روایت آشنا

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، نشست خاطره گویی «روایت آشنا» ویژه کتابداران یکشنبه ۲۳ آبان ماه با هدف ارج نهادن به مقام و منزلت کتابداران، حمایت از تلاش‌های بی‌شائبه آنان در عرصه جهاد فرهنگی، تکریم و پاسداشت مقام کتاب و کتابخوانی، به همت اداره کل فرهنگی نهاد و با مشارکت استان های خوزستان، قم، خراسان رضوی، مازندران، سمنان، خراسان جنوبی، گلستان، کهگیلویه و بویراحمد و کرمان، بصورت مجازی، در سالن جلسات کتابخانه مرکزی پارک‌شهر تهران برگزار شد.

در این نشست فریدون عموزاده خلیلی، نویسنده پژوهشگر حوزه ادبیات کودک و نوجوان ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن ایام هفته کتاب به کتابداران، طی سخنانی به بیان اهمیت خاطره و خاطره‌گویی برای کودکان پرداخت و گفت: معمولا یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین موضوعاتی که در کارگاه‌های داستان نویسی با آن رو به رو هستیم این است که «چطور یک داستان، یک شخصیت و بطور کلی جهان داستان شکل می‌گیرد؟» در واقع یکی از منابعی که به داستان نویس کمک می کند داستان و جهان داستان خود را بسازد، بازگشت به تجربه‌های زیسته‌اش است.

این نویسنده افزود: مهمترین منبع تجربه های زیسته برای هر فرد و در اینجا برای یک داستان نویس «خاطره ها» هستند. ما معتقدیم اگر یک انسان، به خصوص یک کودک ذهنش خالی از «خاطره» باشد، حتماً درباره تجربه‌های زیسته‌اش به مشکل برمی‌خوریم و نمی‌توانیم از این شخصیت یک جهان داستانی بسازیم. به همین دلیل است که خاطره ها برای ما مهم هستند و ما مدام به خاطره هایمان بازگشت می‌کنیم. خاطراتی که در ذهن ما در قالب یک عنصر ماندگار شکل گرفته‌اند، خاطراتی هستند که برای ما جذاب تر و ماندگار تر هستند و به ساختن جهان داستان مورد نظر ما کمک می‌کنند. به عنوان مثال یک تصویری که از ۵ سالگی در ذهن ما شکل گرفته، به مرور هرچه بزرگتر می شویم همراه ما می آید و آنجا که باید بروز می کند.

عموزاده خلیلی در ادامه به بیان خاطره‌ای از دوران کودکی خود در کتابخانه کودک شهر سمنان پرداخت و گفت: اینگونه خاطرات برای من دستمایه نوشتن شده است و آن جهان داستانی که از خاطره های ما سرچشمه می‌گیرد، در داستان ها خودش را نشان می‌دهد که البته برای هر کس به گونه‌ای بروز می‌کند، برای یک شاعر یک جور و برای یک معلم جور دیگر. این خاطره به من نشان داد که کتابخانه چه جایی است که می تواند حامی افراد به خصوص کودکان باشد و همچنین دارای یک مرز و حریم مشخص باشد؛ به طوری که حتی یک مامور قانون نیز خود را ملزم به رعایت این حریم می‌کند و به آن احترام می‌گذارد. هر بخش از این خاطره برای من دست مایه نگارش بخشی از داستان و یا رمان هایم مانند رمان «زرد و مشکی» شد.

این پژوهشگر حوزه ادبیات کودک و نوجوان تصریح کرد: برای من که یک نویسنده هستم، نوشتن را مدیون این خاطره‌ها هستم و دست مایه من برای نگارش همان خاطره ها و تصویرهایی هستند که  من از بچگی در تجربه‌های زیسته‌ام داشته‌ام. این باعث خوشبختی است که دوستان کتابدار این فرصت را دارند که مدام در جایی هستند که می‌توانند با خاطرات بچه ها رو در رو باشند و در ساختن خاطرات بچه‌ها، یعنی جهان هایی که در آن زندگی می کنند، سهیم باشند.

در ادامه این مراسم علیرضا معینی، گوینده با سابقه رادیو نیز به بیان خاطره‌ای از اولین حضور خود در کتابخانه عمومی پرداخت و گفت: کتابخانه‌ای که در دوران کودکی در اصفهان برای اولین بار در آن عضو شدم را خوب به یاد دارم، و هنوز هم کارت عضویتم در آن کتابخانه را دارم. شماره عضویت من ۲ و شماره عضویت دوستم یک بود. هنوز هم وقتی به اصفهان می‌روم حتما به آن کتابخانه سر می‌زنم و هر بار حضور در این کتابخانه من را میبرد به سالهای دور کودکی؛ زمانی که هنوز به دبستان می رفتم.

وی افزود: اولین کتابی که از کتابخانه امانت گرفتم و به خانه آوردم، مثنوی معنوی بود که به خاطر سنگین بودن و حجیم بودن و خط زیبای نوشته شده روی آن، این کتاب را برداشتم و به خانه بردم، در حالی که اصلاً با این کتاب و صاحب آن آشنا نبودم. همچنین عاشق آثار سعدی هستم و از کلاس سوم دبستان آثار سعدی را بالای سرم می‌گذارم و می‌خوابم.

معینی ادامه داد: بسیار خوشحال می‌شوم وقتی امروز می‌بینم بسیاری از افرادی که در حوزه حرفه‌ای هنر و عرصه فرهنگی فعال هستند، از افرادی هستند که من آنها را در این کتابخانه دیده بودم و باید بگویم برایم بسیار مهم است تفاوت آینده کودکی که به کتابخانه می‌رود و کودکی که به کتابخانه نمی‌رود.

ادامه این مراسم نیز با خوانش خاطرات کتابدارانی از استان های خوزستان، قم، خراسان رضوی، مازندران، سمنان، خراسان جنوبی، گلستان، کهگیلویه و بویراحمد و کرمان همراه بود.

 

عضویت رایگان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، طرح سراسری عضویت رایگان در کتابخانه‌های عمومی کشور به مناسبت هفته کتاب و بزرگداشت روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار، از روز ۲۴ آبان‌ الی ۲۶ آبان‌ماه انجام می‌شود.

علاقه‌مندان برای استفاده از این طرح و عضویت در کتابخانه‌های عمومی کشور می‌بایست ابتدا به نشانی http://libs.plib31.ir مراجعه کنند و پس از انتخاب کتابخانه، در صورتی که گزینه کد تخفیف برای کتابخانه موردنظرشان در بالای صفحه فعال باشد بر روی آن کلیک کنند. در مرحله بعد نیز پس از وارد کردن کد ملی و شماره تماس، در صورتی که متقاضی در کتابخانه‌های عمومی عضو نباشد و یا پیش‌تر به سقف مجاز دریافت کد نرسیده باشد، کد تخفیف برای او پیامک خواهد شد. متقاضی پس از این مراحل می‌تواند در مهلت مشخص شده به کتابخانه مراجعه کرده و از تخفیف مورد نظر استفاده کند.

همچنین طرح بخشودگی جرائم دیرکرد منابع امانی نیز در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور اجرا می‌شود. بر این اساس، اعضایی که منابع امانی خود را در تاریخ‌های ۲۲ آبان لغایت اول آذرماه ۱۴۰۰ به کتابخانه‌ها عودت دهند، مشمول تخفیف ۱۰۰ درصدی جرائم دیرکردی خواهند شد.

 

حدیث روز

 

هفته کتاب

 

معرفی کتاب در حوزه صنایع دستی ...

شناخت صنایع دستی ایران

کتاب شناخت صنایع دستی ایران، از سری کتابهای انتشارات مهکامه در موضوع صنایع دستی است که در دو بخش به بررسی آن می‌پردازد.

مشخصات کتاب

  • نام کتاب: شناخت صنایع دستی ایران

  • نام نویسنده: حسین یاوری

  • تعداد صفحات: 228

  • نوبت چاپ: هفتم

  • سال انتشار: 1393

  • انتشارات مهکامه

درباره کتاب

این کتاب شامل اطلاعاتی درباره انواع صنایع دستی، ارتباط بین صنایع دستی با گردشگری است و مطالعه این کتاب برای دانشجویان رشته صنایع دستی، طراحی لباس، مدیریت جهانگردی و هتلداری توصیه می‌شود. 

فهرست کتاب شامل موارد زیر است:

بخش اول: کلیات

  • فصل 1: تعاریف ویژگی‌ها، خصیصه‌ها و طبقه‌بندی صنایع دستی

  • فصل 2: نگاهی به پیشینه‌ی صنایع دستی ایران

  • فصل 3: نگرشی به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری صنایع دستی

  • فصل 4: تأثیرات متقابل صنایع دستی و گردشگری و آشنایی با تشکیلات بین‌المللی صنایع دستی

  • فصل 5: تعاملات (تأثیرات متقابل) صنایع دستی با مقوله‌ی فرهنگی، هنری و اجتماعی

بخش دوم: معرفی و شناخت مهمترین صنایع دستی ایران

  • فصل 6: زیراندازهای سنتی ایران

  • فصل 7: نساجی سنتی ایران

  • فصل 8: هنرهای مرتبط با چوب

  • فصل 9: هنرهای مرتبط با فلز

  • فصل 10: سفال و سرامیک سازی

  • فصل 11: شیشه‌گری و هنرهای مرتبط با شیشه

  • فصل 12: درباره‌ی طراحی سنتی و نگارگری

 

برداشت از سایت: شرکت آموزشی و گردشگری ارسباران

معرفی کتاب....

نام کتاب:زندگانی امام صادق

نویسنده:سید جعفر شهیدی

انتشارات:دفتر نشر فرهنگ اسلامی

خلاصه ی کتاب:

این نوشتار ، اثری است محققانه و سليس بدور از هر گونه پيچيدگي  با نثري روان و شيوا كه توسط محقق ارجمند دكتر شهيدي كه خود دانش اموخته ي مكتب امام صادق بوده است به رشته ي تحرير درامده است.

 از ویژگیهای کتاب میتوان به نگاه دقیق محققانه ی مولف  به زواياي مختلف زندگی امام صادق اشاره کرد، تحلیل‌های اجتماعی در وضعیت سیاسی و اجتماعی آن دوران از مواردیست که بر غنای این اثر افزوده است ذکر سخت گیری‌های دولتمردان اموي  بر غير اعراب،  برسي قیام‌های ضد دولتی نیز از مباحث مطروحه در كتاب است حلقه‌ی دروس  فقه و كلام امام صادق(علیه‌السلام) و مناظره ایشان و معرفي  شاگردانشان نيز در فصولي از كتاب امده است  و در پايان نیز به تقابل آن امام همام با حاكمان وقت و ارائۀ کیفیت شهادت ايشان و گزیده سیره و سخنان حضرتش می‌پردازد.

پایگاه اطلاع رسانی هییت رزمندگان اسلام

قیام پانزده خرداد....

دستگيری امام خمينی (ره )

در سحرگاه 15 خرداد 1342، عوامل رژیم شاه به خانه ساده و بی‌آلایش حضرت امام در قم یورش بردند و امام خمینی (ره) که روز پیش از آن در روز عاشورای حسینی در مدرسه فیضیه قم، طی سخنان کوبنده‌ای پرده از جنایات شاه و اربابان آمریکایی و اسرائیلی او برداشته بودند، ‌دستگیر و به زندانی در تهران منتقل شدند.

قيام پانزدهم خرداد قم
پس از انتشار خبر دستگيری امام (ره ) در پانزدهم خرداد 1342، بسياری از مردم قم، به منزل ايشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفی ، در حدود ساعت شش بامداد، به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند. پس از مدتی، صحن مطهر و خيابان های اطراف، لبريز از جمعيتي شد که شعار "يامرگ يا خمينی" را با هيجان شديدی تکرار می کردند. در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بيانيه هايی، خواستار آزادی فوری حضرت امام (ره )شدند.

در حدود ساعت ده صبح، با ورود نيروهای مسلّح برای تقويت نيروهای شهربانی قم، تيراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد و تعداد زيادی از مردم زخمی شده يا به شهادت رسيدند. شدّت تيراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها و اجساد شهيدان  نبود و اين کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه يافت.

حمام خون درتهران
درپانزدهم خرداد 1342، مردم تهران هم چون ساير شهرها، در اعتراض به دستگيری امام خمينی (ره ) به خيابان ها ريختند و قيام خونين خويش را آغاز کردند. سيل خروشان کشاورزان غيور و کفن پوش ورامين، دهقانان کن و نيز مردم جماران به سوی تهران سرازير شد. انبوه جمعيت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، با فريادهای رعد آسای "يا مرگ يا خمينی" و "مرگ برشاه" تهران را به لرزه درآورد. شاه که در برابر قيام قهر آلود ملٌت، تاج و تخت خود را درحال زوال می ديد، با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت و تهران را در پانزدهم خرداد 1342، به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبديل ساخت.

راه پيمايی در ساير شهرها
در روز پانزدهم خرداد 1342، در بيشتر شهرها، درگيری، راه پيمايی، برگزاری جلسات و نيز سخنرانی بر ضد رژيم و اعتراض به دستگيری امام صورت گرفت. در بعضی از شهرها مانند شيراز، تبريز و مشهد، اعتراض از شدٌت و گشتردگی بيشتری برخوردار بود که در اثر اين حوادث، تعداد زيادی کشته، مجروج يا زندانی شدند.

برداشت از سایت بیتوته

ادامه نوشته

معرفی کتاب "سه دیدار"....

کتاب «سه دیدار»، اثر قلم توانای مرحوم نادر ابراهیمی، نویسنده، هنرمند و روشنفکرِ متعهد، صاحب آثار ماندگاری چون مردی در تبعید ابدی، آتش بدون دود، ابوالمشاغل و یک عاشقانه آرام می‌باشد. از این کتاب که حاصل طبع انتشارات سوره مهر است، تاکنون دو جلد با عناوین فرعیِ «رجعت به ریشه‌ها» و «در میانه میدان» منتشر شده است و از سرنوشت جلد سوم اثر، اطلاعی در دست نیست. کتاب سه دیدار، که روایت یک نویسنده شهیر و توانمند از زندگی امام است، خشم روشنفکران را برانگیخت و کتاب را به طور کامل بایکوت کردند. به گفته خانم فرزانه منصوری، همسر آقای ابراهیمی، «برخی به دلیل این اثر از او روی برگرداندند، اما او گفت: من اثری را که به آن اعتقاد داشتم نوشتم؛ شما چرا ترسیدید؟»

با این حال، این کتاب تا کنون به چاپ‌های متعددی رسیده است و شاید از مهمترین آثار داستانی پیرامون شخصیت امام عظیم الشان به شمار می‌آید. نادر ابراهیمی از خرداد 42 به بعد، اخبار مربوط به امام را دنبال می‌کرد و از این رو، اگر فرآیند تولید یک کتاب را شامل مراحلی چون جمع‌آوری اطلاعات هم بدانیم، کتاب سه دیدار حاصل چند دهه تلاش و کار تحقیقیِ ابراهیمی است. برخلاف تصور خیلیها، سه‌دیدار، ماجرای دیدارهای ابراهیمی با امام نیست، چرا که او هیچگاه با حضرت امام دیدار نکرد، بلکه واژه‌ی دیدار به مثابه سه درگاه و دالان برای ورود به حیات پربرکت امام خمینی انتخاب شده است. شیوه روایی ابراهیمی در این کتاب، نوعی روایت تو در تو است که با رفت و آمد میان مقاطع گوناگون حیات امام، این زندگیِ پر رمز و راز را در ضمنِ روایتی شیرین و متفاوت برای مخاطبان خود بازخوانی می‌کند.

بخشی از کتاب:

[گفتگوی امام با خدیجه بانو، همسرش]

خدیجه بانو، دختری خوب از خطه دیانت، به کلبه حاج آقا روح‌الله آمد. کلبه نورباران شد. رنگهای کدر ار در و دیوار گریختند. غبار از روی همه چیز برداشته شد. هر چه بود بوی جلای مهر گرفت. حاج آقا روح‌الله زیر لب گفت: سپید هم رنگ بسیار خوبی است که ما تا به حال گمان می‌کردیم بی‌رنگ است. ما باید کوچه‌مان را هم سپید کنیم، محله‌مان را هم، شهرمان را هم... مملکتِ به عذاب اجانب افتاده‌مان را هم... خدیجه بانو آهسته و شیرین گفت:

- خیلی خرج دارد آقا!

- ثروتش را خدا می‌دهد. باید پی اراده‌های عظیم بگردیم.

- اگر ثروتش را خدا می‌دهد، یقین که اراده‌اش را هم، هم‌او می‌دهد.

آقا برگشت و به چهره بانو نگاه کرد. اگر بانو یک لحظه نگاهش به آن نگاه غریب افتاده بود، شاید تا پایان زندگی نمی‌توانست روی جمله آقا جمله‌ای بگوید. خدیجه بانو اما، پیشاپیش از سِحر آن نگاه آگاه شده بود.

 

برداشت از سایت جامع امام خمینی(ره)



 

معرفی کتابخوان خرداد ماه....

 

حدیث روز...

 

ورزش زورخانه ای چیست؟

محلی که در آن انجام می گیرد ورزش باستانی زورخانه نام دارد در زورخانه علاوه بر ورزش زورخانه‌ای ورزش های دیگری همچون کشتی پهلوانی نیز گرفته می‌شود و اسم های بزرگی همچون آقا غلامرضا تختی را می توان در آن دید. ورزش زورخانه ای را می توان جزو فعالیت‌های اصلی مردم در زمان گذشته دانست. زورخانه حدود هفتصد سال پیش یعنی  قرن ۷ خورشیدی به وسیله محمود معروف بنا شده است هر چند منابعی دیگر خبر از قدمت بیشتر این ورزش می دهند اما منابع معلوم حدود قرن ۷ را تایید می نمایید.

تاریخ و فرهنگ زورخانه ای

اگر بخواهیم نگاهی به سابقه گذشته ورزش ایران بیندازیم می توان ورزش زورخانه ای را یافت این ورزش که ریشه در تاریخ و فرهنگ باستانی ما دارد از گذشته تا به امروز همراه ما بوده است. ورزشی که هرگاه می شنویم به یاد نام هایی چون پوریای ولی، غلامرضا تختی، پهلوان سید علی خواهیم افتاد. نام دیگر ورزش‌ زورخانه‌ای، ورزش باستانی ایرانیان نام دارد، ورزشی که هیچ کشوری توان ادعا بر روی آن را ندارد و ایران را یکه تاز می نمایید. با تلاش فراوان از سوی فدراسیون ورزش پهلوانی و زورخانه ای  توانستند آن را نیز به ثبت جهانی برسانند.

زورخانه، نماد تمدن ایرانیان است و ورزش زورخانه ای ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ غنی ایران دارد. پس از ظهور اسلام، سیر تکاملی ورزش زورخانه ای شدت یافته و پس از اینکه فرهنگ ایران با عرفان اسلامی عجین می شود به اوج رسیده و زورخانه بر پایه اعتقادات شیعه شکل می گیرد. ورزش زورخانه ای از قرن هشتم ه.ق. در هندوستان، پاکستان، عراق و آسیای میانه گسترش یافته و علاوه بر رشد و توسعه در ایران، امروزه با نمایش، آموزش و برگزاری مسابقات چندجانبه بین المللی، آسیایی، اروپایی، آفریقایی و جهانی در سطح دنیا معرفی شده است.

کشتی پهلوانی، گل ورزش زورخانه ای است که ریشه کشتی امروزی در دنیا محسوب می شود و انتخاب پهلوان کشور در سالهای دور، بیشترین هیجان ورزشی و پیامدهای اجتماعی را در بر داشته است. چون یک پهلوان فقط یک قهرمان کشتی نبوده که بر حریفانش پیروز شده باشد بلکه وظایف اجتماعی نیز برعهده وی بوده است. بعضی از پهلوانان نسبت به انجام این امور، احساس مسوولیت کرده و بعضی دیگر…! اخلاق، کردار، منش و روش زندگی پهلوانان در طول تاریخ نشان می دهد که عده ای فقط عنوان پهلوانی را به یدک م یکشند و عده ای دیگر صفات پهلوانی را بر زندگی خود منطبق می کنند بنابراین بعضی پهلوانی ها، جاودانه و بعضی، زودگذر است.

آداب زورخانه

برخی آداب زورخانه عبارتند از: هرکس وارد زورخانه شده یا از آن خارج   می گردد، نسبت به او توسط مرشد ادای احترام می شود. اگر ورزشکار یا مرشد . اگر ورزشکار ۱ باشد، بستگی به رتبه ای که دارد حق امتیازش بجا آورده می شود یا مرشد نباشد، فقط به او خوش آمد می گویند. البته برخی میهمانان ویژه که ورزشکار یا مرشد هم نیستند بنابه رسم میهمان نوازی و ادای تشریفات به امتیازات مختلف نائل می آیند. ترتیب ورود یا خروج از درب زورخانه، ابتدا سادات سپس از بیشترین رتبه تا پائین ترین انجام می گردد. هنگام سخن گفتن میاندار، دعا کردن، خواندن اشعار توسط مرشد یا فرد دیگر و انجام حرکات فردی نباید از درب زورخانه، وارد یا خارج شد. کوتاه تر از قد انسان می سازند. بطوری که پهلوانان، درب زورخانه را معمولا قهرمانان و… و به طور کلی همه افراد هنگام ورود یا خروج از درب زورخانه با قد خمیده گذر کنند. این درس فروتنی و افتادگی است.

مرشد کیست

مرشد به عنوان عمود خیمه زورخانه است و مهم ترین و ارجمندترین جایگاه را با نواختن ضرب و کلام آهنگین خود جهت ارشاد و هدایت ورزشکاران برعهده دارد. مرشد زورخانه باید فردی متقی، متواضع، اهل ادب، صاحبدل، بی نظر، با سواد  کافی، آگاه به آداب ورزش زورخانه ای و مشرف بر تمامی زوایای فرهنگ آئینی، شعر شناس و… باشد. یک مرشد باید از لهجه ای شیرین و پنجه ای هنرمندانه برخوردار باشد، حقوق و کسوت افراد را رعایت نموده و گشاده دست و گشاده رو رشد چند بعدی است که در مسائل دینی صاحب درک و همواره  باشد. شخصیت م باشد. وی باید بدون حب و بغض در سکوی ارشاد و هدایت پاسدار واژه مرشد قرار گیرد تا رفتار، کردار و گفتار او الگوی دیگران شود.

گود زور خانه چیست

گود محل انجام ورزش زورخانه ای در داخل زورخانه با سطحی پایین تر از کف سالن اصلی می باشد. گود در زورخانه به مشابه میدان جنگ و امروزه محل ورزش و جایگاهی مقدس است. هشت گوش می ساخته اند و هر کدام شکل ظاهری آن را گرد، چهار، شش و دلیلی برای عمل خود دارند که البته امروزه هشت ضلعی متساوی الاضلاع، مصوب و استاندارد گردیده است. گفته اند چهارگوش است، برگرفته از چهار گوشه قبر علی(ع)، چهار عنصر حیات (آب، خاک، باد و آتش) و چهار نفس انسان ( اماره، لوامه، ملهمه و مطمئنه). بیان کرده اند شش گوش است به جهت شش گوش بودن قبر اباعبدا… الحسین(ع). همچنین شش ضلعی برگرفته از شش جهت (شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا و پایین) نیز می باشد.

رتبه ها و امتیازات

هر یک از ورزشکاران و مرشدان بستگی به رتبه ای که دارند حق امتیازشان بجا آورده می شود رتبه شامل سن، سابقه فعالیت، میزان توانایی های فنی، صلاحیت های اجتماعی (عدم اعتیاد، عدم سوءپیشینه، حسن شهرت و…) و اقدامات ویژه (قهرمانی، مربیگری، داوری، مدرسی، مدیریتی و…) است که هر مرشد یا ورزشکار باید مراحل تکمیل پرونده، اخذ تاییدیه ها و قبولی آزمون های لازم را تحت نظارت هیات استان ذیربط و فدراسیون بگذراند. پس از دوره مقدماتی، ۹ رتبه تعریف شده است که هر کدام شرایط خاصی دارند. ، هر رتبه دارای عنوان، نشان و امتیاز جداگانه ای است فقط دوره مقدماتی، امتیازی ندارد ۱. منکر در چرخ (هنرهای فردی) ۲. صلوات در چرخ (هنرهای فردی) ۳. صلوات در ورود و خروج گود ۴. صلوات در ورود و خروج زورخانه ۵. واردی با ضرب و صلوات در ورود و خروج گود ۶.  واردی با ضرب و صلوات در ورود و خروج زورخانه ۷. زنگ و ضرب و صلوات در چرخ ۸. زنگ و ضرب و صلوات در ورود و خروج گود و هنرهای فردی ۹. زنگ و ضرب و صلوات در ورود و خروج زورخانه و گود و هنرهای فردی

میاندار کیست

برای آغاز حرکات ورزشی، تعیین میاندار صورت می گیرد. میاندار باید از حیث معنویات، کسوت، آشنایی با آداب و توانایی انجام حرکات ورزشی، سرآمد حضار باشد. وظیفه میاندار، مدیریت گود، نظارت بر نظم ورزشکاران و انجام درست و موزون حرکات ورزشی است. کسی حق ندارد بدلخواه حرکات را انجام دهد زیرا این ورزش به جماعت انجام می شود و مانند اقامه نماز جماعت است.

ادامه نوشته

سخن روز...

 

و خرمشهر را خدا آزاد کرد...

سوم خرداد یادآور اوج رشادت‌های رزمندگان کشورمان است. روزی که خرمشهر پس از 19 ماه از تصرف دشمن خارج شد و تلاش یک ملت برای نجات هموطنان‌شان به بار نشست. آزادسازی خرمشهر نتیجه یک انسجام ملی بود و بر همین اساس روی تابلوی ورودی خرمشهر جمعیت این شهر 36 میلیون نفر ثبت شد. رزمندگان مازندرانی هم در این بین نقش بی‌بدیلی را ایفا کردند و 249 رزمنده مازندرانی در عملیات بیت‌المقدس به شهادت رسیدند. به مناسبت این روز تاریخی با چند تن از رزمندگان و فرماندهانی که در عملیات بیت‌المقدس حضور داشتند گفت‌وگوهایی کوتاه داشتیم.
 


برای جنگیدن با دشمن حتی یک متر خشکی نداشتیم

سردار «احمد کوهستانی» یکی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس است که در عملیات‌های مختلف جنگ تحمیلی حضور داشت. او در آزادسازی خرمشهر جانشین فرماندهی تیپ بیت‌المقدس مازندران بود. تیپی که در کنار تیپ نور به مازندرانی‌ها اختصاص داشت و وظیفه مهمی را هم در عملیات عهده‌دار بود. با این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

عملیات‌های جنگی نقش نیروهای نظامی از سراسر کشور در قالب یک گروه و با هدفی مشترک تعریف می‌شود. به عبارتی در انجام یک عملیات همه نیروها به یک اندازه نقش ایفا کرده‌اند. اما می‌خواهیم از نقش مازندرانی‌ها در این عملیات بدانیم.

 همان‌طور که عنوان کردید پیروزی در عملیاتی در اندازه و سطح بیت‌المقدس که 4 مرحله داشت و بیش از یک ماه طول کشید و در نیتجه آن بیش از 5 هزار کیلومتر از خاک کشور آزادسازی شد را نمی‌توان به یک استان یا لشکر منتسب کرد. سپاه پاسداران، ارتش جمهری اسلامی، نیروهای  نظامی متعدد، بسیج و همه مردم کشور دست به دست هم دادند و مهم‌تر از همه لطف خدا شامل حال ما شد تا این عملیات به نتیجه رسید. اما مازندران هم نقش مهمی در این عملیات داشت. مازندران از ابتدای عملیات دو تیپ در منطقه داشت. حدود 12 گردان در این دو تیپ حضور داشتند. این تیپ‌ها تا مراحل آخر پا‌به‌پای نیروهای رزمنده کشور پیش رفتند. اما در مراحل آخر تیپ دگرگون و بازسازی شد. چون گردان‌ها در عملیات نیروها را از دست می‌دادند و  دوباره تقویت می‌شدند. به همین دلیل در مراحل پایانی عملیات که به خرمشهر نزدیک شدیم تیپ‌ها الحاق شدند.

نیروهای شما در کدام منطقه حضور داشتند؟تیپ بیت‌المقدس از مسیر «آب تیمور» و «دو به‌هردان» در جاده اهواز-خرمشهر فعالیت می‌کرد. تیپ نور هم از مازندران بود که از کرخه عمل می‌کرد. تیپ 25 کربلا هم در عملیات حضور داشت. اما به‌طور کامل مختص نیروهای مازندران نبود. تیپ‌های ما در هر چهار مرحله حضور داشتند. اما در مرحله سوم و چهارم تیپ‌ها الحاق شدند. چون هم نیروها را از دست دادیم و هم در مرحله آخر قرارگاه‌مان را عوض کردیم. نیروهای یاسوج و مشهد هم وارد تیپ شدند. ولی همچنان هسته اصلی تیپ را مازندرانی‌ها تشکیل می‌دادند و فرماندهی هم با مازندران بود.
بنابراین باتوجه به منطقه‌ای که تیپ‌های مازندرانی در آن فعالیت می‌کردند نقش حساسی در عملیات به عهده داشتند.
بله. اتفاقاً تاثیرگذاری بچه‌های مازندران زیاد بود. تیپ ما مسیر شلمچه که هم خروج عراقی‌ها و هم ورود آن‌ها ازآن انجام می‌شد را بست. این مسیر تنها راه عراقی‌ها بود. مازندرانی‌ها در بستن راه زمینی نقش خوبی داشتند. هرچند عراقی‌ها از راه هوایی هم شیطنت‌هایی می‌کردند. اما بهترین و تنها راه‌ نجات‌شان همین مسیر بود که در اختیار ما قرار گرفته بود.
سردار، نگاهی به مراحل مختلف عملیات نشان می‌دهد که عراقی‌ها در دو مرحله نخست عملیات از خود مقاومت بیشتری نشان دادند و کار برای رزمندگان ما کندتر پیش رفت. دلیل این موضوع هوشیاری عراقی‌ها در مراحل نخست و غافلگیری در مراحل پایانی بود، یا شکل عملیات قرار بود به همین صورت انجام شود؟
 در دو مرحله اول طبیعی بود که دشمن مقاومت کند و نتوانیم خوب عملیات کنیم. چون دشمن در منطقه عملیات استقرار کامل داشت و قرار بود ما وارد منطقه شویم. هر کسی که در عملیات بیت‌المقدس حضور داشت یادش هست که ما در کل خطوط در مقابل دشمن یک متر هم مرز خشکی نداشتیم. قسمتی هم که خشکی بود قبل‌ها برای مقابله با دشمن  به آب بسته شده بود. بنابراین ما در سراسر این جبهه حتی یک وجب خشکی برای جنگیدن نداشتیم. باید از رودخانه عبور می‌کردیم. عراقی‌ها هم آن‌سوی رودخانه خاکریز ساخته بودند. این یعنی یعنی تسلط کامل به جبهه.
 جایی که ما می‌خواستیم از آن عبور کنیم نیزار بود. دشمن پشت نیزار را به انواع تجهیزات نظامی مسلح کرده بود. با این شرایط طبیعی بود که در مراحل اول و دوم کمی آهسته عمل کنیم. از آن‌جا که دشمن می‌دانست اگر پای ما به خشکی برسد جلودار ما نیست، بالطبع همه توانش برای جلوگیری از ورود ما به منطقه را به کار گرفت. علاوه بر افزایش فشارها، نیروهای خود را تقویت کرد و فشار بیشتری به نیروهای خود آورد. اما وقتی مرحله دوم را انجام دادیم و وارد مرحله سوم شدیم، دیگر اختیار عمل در دست دشمن نبود.
 بسیاری از نیروهای دشمن در این مرحله پا به فرار گذاشتند. چون تاب مقابله با نیروهای ما را نداشتند. کسی که آن روزها در منطقه بود کامل می‌داند که در مرحله سوم و چهارم عراقی‌ها به چه شکل فرار می‌کردند. بعثی‌ها وقتی دیدند توان مقابله ندارند به سمت خرمشهر عقب‌نشینی کردند. نیروهای ما در مسیر 110 کیلومتری اهواز تا خرمشهر قدم به قدم عراقی‌ها را به عقب راندند. دشمن هم از مقاومت در این مسیر منصرف شد و سعی کرد با عقب‌نشینی تمام توانش را برای از دست ندادن خرمشهر نگه دارد. عراقی‌ها قید بیابان‌های اطراف را زدند و بر حاشیه و مرکز خرمشهر متمرکز شدند. اما آن‌جا هم نتوانستند مقاومت کنند. چون فشارها از همه طرف به دشمن وارد می‌شد و حلقه محاصره تنگ‌تر شده بود. راه فرارشان هم که بسته بود. بنابراین ناچار شدند شکست را بپذیرند و تسلیم شوند. عده‌ای هم که قصد فرار داشتند در اروند غرق می‌شدند.
در کدام مرحله از این عملیات نیروهای ما بیشتر به شهادت رسیدند؟
 بیشترین درگیری‌ها در مرحله چهارم عملیات بود که آزادسازی خرمشهر قرار بود انجام شود. به‌همین دلیل بیشتر رزمندگان عملیات در این مرحله به شهادت رسیدند. درگیری‌ها در حاشیه شهر زیاد شده بود. دشمن هم از هم توانش برای مقابله استفاده می‌کرد. دژهای مستحکمی داشتند که تجهیزات نظامی در آن مستقر بود. رزمندگان ما را با چهارلول می‌زدند. حجم درگیری‌ها سبب شد که تعداد بیشتری از نیروهای ما در این مرحله به شهادت برسند.
عملیات بیت‌المقدس چه نقشی در جنگ داشت؟
بیت‌المقدس در آن فرصت زمانی بعد از فتح‌المبین عملیات بزرگی بود. منطقه وسیعی را شامل می‌شد. واقعاً چیزی که در خرمشهر می‌دیدیم این بود که بر اساس هرگونه محاسبه نظامی روز و حتی امروز پیروزی نیروهای ما در این عملیات امکان‌پذیر نبود. حتی با 20 برابر نیروهایی که در خرمشهر داشتیم و صرف 4 برابر زمان برای عملیات هم نمی‌شد به این شکل عمل کرد. تعداد نیروهای دشمن بسیار بیشتر از نیروها ما بود. شاید تعداد اسیران و کشته‌شدگان عراقی‌ها در بیت‌المقدس با کل نیروهای ما برابری می‌کرد. از نظر تجهیزات نظامی و پشتیبانی هم بسیار قوی‌تر بودند. ما فقط وسیله‌ای برای انجام این عملیات بودیم. با این شرایط بهترین تفسیر و تشریح از آزادسازی خرمشهر همان است که امام راحل فرمود. «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

برداشت از پایگاه خبری مازند نومه

ادامه نوشته

چگونه یک قصه گو شویم؟

قصه گویی یک بازی است، هنگامی که با عروسک ها بازی می کنید، وانمود می کنید که آن ها سخن می گویند، راه می روند و فعالیت می کنند.

هنگام بازی، ممکن است که داستان جنگ بین سربازان را روایت کنید،‌ یا رویدادی را در یک میهمانی چای بازی کنید و یا این که در زمان و مکان به حرکت درآیید و به سوی ماجراجویی های دور و دراز بروید.  

هنگام بازی کردن، نیازی به آغاز، میانه و پایان ندارید. تنها چیزی که برای این کار نیاز دارید، این است که حرکت کنید و به جای شخصیت های قصه حرف بزنید و خودتان را به جای آن ها قرار دهید.

اما هنگامی که قصه می گویید و مخاطبانی دارید، باید از خط داستانی مشخصی پیروی کنید که آغاز، میانه و پایان داشته باشد. هنگام قصه گفتن، از جزئیات رفتارهای شخصیت ها، از دیدن و شنیدن، چشیدن، بوییدن و لمس کردن چشم پوشی نمی کنید. شما باید با ابزار واژه ها، صحنه، زمان و احساسات جاری در قصه را مانند یک تابلو پیش چشمان شنونده ها نقاشی کنید و جان ببخشید. 

شما به عنوان یک قصه گو باید اجازه دهید تا واژه های قصه، بر لحن و شیوه حرکات شما اثر بگذارد. گویی که در آن لحظه در میان ماجرای داستان ایستاده اید و در همان فضا قرار دارید. قصه گو به هیئت تک تک شخصیت های قصه درمی آيد و شنونده به تماشای بازی او با واژه ها می نشیند. 

قصه گویی یعنی با زبان و شیوه قصه گویی ویژه خود، در درون قصه قرار بگیرید. تلاش نکنید که از صدا یا حرکات و رفتار یک قصه گوی دیگر تقلید کنید. برخی از قصه گو ها عادت دارند که صاف و بی حرکت بایستند. برخی دیگر هنگام قصه گویی مدام حرکت می کنند. برخی  صداهای خنده دار را چاشنی قصه می کنند و برخی دیگر با زبان و لحن ساده خود قصه می گویند. مهم این است که  خودتان باشید و اجازه دهید تا فضای داستان، شما را به بازی و واکنش برانگیزاند. 

  • نخستین گام برای این که قصه تان را تعریف کنید این است که آن را بنویسید. ایده و طرح قصه می تواند از یک قصه قومی قدیمی گرفته شده باشد و یا این که هر منبع دیگری داشته باشد. مهم این است که شما آن را به زبان خودتان بنویسید و سپس آن را به زبان و با شیوه های حرکت و بیان خودتان تعریف کنید. 
  • برای گفتن یک قصه، روش های بسیاری وجود دارد. می توانید قصه را به عنوان نمایشی در نظر بگیرید که می توانید به جای همه شخصیت های آن قرار بگیرید و واژه ها که ابزار شما هستند، می توانند همزمان که داستان را پیش می برند، صدا ها را تولید کنند، منظره ها، طعم ها و رایحه ها را بیافرینند و احساساتی را که در قصه جریان دارد بیان کنند. هنگامی که قصه می گویید باید بتوانید خود را در میان ماجرا و شخصیت های آن تصور کنید، درست مانند بازی در یک تئاتر. 

برداشت از سایت کتابک

ادامه نوشته

به بهانه زادروز عباس یمینی شریف...

عباس یمینی شریف، از نخستین شاعران و نویسندگان کودک ایران است. او بیش از ۳۰ کتاب برای کودکان دارد که از آن میان شعر با الفبا، باغ دوستی،‌ پلنگ یکه تاز، کتاب توکا و... می توان نام برد. برخی ازاین آثار از کانون های ادبی و فرهنگی ایرانی و بین المللی جوایزی دریافت کرده است. او از بینان گذاران شورای کتاب و انجمن پژوهش های آموزشی پویا است و سردبیری و مدیریت شماری از مجله های کودکان را نیز بر عهده داشته است.

او در سال ۱۲۹۸ در تهران زاده شد و کودکی خود را در روستای دربند سپری کرد. او از دوران کودکی شعر می سرود اما سرودن برای کودکان را هنگامی آغاز کرد که در دانشسرای مقدماتی آموزگاری با ادبیات کودکان دیگر کشورها آشنا شد. در سال ۱۳۲۱ برای نخستین بار یکی از سروده هایش در روزنامه نونهالان چاپ شد. یک سال بعد با برنده شدن در نخستین مسابقه شعر برای کودکان به عنوان شاعر کودکان شناخته شد و از سال ۱۳۲۴ سروده هایش به کتاب های درسی دوره دبستان راه یافت.

یمینی شریف در همان سال مجله «بازی کودکان» را منتشر کرد که توانست به سبب زبان و محتوای مناسب با کودکان ارتباط برقرار کند چنانچه گروهی از کارشناسان «بازی کودکان» را نخستین نشریه کودکان می دانند. از دیگر نشریه هایی که مدیریت آن ها را بر عهده داشت، مجله های دانش آموز، سازمان شیر و خورشید ایران و کیهان بچه ها را می توان نام برد.

یمینی شریف در سال ۱۳۳۲ برای گذراندن دوره کارشناسی آموزش و ادبیات کودکان به امریکا سفر کرد. تجربه های تلخش از دوران مکتب و آشنایی با دیدگاه های نو در آموزش و پرورش کودکان او را بر آن داشت تا پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۶ با همراهی همسرش توران مقومی، دبستان روش نو را باز کند. دبستان روش نو پس از مدتی از کودکستان تا دبیرستان گسترش یافت و تا ۱۳۵۸ به کار خود ادامه داد.

از دیگر فعالیت های او، بنیانگذاری جایزه ادبی عباس یمینی شریف برای تشویق نویسندگان و تصویرگران ایرانی، نگارش کتاب اول ابتدایی، کتاب اول و دوم برای بزرگسالان نوآموز، کتاب های آموزشی برای پدران ومادران و مقاله های آموزشی و اجتماعی در روزنامه کیهان آن زمان بود.

عباس یمینی شریف پس از نیم سده فعالیت برای کودکان در ۲۸ آذر ۱۳۶۸ به سبب بیماری درگذشت.

 

معرفی کتاب....

نام «فلسفه» و کلیه مشتقاتش برای بسیاری از ما هراس‌انگیز است! حتی طیف گسترده‌ای از کتابخوانان حرفه‌ای هم ترجیح می‌دهند به عادات مطالعه‌ای خود در فضاهای داستانی و متون روان و خوش خوان پایبند بمانند و سراغ متون غالبا ثقیل و پیچیده مرتبط با فلاسفه نروند.

در چنین مختصاتی آثار داستانی خلق شده بر محور تفکرات و آراء فلاسفه و حکمای بزرگ می‌تواند بستری مناسب برای ورود بی‌دردسر به این حوزه و مزمزه کردن دغدغه‌های فلسفی باشد.

صدرامتألهین یا همان ملاصدرای شیرازی یکی از سرشناس‌ترین فلاسفه عالم تشیع و از مفاخر ایران اسلامی است. «مردی در تبعید ابدی» روایت داستانی و جذاب نادر ابراهیمی از زندگی پرفرازو نشیب او است.

«برای نگارش این جزوه- که البته داستان است نه عین واقعیت و هیچ داستانی عین واقعیت نیست و اگر باشد، واقعیتی است مستقل و دیگر- به قدر بضاغت به راستی ناچیزم سود برده‌ام از هرآنچه که به زبان فارسی، تإلیف و ترجمه، از حضر صدرالمتألعین در دسترسم بوده و نیز بسیاری از کتب، رسالات و مقالات که درباره آثار و نظرات ملا و در شرح و توضیح آن‌ها نوشته شده و توانایی مطالعه و درک مفاهیم آن‌ها برایم وجود داشته‌است. بنابراین مدیون بزرگانی چون علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، سیدجلال‌الدین آشتیانی، سیدجعفر سجادی، مهدی حائری یزدی، سید حسن نصر، سیدهادی خسروشاهی، دکتر احمد شفیعی‌ها، دکتر محمدجواد مشکور، هانری کربن و... هستم»

نادر ابراهیمی با این شرح و تفصیل در همین مقدمه کتاب تکلیف متن خود را روشن می‌کند؛ اثری که هم مستند به تحقیق و پژوهش است و هم عجین با خیال‌پردازی و روایت داستانی. از همین زاویه است که بخش غالب روایتش در قالب دیالوگ و گفتگوی کاراکتر اصلی با اطرافیان طراحی شده و در همین آمدوشد گفته‌ها است که فضای ذهنی و فکری ملاصدرا برای مخاطب ترسیم می‌شود.

«مردی در تبعید ابدی» را انتشارات نوبهار در سال ۷۵ به قلم نادر ابراهیمی و در ۲۶۵ صفحه روانه بازار نشر کرد.

ادامه نوشته

نگاهی به زندگی شهید والامقام بروجردی...

کودکی و رشد دینی
به سال 1333 شمسی در روستای کوچک «دره گرگ» از توابع شهرستان «بروجرد» در خانواده مومن و مستضعف فرزندی دیده بر جهان گشود که او را «محمد» نام نهادند.شش ساله بود که پدر را از دست داد. با مرگ پدر و وخامت وضعیت مادی خانواده، مادر رنجدیده ، محمد و پنج فرزند دیگرش را با خود به «تهران» آورد و محله مستضعف نشین «مولوی» مقر خانواده بروجردی شد.مادرش میگوید: «محمد شش ساله بود که یتیم شد. از هفت سالگی روزها را در یک دکان خیاطی کار می کرد. اسمش را در یک مدرسه شبانه نوشتم و شبها درس می خواند. همه او را دوست داشتند. چه معلم چه صاحبکارش.»


چهارده ساله بود که به سال 1347 با شرکت در کلاسهای آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش از آن روزها چنین حکایت می کرد: «وقتی به این کلاسها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند».

در بند اسارت طاغوت
پس از چندی با تشکیلات مکتبی «هیات های مؤتلفه اسلامی» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی- عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار «حاج مهدی عراقی» تشکیل می شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد.
در سال 1350 ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش میگوید: «به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند میخواهی چکار کنی؟ گفت : مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم.می فهمی مادر، بیزار!»
«محمد»که علاقه ای به خدمت در ارتش شاهنشاهی نداشت اندکی پس از این فراخوان به قصد دیدار با مرشد در تبعید مکتب انقلاب حضرت امام خمینی«ره» از خدمت فرارکرد اما حین عبور از مرز زمینی ایران - عراق توسط عناصر «ساواک» رژیم شناسایی و دستگیر شد. مادر محمد از این دوران می گوید : «خبر آوردند که او را در خوزستان سر مرز گرفته اند. رفتم اهواز سازمان امنیت عکسش دستم بود و گریه میکردم... از آنجا رفتم زندان ساواک «سوسنگرد»... این پسر آنجا بود.وقتی وارد اتاق بازجویی شدم دیدم او را از پاهایش به سقف آویزان کرده اند و کتکش میزنند. همین طور مثل باران چوب و شلاق و باطوم بود که روی سر صورت بچه ام می بارد ولی حتی یک آخ هم از او نشنیدم.»
سردار شهید «حاج محمد ابراهیم همت» درباره روحیه بالا، عشق به ولایت وتعهد عمیق «محمد» به آرمانش در آن ایام سخت اسارت درسیاهچال های آریامهری می گفت : «در زندان عوامل رجوی و سایر همپالگی های منافقین به برادرانی که معتقد به ولایت فقیه و رهبری حضرت امام بودند از روی طعنه میگفتند فتوایی ! این هم یکی از مظلومیت های مضاعف بچه های حزب اللهی در آن سالها بود. بعضی ها در برابر این انگ زدنهای رذیلانه منافقین دست و پایشان را گم کردند. ولی محمد خیلی منطقی و زیبا آنها را توجیه کرد. او بدون هیچ ابایی گفته بود:آری ما فتوایی هستیم و مقلد. خودمان که مجتهد نیستیم تا بتوانیم تا حکام را از منابع آن استخراج کنیم. بگذارید هر چه دلشان میخواهد، بگویند».

برداشت از سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی

ادامه نوشته

روز بهینه سازی مصرف...

 

روز اهدای عضو...

 

اهدای عضو، اهدای زندگی

 

دمی با عمر خیام...

این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد

******

بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
وز خوردن آدمی زمین سیر نشد
مغرور بدانی که نخورده‌ ست ترا
تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد

******

هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفته‌ تر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد

******

هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
بالای بنفشه در چمن خم گیرد
انصاف مرا ز غنچه خوش می‌آید
کو دامن خویشتن فراهم گیرد

******

هم دانه امید به خرمن ماند
هم باغ و سرای بی تو و من ماند
سیم و زر خویش از درمی تا بجوی
با دوست بخور گر نه بدشمن ماند

سخن روز...

 

پیام تبریک مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران به مناسبت "روز ارتباطات و روابط عمومی"

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی مازندران در پیامی «روز ارتباطات و روابط عمومی» را به همکاران خدوم و دلسوز این عرصه در خانواده بزرگ کتابخانه‌های عمومی تبریک گفت.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی مازندران، در متن پیام آرزو ولیپور آمده است:

 نامگذاری ۲۷ اردیبهشت‌ماه به عنوان «روز ارتباطات و روابط عمومی»، بهانه‌ای است تا نقش و جایگاه این هنر (تخصص) را به عنوان هنر هشتم یادآور شویم و دستاوردهای تلاشگران خانواده بزرگ ارتباطات را ارج نهیم.

امروزه اهمیت جایگاه روابط عمومی در عصر ارتباطات و در دورانی که اطلاع رسانی در همه عرصه ها پیشتاز است، دو چندان شده است و روابط عمومی به عنوان عنصر اصلی در ارتقاء و پیشرفت هر سازمانی جایگاه ویژه ای دارد و بدون روابط عمومی هیچ فعالیتی انعکاس نمی یابد.

خدمات ارزشمند و کوشش خردمندانه دست اندرکاران حوزه روابط عمومی و تلاش های بی دریغ در پوشش خبری و انعکاس فعالیت‌های کتابخانه های عمومی مازندران در راستای ایفای رسالت خطیر اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی و ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی شایسته تقدیر و قدردانی است.

اینجانب فراسیدن بیست و هفتم اردیبهشت ماه؛ روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی را به تمامی دست‌اندرکاران ساعی و پرتلاش عرصه ارتباطات و روابط عمومی که در جهت ایفای رسالت خطیر گردش شفاف و صحیح اطلاعات گام بر می‌دارند، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و از خداوند بلند مرتبه، برای این عزیزان، توفیق روزافزون در جهت اعتلای امر مقدس اطلاع رسانی، آرزو می‌کنم.

حکیم ابوالقاسم فردوسی...

استاد بزرگ بي بديل ، حكيم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسي، حماسه سراي بزرگ ايران و يكي از شاعران مشهور عالم و ستاره در خشنده آسمان ادب فارسي و از مفاخر نامبردار ملت ايرانست كه به علت همين عظمت مقام و مرتبت، سرگذش مانند ديگر بزرگان دنياي قديم با افسانه و روايات مختلف در آميخته است.

 

مولد او قريه باژ از راء ناحيه طابران (يا: طبران) طوس بود، يعني همانجا كه امروز آرامگاه اوست، فردوسی در آن دِه در حدود سال 329 – 330 هجري، در خانواده اي از طبقه دهقانان چشم به جهان هستي گشود.

چنان كه مي دانيم "دهقانان" يك طبقه از مالكان بودند كه در دوره ي ساسانيان (و چهار پنج قرن اول از عهد اسلامي) در ايران زندگي مي كردند و يكي از طبقات اجتماعي فاصل ميان طبقه كشاورزان و اشراف درجه اول را تشكيل مي دادند و صاحب نوعي "اشرافيت ارضي" بودند.

زندگانی آنان در كاخهايي كه در اراضي خود داشتند مي گذشت.آنها به وسيله ي "روستاييان" از آن اراضي بهره برداري می نمودند و در جمع آوري ماليات اراضي با دولت ساساني و سپس در عهد اسلام با دولت اسلام همكاري داشتند و حدودا تا زمان حمله مغول به تدريج بر اثر فتنه ها و آشوبها و تضييقات گوناگون از بين رفتند.

اينان در حفظ نژاد و نسب و تاريخ و رعايت آداب و رسوم ملي، تعصب و سختگيري خاص مي كردند و به همين سبب است كه هر وقت در دورهي اسلامي كسي را "دهقان نژاد" مي دانستند مقصود صحت نژاد ايراني او بود و نيز به همين دليل است كه در متون فارسي قرون پيش از مغول "دهقان" به معني ايراني و مقابل "ترك" و "تازي" نيز استعمال مي شده است .

فردوسی به خاطر تعلق به اين طبقه از جامعه، از تاريخ ايران وسرگذشت نياكان خويش آگاهي داشت، به ايران عشق مي ورزيد، به ذكر افتخارات ملي علاقه داشت. وي از خانداني صاحب مكنت و ضياع و عقار بود و به قول نظامي عروضي صاحب چهار مقاله، در ديه باژ «شوكتي تمام داشت و به دخل آن ضياع از امثال خود بي نياز بود».

برداشت از سایت بیتوته

ادامه نوشته

آقا، کی می رسی از راه...

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داری
من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داری
از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟
در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

اعمال روز عید سعید فطر...

در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمالی برای روز عید سعید فطر وارد شده که به آن اشاره می کنیم :        

۱- اوّل آنکه بخوانی بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتی را که در شبش بعد از نماز فریضه می خواندی

اَللّهُ اَکْبَرُ اَللّهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ اَللّهُ اَکْبَرُ وَلِلّهِ

خدا بزرگتر است... نیست معبودی جز خدا و خدا بزرگتر است...

الْحَمْدُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی ما هَدینا وَلَهُ الشُّکْرُ علی ما اَوْلینا

و ستایش خاص خدا است ستایش از آن خدا است بر آنچه ما را راهنمائی فرمود و برای او است سپاس بر آنچه به ما بخشود       

۲- دوّم آنکه بخوانی بعد از نماز صبح دعائی را که سیّد روایت کرده

اَللَّهُمَّ إنّی تَوَجَّهْتُ إلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ أمامی وَ عَلیٍّ مِنْ خَلْفی وَ عَنْ یَمینی وَ أئِمَّتی عَنْ یَساری. أسْتَتِرُ بِهِمْ مِنْ عَذابِکَ وَ أتَقَرَّبُ إلَیْکَ زُلْفی لاأجِدُ أحَداً أقْرَبَ إلَیْکَ مِنْهُمْ، فَهُمْ أئِمَّتی فَآمِنْ بِهِمْ خَوْفی مِنْ عِقابِکَ وَ سَخَطِکَ وَ أدْخِلْنی بِرَحْمَتِکَ‏فی عِبادِکَ الصّالِحینَ.  

أصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً مُخْلِصاً عَلی دینِ مُحَمَّدٍ وَ سُنَّتِهِ وَ عَلی دینِ عَلیٍّ وَ سُنَّتِهِ وَ عَلی دینِ الْأوْصِیاءِ وَ سُنَّتِهِمْ، آمَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِیَتِهِمْ، وَ أرْغَبُ إلَی اللَّهِ تَعالی فیما رَغِبَ فیهِ إلَیْهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلیٌّ وَ الْأوْصیاءُ وَ أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ شَرِّ مَا اسْتَعاذوا مِنْهُ، وَ لا حَوْل وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ وَ لا عِزَّةَ وَ لا مَنْعَةَ وَ لا سُلْطانَ إلّا للَّهِِ الْواحِدِ الْقَهّارِ الْعَزیزِ الْجَبّارِ الْمُتَکَبِّرِ، تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إنَّ اللَّهَ بالِغُ أمْرِهِ.

اَللَّهُمَّ إنّی أُریدُکَ فَأرِدْنی وَ أطْلُبُ ما عِنْدَکَ فَیَسِّرْهُ لی وَ اقْضِ لی حَوائِجی، فَإنَّکَ قُلْتَ فی کِتابِکَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: »شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ، هُدًی لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ«فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما أنْزَلْتَ فیهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ خَصَّصْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ بِتَصْییرِکَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، فَقُلْتَ: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ ألْفِ شَهْرٍ × تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أمْرٍ × سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْر».

اَللَّهُمَّ وَ هذِهِ أیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ، وَ لَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ وَ قَدْ صِرْتُ مِنْهُ یا إلهی إلی ما أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّی وَ أحْصی لِعَدَدِهِ مِنْ عَدَدی، فَأسْأ لُکَ یا إلهی بِما سَأ لَکَ بِهِ عِبادُکَ الصّالِحُونَ أنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَتَقَبَّلَ مِنّی کُلَّ ما تَقَرَّبْتُ بِهِ إلَیْکَ وَ تَتَفَضَّلَ عَلَیَّ بِتَضْعیفِ عَمَلی وَ قَبولِ تَقَرُّبی وَ قُرُباتی وَ اسْتِجابَةِ دُعائی وَ هَبْ لی مِنْکَ عِتْقَ رَقَبَتی مِنَ النّارِ وَ مُنَّ عَلَیَّ بِالْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ وَ الْأمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ کُلِّ فَزَعٍ وَ مِنْ کُلِّ هَوْلٍ أعْدَدْتَهُ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ.

أعوذُ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ وَ بِحُرْمَةِ نَبیِّکَ وَ حُرْمَةِ الصّالِحینَ أنْ یَنْصَرِمَ هذَا الْیَوْمُ وَ لَکَ قِبَلی تَبِعَةٌ تُریدُ أنْ تُؤاخِذَنی بِها، أوْ ذَ نْبٌ تُریدُ أنْ تُقایِسَنی بِهِ وَ تُشْقِیَنی وَ تَفْضَحَنی بِهِ أوْ خَطیئَةٌ تُریدُ أنْ تُقایِسَنی بِها وَ تَقْتَصَّها مِنّی لَمْ تَغْفِرْها لی، وَ أسْأ لُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ الْفَعّالِ لِما یُریدُ الَّذی یَقولُ لِلشَّیْ‏ءِ: کُنْ، فَیَکونُ، لا إلهَ إلّا هُوَ.

اَللَّهُمَّ إنّی أسْأ لُکَ بِلا إلهَ إلّا أنْتَ إنْ کُنْتَ رَضیتَ عَنّی فی هذَا الشَّهْرِ أنْ تَزیدَنی فیما بَقِیَ مِنْ عُمْری رِضًی، فَإنْ کُنْتَ لَمْ تَرْضَ عَنّی فی هذَا الشَّهْرِ فَمِنَ الْآنِ فَارْضَ عَنِّی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ. وَ اجْعَلْنی فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی هذَا الْمَجْلِسِ مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ وَ طُلَقائِکَ مِنْ جَهَنَّمَ وَ سُعَداءِ خَلْقِکَ، بِمَغْفِرَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمینَ.

اَللَّهُمَّ إنّی أسْأ لُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ أنْ تَجْعَلَ شَهْری هذا خَیْرَ شَهْرِ رَمَضانَ عَبَدْتُکَ فیهِ وَ صُمْتُهُ لَکَ وَ تَقَرَّبْتُ بِهِ إلَیْکَ مُنْذُ أسْکَنْتَنی فیهِ أعْظَمَهُ أجْراً وَ أ تَمَّهُ نِعْمَةً وَ أعَمَّهُ عافِیَةً وَ أوْسَعَهُ رِزْقاً وَ أفْضَلَهُ عِتْقاً مِنَ النّارِ وَ أوْجَبَهُ رَحْمَةً وَ أعْظَمَهُ مَغْفِرَةً وَ أکْمَلَهُ رِضْواناً وَ أقْرَبَهُ إلی ما تُحِبُّ وَ تَرْضی.

اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْهُ آخِرَ شَهْرِ رَمَضانَ صُمْتُهُ لَکَ وَ ارْزُقْنِی الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ حَتّی تَرْضی وَ بَعْدَ الرِّضا وَ حَتّی تُخْرِجَنی مِنَ الدُّنْیا سالِماً وَ أنْتَ عَنّی راضٍ وَ أ نَا لَکَ مَرْضیٌّ.

اَللَّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضی وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأمْرِ الْمَحْتومِ الَّذی لایُرَدُّ وَ لا یُبَدَّلُ أنْ تَجْعَلَنی مِمَّنْ تُثیبُ وَ تُسَمّی وَ تَقْضی لَهُ وَ تَزیدُ وَ تُحِبُّ لَهُ وَ تَرْضی وَ أنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ فی هذَا الْعامِ وَ فی کُلِّ عامٍ الْمَبْرورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفورِ ذُنوبُهُمُ، الْمُتَقَبَّلِ عَنْهُمْ مَناسِکُهُمُ، الْمُعافینَ عَلی أسْفارِهِمُ، الْمُقْبِلینَ عَلی نُسُکِهِمُ، الْمَحْفوظینَ فی أنْفُسِهِمْ وَ أمْوالِهِمْ وَ ذَراریهِمْ وَ کُلِّ ما أنْعَمْتَ بِهِ عَلَیْهِمْ.

اَللَّهُمَّ اقْلِبْنی مِنْ مَجْلِسی هذا، فی شَهْری هذا، فی یَوْمی هذا، فی ساعَتی هذِهِ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً لی مَغْفوراً ذَ نْبی مُعافًی مِنَ النّارِ وَ مُعْتَقاً مِنها عِتْقاً لا رِقَّ بَعْدَهُ أبَداً وَ لا رَهْبَةَ یا رَبَّ الْأرْبابِ.

اَللَّهُمَّ إنّی أسْأ لُکَ أنْ تَجْعَلَ فیما شِئْتَ وَ أرَدْتَ وَ قَضَیْتَ وَ قَدَّرْتَ وَ حَتَمْتَ وَ أنْفَذْتَ أنْ تُطیلَ عُمْری وَ أنْ تُنْسِئَنی فی أجَلی وَ أنْ تُقَوِّیَ ضَعْفی وَ أنْ تُغْنِیَ فَقْری وَ أنْ تَجْبُرَ فاقَتی وَ أنْ تَرْحَمَ مَسْکَنَتی وَ أنْ تُعِزَّ ذُلّی وَ أنْ تَرْفَعَ ضَعَتی وَ أنْ تُغْنِیَ عائِلَتی وَ أنْ تُؤْ نِسَ وَحْشَتی وَ أنْ تُکْثِرَ قِلَّتی وَ أنْ تُدِرَّ رِزْقی فی عافِیَةٍ وَ یُسْرٍ وَ خَفْضٍ وَ أنْ تَکْفِیَنی ما أهَمَّنی مِنْ أمْرِ دُنْیایَ وَ آخِرَتی وَ لاتَکِلْنی إلی نَفْسی فَأعْجِزَ عَنْها وَ لا إلَی النّاسِ فَیَرْفَضونی، وَ أنْ تُعافِیَنی فی دینی وَ بَدَنی وَ جَسَدی وَ روحی وَ وُلْدی وَ أهْلی وَ أهْلِ مَوَدَّتی وَ إخْوانی وَ جیرانی مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ الْأحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الْأمْواتِ وَ أنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِالْأمْنِ وَ الإْیمانِ ما أبْقَیْتَنی، فإنَّکَ وَلیّی و مَوْلایَ وَثِقَتی وَ رَجائی وَ مَعْدِنُ مَسْأ لَتی وَ مَوْضِعُ شَکْوایَ وَ مُنْتَهی رَغْبَتی، فَلاتُخَیِّبُنی فی رَجائی یا سَیِّدی وَ مَوْلایَ وَ لاتُبْطِلْ طَمَعی وَ رَجائی‏فَقَدّْ تَوَجَّهْتُ إلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ قَدَّمْتُهُمْ إلَیْکَ أمامی وَ أمامَ حاجَتی وَ طَلِبَتی وَ تَضَرُّعی وَ مَسْأ لَتی، وَ اجْعَلَنی بِهِمْ وَجیْهاً فِی الدُّنیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ، فَإنَّکَ مَنَنْتَ عَلَیَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ فَاخْتِمْ لی بِهِمُ السَّعادَةَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ   

برداشت از سایت خبرگزاری حوزه  

ادامه نوشته

تبریک عید سعید فطر...

 

وداع با رمضان...

 

شعری از مثنوی معنوی...

 

سخن روز