها به بررسیشان بپردازیم.[۳]
افسردگی یک اختلال روانی است که اگر شدت پیدا کند میتواند سلامت کلی فرد را به طور جدی به خطر بیاندازد.
تمام افراد ممکن است هرازگاهی احساس غمگینی و دلتنگی داشته باشند خصوصا اگر اتفاق ناراحت کنندهای برایشان رخ داده باشد.
تجربه احساس افسردگی و غم برای مدتی کوتاه، امری طبیعی است، اما چنانچه این احساس به شکل غیرمعمولی طولانی شود از این مرحله به بعد به یک اختلال یا بیماری روانی مزمن تبدیل شده و نیاز به مدیریت صحیح و مداوم دارد، چون در غیر این صورت تمام فعالیتهای معمول و جنبههای زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داده و حتی سلامت جسم او را نیز تهدید میکند.
یکی از مباحث مهم در امر مدیریت علائم افسردگی، "خودمراقبتی" است. فرد مبتلا به افسردگی حاد در عین حال که نیاز به مشاوره و کمک حرفهای دارد میتواند با اقداماتی کوچک و جزئی، خلق و خو و در نهایت سلامت روان خود را بهبود بخشد.
این تغییرات کوچک برای مدیریت علائم افسردگی از تغذیه گرفته تا سایر موضوعات مرتبط با سبک زندگی را شامل میشود.
در این مطلب سایت تخصصی "ان دی تی وی" به نقل از دکتر "شویتا شارما"، روانشناس بالینی در بیمارستان آسیایی کلمبیا، چندین توصیه کاربردی در حوزه خودمراقبتی ارائه کرده که به افراد افسرده کمک میکند تا به شیوهای موثرتر از افت خُلقشان جلوگیری و در کاهش علائم افسردگی موفقتر عمل کنند:
- مرحله اول در خودمراقبتی، آگاه شدن نسبت به احساسات خود و حالت غم و افسردگی و نیز پذیرفتن این احساسات است تا بتوان با آنها با شیوهای صحیح روبرو شد.
- نکته دوم بدست آوردن دید مثبت به کمک ذهنآگاهی است. تعبیر ساده این مطلب این است که روی امور و موضوعات فعلی که در همین لحظه با آنها مواجه هستید، متمرکز باشید.
- به خودتان یادآوری کنید که هیچ موضوعی دائمی نیست، اگرچه در این مرحله به تلاشهای گروهی و روش درمانی مناسب نیاز پیدا میکنید.
-"صحبت کردن" مهمترین مرحله از درمان افسردگی است؛ بنابراین بدون هیچ احساس شرم و نگرانی، در مورد مشکل خود با دیگران صحبت کنید و در اولین فرصت از یک متخصص کمک بگیرید.
- داشتن برنامه منظم برای خواب و تغذیه، کمک بزرگی در این زمینه به شما میکند چرا که تاثیر مهمی در بهبود بهداشت روانی به طور کلی دارد. در عین حال تمرینات آرامسازی و رلکسیشن مانند تنفس عمیق هم به بهبود سلامت روان کمک بسیاری میکنند.
- با دوستان و عزیزان خود در ارتباط باشید و از آنها حمایت روانی و عاطفی بگیرید. همچنین میتوانید هر روز افکار و احساسات خود را روی کاغذ بیاورید چرا که یادداشت نوشتنِ آزادانه به شما کمک میکند تا این احساسات را جاری کرده و از ذهن خود به تدریج خارج کنید.
- اگر در انجام مراحل بالا به موفقیتی دست پیدا کنید به تدریج میتوانید سراغ انجام فعالیتهای مورد علاقه خود بروید. انجام سرگرمیها و کارهای مورد علاقهتان بسیار مهم است و اینکه این کارها را بدون هیچ نگرانی یا فشار اجتماعی انجام دهید.
- برای انجام کارها و سرگرمیهایی که دوست دارید مثل آشپزی یا تماشای فیلم که بسته به سلیقه هر فرد متفاوت است، وقت بیشتری بگذارید.
- تغذیه سالم و ورزش، دو رکن مهم در مسیر مقابله با افسردگی است. تغذیه سالم به بهداشت روانی کمک میکند و ورزش و تحرک نیز به ترشح هورمونهای شادیبخش و بالا برنده خلق در مغز میانجامد.
- نکته آخر که بیشتر یک یادآوریست این است که علائم افسردگی را هرگز نادیده نگیرید و برای اینکه از مشکلات بیشتر و پیچیدهتر جلوگیری کنید حتما در صورت آگاهی از این احساسات در خود، در اولین فرصت از یک متخصص کمک بگیرید.
طبق آموزههای قرآن، انسانها قابلیتی ارتقای معنوی بالایی دارند و در اثر انجام بندگی، به درجاتی صعود میکنند که از مراتب فرشتهها بسیار بالاتر است.
در حدیث های مستند از اهل بیت علیهم السلام آمده است که ملائکه از نور خلق شدهاند. چنانکه در روایتی میخوانیم که جنس انسان از خاک، جنس جن از آتش و جنس ملک از نور است.
در بعضی از روایتها نیز نقل شده که فرشته از عقل محض خلق شده، همان طور که حیوان از شهوت محض آفریده شده است. اما انسان ترکیبی از عقل و شهوت است که هر دو را در زندگی به کار میگیرد.
نکته جالب این است که اگر عقل انسان بر شهوت او غلبه کند، مقام و منزلت او از فرشتهها نیز بالاتر و والاتر خواهد رفت. چراکه انسان در کنار شهوت، از عقل برخوردار است اما فرشته شهوتی ندارد که بخواهد با آن مقابله کند.
از سوی دیگر اگر انسان عقل را کنار گذاشته و دنبال شهوت برود، مقام او از حیوانات هم پایینتر میآید همان گونه که خدای متعال درباره گروهی از انسانها میفرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَ الإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْینٌ لاَّ یبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّ یسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِک کالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِک هُمُ الْغَافِلُونَ؛ به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم. آنها دلها [=عقلها]یى دارند که با آن (اندیشه نمىکنند و) نمىفهمند؛ و چشمانى که با آن نمىبینند و گوشهایی که با آن نمىشنوند. آنها همچون چهارپایان هستند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلان هستند.» چراکه این گروه از انسانها عقل را کنار گذاشته و بدون اینکه از قدرت تعقل خود استفاده کنند، آن قدر در پی شهوت و هوای نفس رفتهاند که مقام آنها از حیوان هم پایینتر و نازلتر شده است.
منابع:
تفسیر المیزان؛ علامه طباطبایی
تفسیر نمونه؛ آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تفسیر تسنیم؛ آیت الله العظمی جوادی آملی

#معرفی_نویسنده
📝شکوه قاسم نیا شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان سال ۱۳۳۴به دنیا آمد. او فعالیت ادبی خود را برای کودکان و نوجوانان از سال ۱۳۵۹ با مجله کیهان بچه ها آغاز کرد و انتشار مجله گلک در سال ۱۳۶۹ او را در حوزه شعر خردسال متمرکز کرد.
قاسم نیا همان سال نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «ماه و ماهی» در انتشارات قدیانی منتشر کرد وتا کنون بیش از ۱۵۰عنوان کتاب برای کودکان به بازار نشر ارائه داده است. «چرا نمی خندی؟»، «قصه های شیرین هزارو یک شب»، «مجموعه قصه های شیرین کودکانه»، «پسته دهان بسته»، «آقا موشه باهوش»، «آرزوهای کرم کوچولو»، «نخودی ها»، «قاروقاروقار خبردار»، مجموعه سه جلدی «خانه ها جورواجورند»، «ماشین ها جورواجورند» و «مامان میخوام ورزش کنم»، «از آسمون تا اینجا»، «شعر دعا»، «بازی، بازی، بازی»، تعدادی از آثار اوست که در حوزه تالیف و شعر به چاپ رسیده است.
قاسم نیا برای تالیف داستان بلند «هلی فسقلی در سرزمین غولها» و اشعار کتاب «کلاغه به خنده افتاد» دریازدهمین جشنوارهی کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دو دیپلم افتخار دربخش شعر و داستان گرفت. «هلی فسقلی در سرزمین غولها» موفق به دریافت جایزه کتاب سال کودک و نوجوان در بخش داستان کودک هم شد.
شعرهای زیر از سروده های ایشان می باشد:
شعر الو مامان
شعر مثل انگشتر
شعر قناری من
شعر به خاطر خروسه
شعر خونهی شیرین
شعر صبح تا حالا
شعر دست کوچولو، پا کوچولو
شعر عکس خودم
زندگی آقازاده خاص ترین رهبر جهان بر خلاف بسیاری از فرزندان رهبران جهان سپری شد. درس و زندان و تبعید و مرگ، عصاره زندگی جوانی ۴۷ ساله بود که بهترین لحظات عمرش را پای باورها و اعتقاداتی گذاشت که پدرش نقش تعیین کننده ای در شکل گیری آنها داشت.
۱۳ دی ماه یادآور پنجاه و ششمین سالگرد زندگی در اسارتِ سیدمصطفی مصطفوی پسر بزرگ سید روح الله مصطفوی است.
او همزمان با پدر در نیمه های شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳ در قم بازداشت شد و دو ماه در زندان ساواک تحت بازجویی ها و فشارهای جسمی و روحی رژیم پهلوی قرار گرفت و در آخر هم در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۴۳ توسط ماموران ساواک به تبعیدگاه پدر در شهر بورسای ترکیه، تبعید شد و ۱۳ سال از ۱۴ سال بهترین روزهای زندگی اش را در کنار پدر و مادر و سایر اعضای خانواده در تبعید و اسارت گذراند.
سیدمصطفی که فعالیتهای سیاسی را از اواسط دهه ۱۳۳۰ شروع کرد با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقش پررنگ تری در تاریخ مبارزات سیاسی ایران ایفا کرد. دوران بازداشتها و زندانی های کوتاه مدت و میان مدت او حکایت از عمق تاثیر او بین طیف های حاضر در دوران قیام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به خصوص در کیفیت بخشی به شیوه مبارزاتی جامعه روحانیان کشور داشت.
درخشش آقازاده در اوج خفقان سیاسی
افراد زیادی در ۲۰ سالگی خود را با عادت به برخی رفتارهای ناسالم مثل ظهر خوابیدن، خرج همه پولهایشان و ... به اتمام میرسانند.
اما ۳۰ سالگی زمان ایدهآل برای تغییر عادتها به شکلی است که به اهداف شخصی و حرفهایتان در ادامه زندگی خود برسید. در اینجا با ۱۰ کاری که میتواند منجر به موافیت شما ادامه زندگی شود:
*این اطلاعات را ایندیپندنت از سایتهای پرسش و پاسخ جمعآوری کرده است.
رسول اکرم (ص):
اَلطِّیَرَةُ شِرکُ ولکِنَّ اللّه یُذهِبُهُ بِالتَّوَکُّلِ.
فال بد زدن شرک است، اما خدا به وسیله توکل [شومیِ]آن را از بین میبرد.
مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول ج ۱۱، ص ۳۹۲
کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات بهجای گوش از چشمان خود استفاده میکنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک ناشنوا را در ارتباط گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل روبهرو میکند. به همین سبب کودکان ناشنوا بیشتر از مهارتهای کافی خواندن بیبهرهاند.
شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی میتواند نمادهای زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین شناخت این نشانهها نخستین زبانی است که این کودکان میآموزند و در ضمن اساسیترین وسیله ارتباطی آنان به شمار میرود. زبان اشاره یک زبان دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و ریتم ویژه خود، متفاوت از زبان گفتاری است. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکتهای بدنی، حالتهای بیانی چهرهای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتابهای چاپی نیاز دارند. امروزه برای بهرهمند شدن این کودکان از گونههای مختلف داستانی، در کنار متن اصلی داستان نشانههای زبان اشاره نیز میآید. اینگونه کتابها نه تنها سبب میشود که کودکان ناشنوا با متن کتاب بهتر ارتباط برقرار کنند، بلکه کودکان غیر ناشنوا را نیز تشویق میکند که با آشنایی با این نشانهها با دوستان ناشنوای خود ارتباط بهتری برقرار کنند. کتابک در اینبخش کتابهایی را که دارای زبان اشاره هستند به خانوادهها، آموزگاران و مروجان معرفی میکند، تا شوق خواندن در کودکان ناشنوا هر چه بیشتر برانگیخته شود.