کتابخانه هاشمی نژاد...

صفحه پیج کتابخانه عمومی شهید هاشمی نژاد را در اینستاگرام دنبال نمایید.

 

معرفی چند رمان برتر ایرانی...

کلیدر – محمود دولت آبادی

کتاب کلیدر نوشته استاد محمود دولت آبادی است که درباره فضای ملتهب سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است. اسم این کتاب از نام کوهی در شمال شرقی ایران گرفته شده است. داستان درباره قهرمان داستان به نام گل محمد است که پسری روستایی است که به عشق دختری به نام مارال گرفتار می‌شود. البته در روند داستان گفته می‌شود که مارال نامزدی به نام دلاور داشته و گل محمد همسری به نام زیور دارد اما در نهایت مارال با گل محمد ازدواج کرده و این اتفاق باعث کینه ورزی‌های دلاور می‌شود و تنش و هرج و مرج بین آن دو قوم شکل می‌گیرد.

در روند این داستان شاید سرنوشت برخی از شخصیت‌ها و نقش‌های داستان بی‌سرانجام بماند ولی هر کلیت داستان نابسامانی وضعیت آن روزگار و مناسبات اجتماعی سیاسی و اقتصادی ایران در آن دهه یعنی دهه ۱۳۲۰ به طور مفصل بیان می‌شود.

طبق تحقیقات انجام شده کتاب کلیدر به عنوان دومین رمان بلند جهان در ۱۰ جلد جمع‌آوری شده است. درست است که خواندن چنین داستان‌های طولانی نیازمند شور و اشتیاق بسیاری است ولی دانستن حال و هوا و روزگار دهه ۲۰ ایران و تاریخ ایران و شکل جامعه در آن روزگاران بسیار مهم بوده و دانستن آنها می‌تواند مخاطبان بسیاری را به وجد آورد. علاوه بر محمود دولت آبادی، نویسندگان و شاعران دیگری نیز همچون مهدی اخوان ثالث در آثار خود از حوادث زندگی مردم سخن گفته‌اند که خواندن آنها نیز خالی از لطف نیست.

چشم هایش – بزرگ علوی

رمان چشم‌هایش نوشته استاد بزرگ علوی برای اولین بار در سال ۱۳۳۱ منتشر شده است. این کتاب یکی از شاخص‌ترین اثرهای بزرگ علوی است که نظر خوانندگان زیادی را به خود جلب کرد. نگارش این کتاب طبق گفته‌های نویسنده حدود ۶ ماه به طول انجامیده است. این کتاب روایتگر داستان عاشقانه‌ای است که استاد ماکان نقاش مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه در تبعید از دنیا می‌رود و یکی از آثار به جا مانده از او پرده‌ای است به نام چشم‌هایش که منظور چشم‌های زنی است که رازی را در خود پنهان کرده است.

در این داستان عشقی نافرجام روایت می‌شود که زنی به نام فرنگیس نسبت به استاد ماکان داشته است. روایتگر این داستان ناظم مدرسه استاد ماکان است که شیفته پرده چشم‌هایش استاد شده بود که برای رمزگشایی از راز و رمز آن نقاشی تصمیم می‌گیرد زنی که سوژه آن نقاشی بوده است را پیدا کرده و از آن راز گره‌گشایی کند.

نویسنده در طول این داستان تمامی احساسات و عواطف عاشقانه شخصیت‌ها را به طرز اعجازآوری بیان کرده است. به راستی که بزرگ علوی در داستان‌نویسی مدرن ایرانی بسیار استادانه قلم زده و این کتاب بی‌شک از بزرگترین آثار داستانی خواهد بود.

سووشون – سیمین دانشور

کتاب سووشون اولین رمان سیمین دانشور است که در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسید. او این داستان را در روزگاری نوشت که نویسندگان زیادی به خاطر فشار و استبداد آن دوران داستان‌هایی با مضمون پوچ گرایی و ناامیدی و تقدیرگرایی می‌نوشتند. اما او با انتشار این داستان امید و مقاومت را به آنها یادآور شد.

شخصیت‌های کتاب سووشون یک زوج شیرازی زمین‌دار و ملاک هستند که از روشنفکران آن زمان و حامی وطن بودند که دغدغه آنها معیشت و بی‌سامانی کشور بود. شخصیت زن این داستان به نام زری نمونه‌ای تمام عیار از یک زن و مادر ایرانی را تصویر میکشد که خانواده مهمترین دارایی و اولویت او بوده است. زندگی عاشقانه ی این زوج یکی دیگر از جنبه‌های جذاب این کتاب است که نویسنده با مهارت تمام به شخصیت‌پردازی آنها پرداخته است.

کتاب سووشون یکی از بهترین رمان‌های ایرانی است که یک بار خواندن آن خالی از لطف نیست و می‌تواند در عین خواندن یک داستان عاشقانه شما را با بخشی از تاریخ گذشته کشورمان آشنا کند.

معرفی کتاب...

یکی از کلاسیک‌های زنده جهان که انجمن جهانی مدیریت اطلاعات آنرا در فهرست آثاری قرار داده است که هر مدیری باید بخواند کتابِ چگونه کتاب بخوانیم اثر مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن است که ماه های اول سال 1940 منتشر شده است.

همان‌طور که از اسم کتاب مشخص است، این کتاب راهنمای بهتر خواندن است. اما خواندن چه نوع کتابی؟ رمان؟ کتاب فلسفی؟ ریاضیات یا علوم تجربی؟ کتاب‌های سیاسی یا…؟

چگونه کتاب بخوانیم تقریبا یک کتاب مرجع است که روی نحوه خواندن تاکید دارد. اینکه خواندن چند سطح دارد و چگونه باید خواند و تقریبا برای هر نوع کتابی چند نکته و راهکار ارائه می‌کند.

چگونه کتاب بخوانیم در چهار بخش نوشته شده است:ابعاد خواندن، سومین سطح خواندن، خواندن تحلیلی، روش‌هایی برای انواع مختلف مطالب خواندنی، اهداف نهایی خواندن

آدلر در چگونه کتاب بخواینم ترجیح می‌دهد از سطوح مختلف خواندن به جای انواع خواندن صحبت کند. او می‌گوید خواندن ۴ سطح دارد و این سطوح به ترتیب مکمل یکدیگر هستند.

این چهار سطح خواندن عبارتند از:خواندن ابتدایی، خواندن اجمالی، خواندن تحلیلی، خواندن تلفیقی یا خواندن تطبیقی

معمولا ذهن بیشتر ما درگیر این است که باید کتاب بخوانیم و کتاب نخواندن چیز بدی است و بیشتر مشکلات ما ناشی از همین کتاب نخواندن است. اغلب ما در فکر این هستیم که آگاهی خودمان را بالا ببریم و بیشتر و بیشتر کتاب بخوانیم. همه‌ی ما فکر می‌کنیم چگونه خواندن را می‌دانیم و نیازی به یادگیری دوباره در این زمینه نداریم. موضوع ساده است: کتاب را باز می‌کنیم و شروع به خواندن می‌کنیم. و این موضوع را از همان دوران مدرسه نیز یاد گرفته‌ایم. هیچوقت آموزشی در مورد نحوه مطالعه نداشته‌ایم و همیشه این موضوع را ساده در نظر گرفته‌ایم.

اما وقتی با کتاب‌هایی مانند صد سال تنهایی یا خشم و هیاهو و یا مثلا با کتاب‌های فلسفی برخورد می‌کنیم، خود به خود پی می‌بریم که کلمات را خواندن و پیش رفتن فقط باعث سردرگمی می‌شود. پی می‌بریم که باید عمیق‌تر خواند، باید هدف نویسنده را جستجو کرد، باید بین مطالبی که خوانده‌ایم ارتباط برقرار کرد، باید دلیل اتفاقات را از متن خارج کرد، باید به سوال‌هایی فکر کرد که نویسنده در کتاب تلاش دارد به آن‌ها پاسخ دهد. همین موضوعات و سوال‌هایی که ممکن است برای هر خواننده‌ای پیش بیاید موضوع کتاب چگونه کتاب بخوانیم است.

اگر در کتاب خواندن حرفه‌ای نیستید و یا در خواندن درس‌های مدرسه و دانشگاه چندان موفق عمل نمی‌کنید، این کتاب را بخوانید و از راهنمایی‌های آن استفاده کنید.

برداشت از سایت: کافه کتاب

جملات بزرگان درباره کتاب...

 

«کتاب ها دو جورند: کتاب­هایی که وقتی با آنها محشوری، تنهایی و کتاب­هایی که وقتی تنهایی، با آنها محشوری».

    «کدام محروم ترند؟ کسی که کتاب خوب دارد، ولی وقت ندارد یا آن که وقت دارد، ولی کتاب خوبی در دست ندارد؟».

  «وقتی کتاب­های خوب را بد تبلیغ کنند، مثل این است که کسی با صدای خرناس، دیگران را به استراحت دعوت کند».

    «کتاب، عسل است... لطفاً مواظب زنبورهای تقلبی باشید».

    «کتاب خوب، عسل طبیعی است، احوال ذائقه شما چطور است؟».

    «پیش از آنکه کتاب های بد، ما را به آتش بکشند، خوب است ما با آب معرفت بشوییمشان».

    «اگر با خواندن یک کتاب خوب، به هیچ یک از اهدافتان نرسیدید، لطفا اهدافتان را تغییر دهید».

   «دفن کتاب فاسد و مرده، وظیفه خواننده ای است که می­خواهد سالم و زنده بماند».‍

     «کتابی که حرفی برای گفتن داشته باشد، حرف ندارد».

    «نادانی بد است، ولی از آن بدتر، بددانی است که از بدخوانی می­آید».

 «کتاب بد، کتابی است که در جوانی پیر شده و کتاب خوب، کتابی است که هرچه می­گذرد، جوان­تر می­شود».

«کتاب بد، تو را خسته می­کند، ولی کتاب خوب را تو خسته می­کنی، از بس مکرر می­خوانی».

      «فرق جامعه غربی و اسلامی در این است که آنجا اثر«من» مطرح است و اینجا «اثر» من».

      «به نظر یک ناشر پول دوست، هر کتابی که «سودآور» نباشد، «سوز آور» است».

      «خواننده زیرک کسی است که قبل از خواندن یک کتاب شیطانی، بتواند دست ناشر و نویسنده را بخواند».

      «اگر واقعاً کتاب خوانی، یک برگ از کتاب وجود خودت را بخوان!».

حدیث روز...

 

زندگی نامه علامه طباطبایی...

جدّ علامه طباطبائی(ره) از شاگردان و معاشران نزدیک شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهرالکلام) بود و نامه ها و نوشته های ایشان را می نگاشت. مجتهد بود و به علوم غریب (رمل و جفر و ...) نیز احاطه داشت اما از نعمت داشتن فرزند محروم بود. روزی هنگام تلاوت قرآن به این آیه رسید:

« و ایوب إذ نادی ربه: انیّ مسنی الضر و انت ارحم الرّاحمین »

با خواندن این آیه، دلش می شکند و از نداشتن فرزند غمگین می شود.

همان هنگام چنین ادراک می کند  که اگر  حاجت خود را از خداوند بخواهد، روا خواهد شد. دعا می کند و خداوند هم پس از عمری دراز، فرزند صالحی به او عنایت می فرماید. آن پسر، پدر مرحوم علامه طباطبائی می شود. پدر علامه نیز پس از تولد او، نام پدر خود ( یعنی جدّ علامه) را بر وی می نهد.

ولادت:

علامه طباطبایی در آخرین روز ماه ذیحجه سال 1321 هـ.ق در شاد آباد تبریز متولد شد و81 سال عمر پربرکت کرد و در صبح یکشنبه 18 محرم الحرام سال 1402 هـ.ق سه ساعت به ظهر مانده رحلت کردند.

اجداد علامه طباطبایی از طرف پدر از اولاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و از اولاد ابراهیم بن اسماعیل دیباج هستند و از طرف مادر اولاد حضرت امام حسین علیه السلام می باشند. در سن پنج سالگی مادرشان و در سن نه سالگی پدرشان بدرود حیات می گویند و از آنها اولادی جز ایشان و برادر کوچکتر از ایشان بنام سید محمد حسن کسی دیگر باقی نمانده بود.

تحصیلات واساتید :

سید محمد حسین به مدت شش سال (1290 تا 1296هـ.ش) پس از آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس می شد آثاری چون گلستان، بوستان و ... را فراگرفت. علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت. چون تحصیلات ابتدایی نتوانست به ذوق سرشار و علاقه وافر ایشان پاسخ گوید از این جهت به مدرسه طالبیه تبریز وارد شد و به فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال 1297 تا 1304 هـ.ش مشغول فراگیری دانشهای مختلف اسلامی گردید. علامه طباطبایی بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز همراه برادرشان به نجف اشرف مشرف می شوند و ده سال تمام در نجف اشرف به تحصیل علوم دینی و کمالات اخلاقی و معنوی مشغول می شوند.

علامه طباطبایی علوم ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سید ابوالقاسم خوانساری که از ریاضی دانان مشهور آن زمان بود فراگرفت. ایشان دروس فقه و اصول را نزد استادان برجسته ای چون مرحوم آیت الله نائینی(ره) و مرحوم آیت الله اصفهانی(ره) خواندند و مدت درسهای فقه و اصول ایشان مجموعاً ده سال بود.

استاد ایشان در فلسفه حکیم متأله، مرحوم آقا سید حسین باد کوبه ای بود که سالیان دراز در نجف اشرف در معیت برادرش مرحوم آیت الله حاج سید محمد حسن طباطبایی الهی نزد او به درس و بحث مشغول بودند.

و اما معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد عارف عالیقدر و کم نظیر مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی طباطبائی(ره) آموختند و در سیر و سلوک و مجاهدات نفسانیه و ریاضات شرعیه تحت نظر و تعلیم و تربیت آن استاد کامل بودند. استاد امجد نقل می کند که ((حال مرحوم علامه، با شنیدن نام آیت الله قاضی دگرگون می شد. ))

حجت الاسلام سید احمد قاضی از قول علامه نقل می کند که: پس از ورودم به نجف اشرف به بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام رو کرده و از ایشان استمداد کردم. در پی آن آقای قاضی نزدم آمد و فرمود:

((شما به حضرت علی علیه السلام عرض حال کردید و ایشان مرا فرستاده اند. از این پس، هفته ای دو جلسه با هم خواهیم داشت.))

و در همان جلسه فرمود:

(( اخلاصت را بیشتر کن و برای خدا درس بخوان. زبانت را هم بیشتر مراقبت نما.))

برداشت از : سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی

ادامه نوشته

بهترین دوست...

 

هفته کتاب، کتابخوانی و کتابدار...

 

حدیث روز...

 

روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه

19 آبان (10 نوامبر) ؛ روز جهانی علم
سازمان جهانی یونسکو که در حوزه‌های علم، فرهنگ و آموزش فعالیت می‌کند، در سال ۱۹۹۹ میلادی‌ در نشستی در بوداپست، دهم نوامبر را به عنوان «روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه» نامگذاری کرد. این نام‌گذاری هرچند ارج‌گزاردن به علم و فناوری علمی‌ و بانیان علم خوانده شده است؛ در عین‌حال تلاش در راستای ایجاد پیوند میان فناوری‌های علمی و بهبود کیفیت زندگی‌ عمومی و کاهش و مهار‌ تهدیدهای اقلیمی ناشی از تولید و فناوری‌های تکنولوژیک‌ نیز بوده است.

اهداف نامگذاری روز جهانی علم

روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه‌، هرچند عنوان کلی است‌؛ اما این عنوان کلی در‌بردارنده ی اهداف و برنامه‌های جزئی‌تری است که کشورها و نهادهای علمی باید تلاش کنند تا به آن دست یابند، این اهداف عبارتند از:
 بهره‌مندی آحاد جامعه از ثمرات علم، فناوری و نوآوری.

√ معرفی پیشکسوتان و شخصیت‌های علمی برجستة کشور.

√ ایجاد زمینة مناسب برای آشنایی دانش‌آموزان با مهارت‌ها و مشاغل علمی.
√ ایجاد بستر و فضای مناسب گفتمان پیرامون تأثیر علم، فناوری و نوآوری بر زندگی روزمرة مردم.
√ ایجاد تمهیدات لازم برای بازدیدهای عمومی از موزه‌های علمی کشور.
√ بازدید عمومی از مراکز و مؤسسات مؤثر در ایجاد تعامل بین علم، صلح و توسعه.
√ معرفی برخی موقعیت‌های نو که موجب ارتقا‌ء کیفیت عمومی زندگی می‌شود.

در واقع روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه، فرصتی را برای موسسات علمی، دولتها، اجتماعات مدنی و دانشمندان فراهم می­کند تا در مورد صلح و توسعه، که از اساسی ­ترین مفاهیم اجتماعی است، به بحث و تبادل نظر بپردازند. در نگرش نوینی که یونسکو به آن اهتمام می ورزد، صلح تنها به معنای نبود جنگ میان دولتها نیست، بلکه می­تواند به معنای شرایط یک مدیریت ملی سازنده، حل و فصل اختلافات و ایجاد هماهنگی در روابط میان بخش­های مختلف نهادی یک جامعه باشد. بدیهی است جوامعی که از روش علمی سود می ­جویند، می­توانند منظری مشترک برای نگاه به جهان بیابند و تلاش و تاکید خود را به جای اختلاف­ها بر اشتراک ها متمرکز کنند تا از این میان، شاید سرانجام صلح سر برآورد.

بسیاری از کشورها از نام‌گذاری دهم نوامبر به عنوان ‌روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه‌ از سوی یونسکو استقبال کرده‌اند و این نام‌گذاری در تقویم رسمی بسیاری از کشورها ثبت شده است. از این‌رو، ‌دهم نوامبر به عنوان روز جهانی علم از سوی سازمان یونسکو، کشورها و سازمان‌های فعال در این زمینه، به‌نیکویی گرامی‌ داشته می‌شود.

سازمان جهانی یونسکو انتظار دارد، کشورها در یک برنامة بلند‌مدت ده‌ساله، به مهم‌ترین اهداف تعریف‌شده دست‌یابند. برای تحقق چنین امری، سازمان یونسکو همه‌ساله، روی یکی از اهداف تعریف‌شده تأکید می‌کند و با نام‌گذاری آن سال، به‌نحوی کشورها را تشویق می‌کند که برنامه‌های آموزشی را در راستای تحقق آن سوق دهند.

برداشت از: سایت بیتوته

حدیث روز...

 

روز مازندران...

نامگذاري روزي با عنوان "روز مازندران " علاوه بر اثرات ملي كه همان ثبت روزي به نام اين استان خطه شمالي در تقويم كشور است در ايجاد تهييج و حركت موسسه ها و تشكل هاي فرهنگي و هنري مازندرانی در سطح كشور براي حفظ و احياي فرهنگ و رسوم اين استان تاثير گذاشته است.

به استناد تاریخ طبرستان نوشته ابن اسفندیار، در روز سه شنبه ۲۵ رمضان سال ۲۵۰ هجری قمری و بنا به تقاضای مردم طبرستان از حسن بن زید علوی، ایشان به منطقه رویان آمده و در آنجا بزرگان و معاریف وقت با ایشان برای تشکیل حکومت بیعت نموده و این بیعت خاص با بیعت عام یعنی اقامه نماز جمعه در شهر کجّه ( کجور کنونی ) در روز جمعه همان سال و همان ماه توأم شد.

 این مناسبت تاریخی - آغاز حکومت علویان در طبرستان - مبنای نامگذاری روز مازندران در شورای فرهنگ عمومی مازندران شد، البته با تبدیل تاریخ قمری، ۲۵ رمضان ۲۵۰ قمری به شمسی، با ۱۴ آبان سال ۲۴۳ هجری شمسی برابر شد.

بر اساس بخشنامه سال 1388 سازمان ميراث فرهنگي كشور مبني بر انتخاب روزي با عنوان روز مازندران ، پژوهشگران و فعالان حوزه فرهنگ و تمدن استان با هم انديشي و همفكري 14 آبان را به خاطر سالروز بيعت مردم اين استان با حسن بن زيد علوي بنيان گذار نخستين حكومت شيعي علوي به نام روز مازندران انتخاب كردند.

پيش از اين نامگذاري ، اجرا و احياي برخي رسوم و سنت ها به برخي ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ها و تعدادي موسسات خلاصه مي شد اما اين روند با تغيير اكنون به يك جريان منسجم مبدل شد.

هم اكنون حدود 70 تشكل و سازمان هاي مردم نهاد و موسسه فرهنگي كه در عرصه فرهنگ و هنر در سطح كشور فعاليت مي كردند با تشكيل ' بنياد هم انديشان تبري ' در مركز كشور اجراي آئين ها و رسوم مربوط به استان مازندران را پيگيري و اجرا مي كنند و قدم در راه حفظ و احياي اين بخش از فرهنگ و تمدن استان گذاشته اند.

از اين جهت ثبت روزي با عنوان اين استان باعث گرد هم آمدن جمعي از علاقه مندان احياي سنت هاي فراموش شده و حفظ آيين ها و ارزش هاي فرهنگي زاد بوم خودشان شده است.

روز مازندران بهانه اي است براي كنارهم بودن، سرودن ، گفتن و شنيدن. حالا هركسي و گروهي كه دل درگروه فرهنگ و سنن تاريخي و تمدني خود دارد به ابتكار و سليقه اش براي گرامي داشت اين روز قدمي بر می دارد.

برداشت از : سایت خبرگزاری صدا و سیما

روز فرهنگ عمومی...

نامگذاری روز فرهنگ عمومی

شورای فرهنگ عمومی 14 آبان‌ماه را در تقویم سال 1387 به نام "روز فرهنگ عمومی" نامگذاری کرد. روابط عمومی دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی اعلام کرد در چهارصد و شصت و ششمین جلسه این شورا روز 14 آبان که مصادف با تصویب آئین‌نامه شورای فرهنگ عمومی است، به نام روز فرهنگ عمومی مصوب گردید.

فرهنگ عمومی چیست؟

فرهنگ تعيين كننده چگونگي تفكر و احساس اعضاي جامعه است. فرهنگ راهنماي اعمال انسانها و معرف جهان بيني‌هاي آنها در زندگي است. فرهنگ عمومي به معناي فرهنگ غالب و گسترده‌اي است كه در ميان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزه‌اي از عقايد،‌ ارزشها، جلوه‌هاي احساسي و هنجارهاست كه اجبار اجتماعي غير رسمي از آن حمايت مي‌كند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در كليت جامعه مورد قبول است.

ویژگیها و شاخصهای فرهنگ عمومی:
1. فرهنگ عمومی دارای دو جهت «عینی» و «اعتباری» است که می‌‌‌‏بایست هر دو را مدنظر داشت. هیچ کس بهتر از مقام معظم رهبری، آیت‌‌‌‏الله خامنه‌‌‌‏ای، این دو بعد فرهنگ عمومی را تبیین نكرده‌‌‌‏اند. از نظر ایشان فرهنگ عمومی دو بخش دارد: یک بخش آن ظاهری و بارز مثل: شکل لباس و شکل معماری است که تأثیر خاصی بر روی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت‌شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگترهاست. 

2. فرهنگ عمومی حوزه‌‌‌‏ای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست، بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیردولتی (غیررسمی) است. برخلاف حوزه فرهنگ رسمی که در نهایت، اجبار فیزیکی از آن حمایت می‌‌‌‏کند، حوزه فرهنگ عمومی عمدتاً بر پذیرش و اقناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات، به معنای حقوقی کلمه، را در پی ندارد. به عبارت دیگر مفهوم فرهنگ عمومی در تقابل مردم ـ دولت مفهوم پیدا می‌‌‌‏کند.

3. فرهنگ عمومی مؤلفه‌هایی از فرهنگ است که تأثیرات آن عام و فراگیر می‌باشد و عامه مردم در کیفیت آن نقش دارند و از شیوه رفتارهای عمومی مردم یا عرف و عادات و رسوم و زبان ساخته می‌‌‌‏شود و یا تأثیر مشهود می‌پذیرد و عموم جنبه‌‌‌‏ها و عرصه‌‌‌‏ها و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌‌‌‏دهد و عموم مردم نسبت به آنها حساسیت و شناخت دارند.

4. فرهنگ عمومی، سازندگان و عاملان خاص خودش را دارد که بر بخشی از آنها دولت نظارت می‌‌‌‏کند. نزدیک شدن به فرهنگ عمومی و اصلاح آن از طریق بخشنامه میسر نیست.

 

5. فرهنگ عمومی مانند کل نظام فرهنگی و فرهنگ، در چهار وجه ظاهر می‌‌‌‏شود: درونی، روانی، نمادی، نهادی و آثار. از این رو می‌‌‌‏توان رگه‌‌‌‏های فرهنگ عمومی را در همه این جلوه‌‌‌‏ها یافت. فرهنگ عمومی، در کنار فرهنگ رسمی، در همه حوزه‌‌‌‏های زندگی اجتماعی، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظایر اینها حضور دارد. از این رو نمی‌توان آن را به حوزه مشخصی محدود ساخت.

برداشت از: سایت بیتوته

ادامه نوشته

معرفی کتاب

 

حکایت‌ها شیرین هستند و حالا اگر این حکایت‌ها شرح روزها و شب‌های برترین انسان‌ها باشد، مگر می‌شود به دل ننشینند! خصوصاً حرف‌ها و نکته‌هایی که دوست داریم همیشه بشنویم و آن را آویزه گوشمان کنیم.  «سبد سبد آرزو» از مجموعه کتاب‌های «قصه‌های شیرین از زندگی معصومین(ع)» نوشته مسلم ناصری است که همراه با تصویرگری محمد حسین صلواتیان در چهار نوبت تجدید چاپ شده است. این اثر به بیان حکایت‌هایی از زندگانی صادق آل محمد(ع) برای گروه سنی «ب» می‌پردازد. در این داستان امام بعد از حضور کوتاه در بازار به همراه هلال غلام خود و مشاهده سختی و مشقت مردم در تهیه خورد مایحتاج روزانه زندگی به‌واسطه خشک‌سالی که پیش‌آمده به خانه برمی‌گردند و به هلال دستور می‌دهند تا تمام گندم‌هایی که در انبار دارند را برای برطرف کردن سختی زندگی مردم به بازار ببرد و بفروشد و... ماه پشت ابر، خواب شیرین، سفر پرسود از عناوین دیگر قصه‌های این کتاب است.

برداشت از : کتاب به نشر

 

سیزده آبان با خود چه داشت؟

روز دانش‌آموز در ایران مصادف است با ۱۳ آبان هر سال. علت نامگذاری این روز، واقعه کشتار جمعی دانش‌آموزان تهرانی می‌باشد که به نشانه اعتراض به حکومت پهلوی در صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در محوطه دانشگاه تهران جمع شده بودند. به منظور گرامی‌داشت این روز، ۱۳ آبان در تقویم جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز دانش‌آموز نامگذاری شده است.

وقایع 13 آبان سال 1357

در حالی که انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی به روزهای سرنوشت سازی نزدیک می‌شد همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا نمودن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند. در این میان دانش‌آموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند.

صبح روز 13 آبان 1357، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. این جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند.

ساعت یازده صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛ اما، اجتماع کنندگان در حالیکه به سختی نفس می‌کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند.

حضرت امام در پیامی به همین مناسبت فرمودند: «... عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ... ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته‌ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم».

دانش آموزان و مبارزه ملی با استکبار

بی گمان، دانش آموزان آگاه و رشید ما در مبارزه با استکبار، همواره نقشی فعّال و فراموش ناشدنی ایفا کرده اند. این عزیزان بودند که در 13 آبان 1357 از آیینه احساس و شعور مردم انقلابی و مسلمان ایران غبار برگرفتند و هویت مسلمانی، خوداتکایی و مبارزه با استکبار را به همگان آموختند.

این نوجوانان دانش دوست بودند که با شعارهای کوبنده و مشت های گره خورده، پایه های حکومت مزدور پهلوی را سست کردند و لرزه بر اندام زمام داران کاخ های کفر انداختند.

این جوانان شجاع بودند که با قیام خویش، به مستضعفان آموختند که برای به دست آوردن حقوق از دست رفته خود، باید با ستم گران جهانی بستیزند. اینک و با توجه به آن رشادت ها و حماسه آفرینی ها، بر دانش آموزان ماست که سهم مهمی در مبارزه با استکبار بر عهده گیرند و هم چون گذشته، از پیش گامان این قیام ملّی باشند.

پیام روز سیزدهم آبان

یوم اللّه سیزده آبان، یادآور حماسه ها، ایثارها و فداکاری های دانش آموزان عزیزمان است. این روز باشکوه بدین سبب روز «دانش آموز» نامیده شد، تا خاطره فرزندان دلیر انقلاب برای همیشه جاودان بماند و درسی فراموش ناشدنی برای تمام دانش آموزان در سراسر گیتی باشد که با ابرقدرت های چپاول گر به مبارزه بی امان بپردازند و عزّت را بر زندگی ذلت بار ترجیح دهند.

روز سیزدهم آبان به همه مستضعفان جهان آموخت که بر ضد مستکبران قیام کنند و حقوق از دست رفته خویش را از چنگال استکبار و استعمار بیرون کشند. پیام روز سیزدهم آبان به مسلمانان این است که: تنها در برابر پروردگار جهانیان و مکتب توحید به نماز بایستند و فقط در پیش گاه خدا به کرنش بنشینند و تا همیشه زمان در برابر ظلم و زورگویی ابرقدرت ها سرتسلیم فرود نیاورند.

برداشت از:سایت دلگرم

روز دانش آموز...

 

میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)...

ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)
 


بسم الله الرحمن الرحيم
در روز هفدهم ربيع الاول برترين و والا مقام ترين بنده محبوب خداوند ،خاتم انبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد و عالم ايجاد را به وجود خويش منور فرمود .

پيامبري كه خداوند او را با كلماتي مثل: شاهد، مبشر، نذير و سراج منير ستوده است .ونيز در شان او فرموده است : و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين. او پيامبر رحمت و درياي مهرباني و تجسم زيبايي ها بود پيامبري كه سنگش زدند ،خاكستر بر سرش ريختند و به او جسارتها كردند ، او در عوض نفرين براي قوم خويش دعا مي كرد. دين او نيز ،دين رحمت و شفقت و مهرباني است .

فضايل آن حضرت را نمي توان درك يا احصاء نمود او كسي است كه در اقرار به ربوبيت خداوند متعال بر اولين و آخرين سبقت گرفت . امام ائمه، حبيب خداوند و در يك كلام مثل اعلاي خداوند سبحان بود .
آنقدر در درگاه خدا به عبادت ايستاد تا پاي مباركش ورم كرد. جابر بن عبدالله مي گويد : هر گاه چيزي از رسول خدا درخواست ميشد، پاسخ منفي نمي داد .

دشمنان او آن حضرت را به امانت مي شناختند تا جايي كه در ميان آنان به امين مشهور شد و نيز او را به راست گويي قبول داشتند .مجلس او ،مجلس علم و حلم و حيا و وقار بود . بسيار سكوت مي كرد و در جايي كه نياز نبود سخن نمي گفت . خنده او تبسم بود و در حال خشنودي و غضب به جز سخن حق چيزي نمي فرمود . هنگامي كه كسي به نزد او مي نشست بر نمي خاست تا آن شخص برخيزد .
امام صادق عليه السلام كه ولادت با سعادت ايشان نيز در هفدهم ربيع واقع شد و دريايي از علوم و معارف نبوي از لسان مبارك آن حضرت براي ما به يادگار مانده و از جمله، بسياري از فضائل و مناقب رسول خدا را نيز آن حضرت بيان كرده اند ، مي فرمايند: رسول خدا لحظات خويش را بين اصحابش تقسيم مي كرد پس به اين و آن به مقدار مساوي مي نگريست .هرگز پاهاي مبارك خويش را بين اصحابش دراز نكرد و اگر مردي با آن حضرت دست مي داد دست خود را رها نمي كرد تا او رها كند .

چگونه مي توان مناقب كسي را بيان كرد كه خداي متعال خويشتن را به سبب به معراج بردن او تسبيح كرده و فرموده « سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي» و او را برگزيده تا با او در ملاء اعلي نجوا كند «فاوحي الي عبده ما اوحي»
بخشي از مواعظ گهربار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم خطاب به حضرت ابوذر:
يا اباذر ، أعبدالله كأنك تراه فإن كنت لا تراه فإنه يراك
اي اباذر خدا را بندگي كن به گونه اي كه انگار او را مي بيني پس اگر تو او را نمي بيني،پس همانا او تو را مي بيند.
يا اباذر ،اغتنم خمساً قبل خمس: شبابك قبل هرمك ، و صحّتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك و فراغك قبل شغلك ، و حياتك قبل موتك.
اي اباذر ، پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار : جوانيت را قبل از پيريت و سلامتي ات را قبل از بيماريت و توانگريت را قبل از فقرت و فراغتت را قبل از مشغول شدنت و زندگي ات را پيش از مرگت.
يا اباذر ، لا تنظر إلي صغر الخطيئة و لكن انظر إلي من عصيت.
اي اباذر به كوچكي گناه نگاه نكن بلكه ببين چه كسي را نافرماني مي كني.{كنايه از اينكه هيچ گناهي چون نافرماني خدا است نبايد كوچك شمرده شود ‍}
يا اباذر ، من لم يأت يوم القيامة بثلاث فقد خسر ، قلت : و ما الثلاث فداك أبي و امي ؟ قال ورع يحجزه عمّا حرّم الله عزّوجّل عليه ، و حلم يردّ به جهل السفيه ، و خلق يداري به الناس.
اي اباذر هر كس روز قيامت سه چيز را نياورد حتما ضرر مي كند . ابوذر مي گويد گفتم آن سه چيز چيست ؟ پدر و مادرم به فدايت. فرمود ورعي كه او را از آنچه خداوند برايش حرام كرده نگهدارد و حلمي كه ناداني سفيه را با آن حلم جواب دهد و اخلاقي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند
طوبي لمن عمل بعلمه و أنفق الفضل من ماله ، و أمسك الفضل من قوله.
خوشا بر آن كس كه به علمش عمل كند و زيادي مالش را انفاق كند و از زياده گويي در كلامش بپرهيزد.


( عمده مطالب برگرفته از كتاب مقدمة في اصول الدين.تاليف حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني مد ظله العالي)

برداشت  از:دفتر مرجع حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني مد ظله العالي

 

روز اخلاق و مهرورزی...

 

حدیث روز...

 

درباره اولین شهید محراب...

در تعریف شهید محراب آمده، فردی که در محراب نماز به شهادت رسیده باشد و از این رو از حضرت علی (ع) به عنوان اولین شهید محراب یاد می‌شود. سید محمدعلی قاضی‌ طباطبایی، سید اسدالله مدنی، محمد صدوقی، سید عبدالحسین دستغیب، عطاالله اشرفی اصفهانی پنج شهید محراب در دوره جمهوری اسلامی ایران هستند که در جریان برگزاری نماز جمعه به دست منافقین به شهادت رسیدند. دهم آبان، سالروز شهادت آیت‌الله قاضی‌طباطبایی، اولین شهید محراب انقلاب اسلامی ایران است که در عید قربان سال ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان به شهادت رسید و امسال چهل و یگمین سالگرد شهادت این عالم بزرگ خطه آذربایجان است. در واقع دهم آبان ۱۳۵۸ بود که قاضی‌طباطبایی هدف ترور منافقان کوردل قرار گرفت، تا اینکه افتخار عنوان اولین شهید محراب انقلاب را به خود اختصاص دهد. با این حال شهادت در محراب میراث ماندگار اولین شهید محراب امیرالمؤمنین علی (ع) است که امامان جمعه کشورمان و در رأس آن‌ها علما و ائمه جمعه خطه آذربایجان با تأسی و پیروی از راه و منش حضرت علی (ع)؛ در جریان برگزاری نماز جمعه به دست تروریست ‌های مخالف جمهوری اسلامی ترور شدند. به هر حال آنچه در این خصوص مهم است این است که شهدای محراب «سید محمدعلی قاضی ‌طباطبایی، سید اسدالله مدنی تبریزی، سید عبدالحسین دستغیب، محمد صدوقی و اشرفی اصفهانی»، در حقیقت همان میراث ماندگار اولین شهید محراب امیرالمؤمنین علی (ع) هستند که همچون امام خود تمام وجود و هستی خویش را فدای این سرزمین و به ویژه احیاء اسلام ناب محمدی (ص) کردند، تا اینکه ارزش‌ های ناب اسلامی زنده بماند.

بنابراین، دو تن از شهدای محراب به نام‌ های سید محمدعلی قاضی ‌طباطبایی و سید اسدالله مدنی تبریزی از خطه آذربایجان است. به هر حال، آیت‌الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی از مبارزین پیش از انقلاب و از طرفداران امام خمینی بود که رژیم پهلوی چندین بار وی را به شهر‌های مختلف تبعید کرد. بعد از انقلاب، امام خمینی وی را به عنوان نماینده خود در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کرد. به عقیده دوستان و یاران نزدیک این شهید محراب و به ویژه کارشناسان حوزه مسائل دینی و سیاسی، «شهید آیت‌الله قاضی طباطبایی همچنان که در تلاش ‌های علمی کوشا بودند، در مبارزات سیاسی نیز شرکت فعالانه داشت. آن شهید بزرگوار دارای روحیه انقلابی و اراده ‌ای خلل ‌ناپذیر بودند و در پرونده قطوری که ساواک در مورد ایشان تهیه کرده، این نکته مشهود است. شرکت علنی و بارز آن شهید در مبارزات سیاسی از سال ‌های ۴۱ و ۴۲ همزمان با آغاز نهضت اسلامی شروع می‌ شود و ایشان یکی از رهبران و پایه ‌های نهضت در آذربایجان بودند که در جریان همین مبارزات دستگیر و در زندان قزل قلعه تهران زندانی شدند.

برداشت از: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

ادامه نوشته

به بهانه روز نوجوان...

نوجوان که باشی دنیا را جور دیگری می بینی. همه چیز برای تو معنا و مفهوم خودش را دارد و هیچ کسی نمی تواند آن را تغییر دهد. آرزوهایت هم رنگ و بوی دیگری دارد. بلندپروازی و دلت می خواهد تا دوردست ها بروی، آنجا که دست هیچ کس و هیچ چیزی به تو نرسد. 

نوجوان که باشی عاشق زمزمه های پنهانی و  بازیگوشی هستی. زیاد حرف زدن کارت می شود و دوست داری ساعت ها اندیشه هایت را با دیگران به اشتراک بگذاری. دوست داری هیجاناتت را تخلیه کنی اما گاهی چشم غره ی بزرگتر ها به تو می گوید که بزرگ شده ای و از تو بعید است که چنین کاری بکنی. دلخوری هایت دیگر رنگ و بوی کودکی ندارد که به ثانیه ای برطرف شود. درگیری، هم با خودت و هم دنیای اطرافت. دوست داری تحسین شوی و مورد توجه قرار بگیری. خرید کردن و دورزدن در بازار را دوست داری آنهم با دوستان و هم سن و سالهایت. احساسی هستی و با کوچکترین تلنگر می شکنی. دوست داشتن کار هر روزه ات می شود، یک روز عاشق معلمت، فردا مربی باشگاه و ... غروری داری که دلت می خواهد دوست داشتنت رو نشود، ندانسته کسی را دوست داشته باشی و دلت برایش غنج بزند.

نوجوان که باشی وقت هایت هم جور دیگری تنظیم می شود. خوابت می شود تا لنگ ظهر ، صبح بیداریت می شود عصر، ناهارت می شود صبحانه و شامت می شود ناهار و تازه ظهرت از ساعت 10 شب شروع می شود. می نشینی چت می کنی با دوستانت، فیلم نگاه می کنی، با اینترنت ، موسیقی و فیلم دانلود می کنی و... ساعت 4 صبح یادت می افتد که شبت از راه رسیده و باید بخوابی. نوجوان که باشی وقت هایت را بیشتر با سرگرمی و تفریح می گذرانی. با چیزهای کوچک شاد می شوی و زندگی در حال را به هر چیزی ترجیح می دهی.

نوجوان که باشی کتاب خواندنت هم با همه فرق د ارد، عاشق هیجانی، کتابهای تخیلی رو بیشتر از واقعی می پسندی. سرت را لای ورق هایی پنهان می کنی که در آن رگه های از عشق دیده شود. رمان های جنایی تو را جذب خود می کند. دریچه ی نگاهت ترس را در کتابها جستجو می کند. خودت را جای آن شرلی و جودی ابوت می گذاری، شخصیت های رمان هایی که خوانده ای. با هری پاتر به سرزمین جادو سفر می کنی و چارلز دیکنز نویسنده ای می شود که رمان هایش تو را درگیر می کند.

نوجوان که باشی نوشتن را دوست داری و حس نویسندگی روز به روز در تو بیشتر گل می کند. تا چیزی می نویسی احساس غرور می کنی و اندیشه هایت به تو می گویند که دیگر نویسنده شده ای، هر چند راه درازی تا نویسنده ی واقعی شدن داری. دنبال نویسندگانی هستی که سریع ترین راه رسیدن به نوشته های خوب را به تو بیاموزند و روشی را برایت تعریف کنند که یک شبه ره صد ساله را طی کنی. خوش به حالت می شود وقتی کسی از نوشته ات تعریف کند.  قد می کشی به وسعت تمام زمان های پیش رویت، وقتی نوشته ای از تو در مجله ای چاپ شود و یا در مسابقه ی ادبی برنده شوی. انگار تمام دنیا برایت بلند شده است و به افتخار نویسنده شدن دستی از سر باور می زند. می چرخی و به هر دوست یا آشنایی می رسی مجله را نشانش می دهی تا صدای تشویق هایشان تو را به اوج لذت ببرد. 

یه کلام و آن این که نوجوانی هم دنیایی دارد برای خودش که فقط یک نوجوان آن را می فهمد. پس تا می توانی از دنیایت لذت ببر که تا جوانی فقط یک قدم فاصله داری. جوانی که تا چشم به هم بزنی می رسد و تو را در آغوش خود فرو می برد.

برداشت از: وبلاگ فرصت اینجاست

معرفی کتاب...

کتاب شهید فهمیده، برش های داستانی از زندگی شهید فهمیده است، داستان هایی از زندگی مردی کوچک که آن قدر زندگی را خوب فهمیده بود که آسمان و زمین با تمام فَراخی اش، برای او تنگ بود. آن قدر تنگ که چنین بسراید:

قلب سبز گل سرخ، با صدای خونین

در شب باغ سرود

از شب سرد زمستان تا سحر سرخ بهار، فاصله فریاد است

تا گل سرخ شدن راهی نیست

می توانی گل سرخ شوی...

و در عمل هم نشان دهد که بین بودن و فقط بودن، فاصله ای نیست. همان گونه که بین مرگ و زندگی.

نویسنده در ابتدای کتاب، سال شمار زندگی شهید فهمیده را آورده و با استفاده از منابع متعدد، مطالب را انتخاب کرده، سپس با نثری روان به صورت برش های داستانی، به بیان وقایع پرداخته است. این کتاب برای نوجوانان به رشته تحریر درآمده است و با سال شمار زندگی نامبرده آغاز می‌شود و با فهرست منابع به پایان می‌رسد .از جمله منابع نویسنده، سخنان پدر و برادر شهید است.

  در ادامه به نمونه ای از متن کتاب اشاره می کنیم:

«محمدحسین، تنها نشسته بود. آستین هایش را بالا زده بود و دست های لاغر و باریکش از آب وضو نمناک بود. مادر دوست داشت ساعت ها او را تماشا کند، بی آن که بخواهد پرسید: «حسین!»

ـ بله مادر، سلام!

ـ سلام پسرم! به کجا نگاه می کنی مادر؟

ـ به قبر خودم.

آرام و زیر لب پاسخ داد. پیدا بود نمی خواهد مادرش متوجه شود. مادر نشینده گرفت و خودش را فریب داد که نه اشتباه کردم».

کتاب، زندگی نوجوانی را روایت می کند که می خواهد ثابت کند می تواند هم پای دیگران، مدافع انقلاب باشد که در به ثمر نشستنش نقش داشته است.

دست به دعا برداشت و از خدا کمک خواست. آری این تنها راه بود. باید به اردوگاه دشمن می رفت و تفنگی را به غنیمت می گرفت. این کار را کرد و در مقابل چشمان حیرت زده، با لباس عراقی ها و اسلحه ای در دست، به اردوگاه بازگشت. اسلحه ای که این بار رمز شب بود برای حضور در نزدیکی دشمن و در آغوش کشیدن شهادت، و درسی برای همه که بدانند بین خواستن و توانستن، فاصله ای جز اراده و باور داشتن نیست.

این کتاب نوشته محمد رضا اصلانی از انتشارات مدرسه در سال 1391 است.

برداشت از: سایت نوید شاهد البرز

هفته وحدت پیام همدلی دارد...

روزهای ۱۲ تا ۱۷ربیع الاول را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کرده اند، ‌آرمانی بزرگ و قابل ستایش که در صورت تحقق پیامدها و نتایج مطلوبی را به دنبال خواهد داشت. منشأ این اقدام برپایه روایاتی است که در خصوص زادروز نبی مکرم اسلام(ص) مطرح شده و به سبب آن پیروان مذاهب اسلامی با اعتقاد به یکی از این ۲ روز با برپایی جشن و سرور و شادمانی، ارادت خود را به ساحت مقدس و متعالی پیامبر اعظم(ص) ابراز می دارند.

نامگذاری این ایام به عنوان هفته وحدت متضمن حکمت ها و نکاتی ظریف است که توجه و التفات به آنها برکات مضاعفی را در بهره مندی از میلاد دردانه هستی، نبی الرحمه و رحمه للعالمین، نصیب مسلمانان و جهان اسلام خواهد کرد. گرچه تحقیق و بررسی عالمانه و موشکافانه در شناسایی زادروز پیامبر اسلام(ص)، توسط مورخان و پژوهشگران در تاریخ اسلام ضروری و کاری بایسته است اما آنچه ضروری به نظر می رسد این است که پیامبر اسلام(ص) از همان آغاز خلقت چون خورشیدی تابان و به تعبیر قرآن کریم چراغ روشنگر تاریخ بشریت را منور به نور هدایت خود ساخته و با تولد آن مکرم خدای متعال اراده فرمود، مقام کرامت را به دست ایشان و با کتاب کریم خود تحقق بخشد.

نگاه هفته وحدت، نگاهی وحدت آفرین در همه مشترکات موجود در جهان اسلام و مسلمانان است، نگاهی که به تعبیر امام علی(ع) موجب می شود تا دست قدرت و توانای پروردگار در جمعیت و جماعت اسلام تجلی کند. نگاهی که اختلاف و تشتت و تک روی را در جهان اسلام و نقشه استکبارگران زمانه بر کاروان اسلام را معرفی می کند. در آنجا که امام علی(ع) فرمودند: «با اکثریت هم داستان شوید که دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه بپرهیزید که موجب آفت است. آنکه از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است، چنانکه گوسفند چون از گله دور ماند، نصیب گرگ بیابان است.»(۱)

در حقیقت هفته وحدت، هفته عزم و اراده در گام برداشتن به سوی بهترین است و لازمه باقی ماندن در این مقام تن دادن به فرمان «همچنانی که به تو دستور دادیم، در این راه ایستادگی کن، استقامت کن و صبر نشان بده. خود این ایستادگی کار دشواری است.» (۲)

همه ساله در ماه ربیع الاول به مناسبت میلاد آخرین فرستاده خدا و به ابتکار امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی، فاصله ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی، هفته وحدت برگزار می شود تا مسلمان به جشن و سرور بپردازند. این گام مثبت از طرف امام راحل در جهت تقویت و استحکام وحدت امت اسلامی و ارایه الگو و نمونه عملی برای ما مسلمانان بود که در تمام مسایل عمده اختلافی بیندیشند و راه های وحدت و اتفاق را جست وجو کنند نه اینکه بکوشند تا نقاط اختلاف را از لابه لای کتاب ها و از گذشته تاریخ متلاطم که حاوی برخوردها و تضادها است، بیرون بکشند و هر مساله جزیی را بزرگ نمایی کنند زیرا که این راه امت اسلامی را متفرق تر و در برابر دشمنان ناتوان تر می کند. امام خمینی(ره) که از روز نخست پایه دعوت و نهضت خود را بر وحدت ملت ایران و امت اسلام بنا نهاد و همواره در پی یافتن راه های وحدت بود با این ابتکار به همگان درس داد تا ما از او تعلیم بگیریم.

جا دارد به بهانه هفته وحدت، همه‌ امت‌ اسلامی، هر یک به تناسب درک و معرفت خـود، ویـژگی‌های پیامبر اعظم (ص) را که در قرآن کریم و سنت قطعی آمده است، سرلوحه زندگی خود قرار دهند و جان‌های تشنه را سیراب‌ سازند.

برداشت از: خبرگزاری جمهوری اسلامی

ادامه نوشته

هفته وحدت

 

حدیث روز...

 

30 روش برای اینکه والدین مهربانی باشید

 

 برای اینکه جهانی پر از مهربانی داشته باشیم، باید خانه‌ای پر از مهربانی ایجاد کنیم. در واقع مهر و محبت را در محیط‌های کوچک اطرافمان و از خانواده‌ی خودمان شروع کنیم. مهم‌ترین محبت باید برای همسر و فرزندانمان باشد و باید در این زمینه انرژی بیشتری را صرف کنیم. مهربانی می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد و به یک سبک زندگی تبدیل شود. اما چگونه می‌توانیم انسان مهربان‌تر و یک والدین مهربان برای فرزندانمان باشیم؟ در ادامه ۳۰ روش جالب و ساده را در این زمینه در اختیارتان قرار خواهیم داد.

ویژگی‌های یک والدین مهربان:
۱-همیشه لبخند بزنید و با لبخند با آن‌ها حرف بزنید.
۲-با حیوانات مهربان باشید و به آن‌ها غذا بدهید.
۳-با فرزندانتان بازی‌های فکری انجام دهید.
۴-برای فرزندانتان کتاب بخوانید.
۵-قبل از خواب فرزندتان را در آغوش بگیرید.
۶-با فرزندانتان رقص و شادی کنید.
۷-با فرزندانتان بازی‌های ورزشی را دنبال کنید و تیم محبوبتان را تشویق کنید.
۸-با فرزندانتان کارتون تماشا کنید.
۹-یک روز کامل را بدون شکایت با فرزندان و خانواده بگذرانید.
۱۰-از کودکان برای کار‌های خوبی که انجام می‌دهند تشکر کنید.
۱۱-از احساساتتان با فرزندتان صحبت کنید و درددل کنید.
۱۲-وقتی از بیرون بازمی‌گردید برایشان یک هدیه یا یک خوراکی بخرید.
۱۳-فرزندتان را به پارک ببرید تا با هم سن و سال‌هایش بازی کند.
۱۴-دور میز غذا در کنار هم وعده‌ها را بگذرانید و در زمان صرف غذا با بچه‌ها شوخی کنید.
۱۵-بچه‌ها را به پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری ببرید.
۱۶-برای فرزندانتان در صبح، وقتی خواب هستند یادداشت‌های محبت‌آمیز بگذارید.
۱۷-با فرزندانتان باغبانی کنید.
۱۸-وارد دنیای آن‌ها شوید و گاهی با اسباب‌بازی‌هایشان بازی کنید.
۱۹-می‌توانید با آن‌ها بازی‌های کامپیوتری انجام دهید.
۲۰-در شبکه‌های اجتماعی برای فرزندانتان پیام‌های محبت‌آمیز ارسال کنید
۲۱-با بچه‌ها نقاشی بکشید.
۲۲-گاهی برای فرزندان یا حتی همسرتان نامه‌ی محبت آمیز بنویسید.
۲۳-غذا‌های محبوب بچه‌ها را برایشان تهیه کنید.
۲۴-در مورد مهربانی با آن‌ها صحبت کنید.
۲۵-زمانی که ناراحت به نظر می‌رسند سعی کنید به حرف‌هایشان گوش کنید و آن‌ها را دلداری دهید.
۲۶-برایشان در طول روز میوه آماده کنید تا در زمان بازی بخورند.
۲۷-آن‌ها را نزد پدربزرگ و مادربزرگشان ببرید.
۲۸-به آن‌ها محبت کردن و کمک کردن به بچه‌های دیگر را بیاموزید.
۲۹-در مواردی با فرزندانتان مانند آدم بزرگ‌ها مذاکره کنید و در زمینه‌های مختلف وارد بحث شوید.
۳۰-کار‌های مشارکتی مانند آشپزی را در مواردی با فرزندان تجربه کنید.
تمامی موارد ذکر شده شما را به فرزندانتان نزدیک‌تر خواهد کرد و باعث می‌شود که شما به عنوان والدین برای آن‌ها بسیار مهربان‌تر و دوست داشتنی‌تر باشید. در نتیجه اگر می‌خواهید یک والدین مهربان برای فرزندانتان باشید می‌توانید این موارد را انجام دهید.

حدیث روز

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

 

 خَمْسُ صَلَواتٍ مَنْ حافَظَ عَلَیْهِنَّ کانَتْ لَهُ نُورا وَبُرْهانا وَنَجاةً یَوْمَ الْقِیامَةِ.

 

کسى که بر نمازهاى پنجگانه محافظت و مراقبت نماید، این نماز‌ها در قیامت نور و وسیله نجات او خواهند بود.

 

کنز العمّال، ج. ۷، حدیث ۱۸۸۶۲

 

حدیث روز...

 

می آیی سوار سبزپوش...

زمان گذشت...
زمان گذشت و قلبم گواهی می دهد که به یقین تو می آیی.

تو می آیی و آیینه های زنگار گرفته قرن ها جهالت و سکوت و روزمرگی را دوباره جلا خواهی داد.

تو می آیی و قلب های سیاه شده از تنهایی را دوباره با حضور روشنی بخش خود نورانی خواهی کرد.

تو می آیی و دلم را خویشاوند تمام پنجره های جهان می کنی.

تو می آیی و چشمان جهان را به آبشاران زلال معنویت پیوند می زنی.

تو می آیی و فریادهای فرو خفته ستمدیدگان جهان را معنا می بخشی.

تو می آیی و گوش جهان را که از فریادهای گوشخراش شیاطین کفر و الحاد کر شده است، با زمزمه روح بخش محبتت نوازش می کنی.

تو می آیی و من خوب می دانم که روزی از همین دریچه که سال هاست بسته مانده است، جوانه ای خواهد رویید؛ جوانه ای سبز که از خیال همیشه منتظر من به سمت آسمان های آبی حضور تو سر بر خواهد آورد.

تو می آیی و زمین در زیر پای تو از شادی می شکفد.

تو می آیی و رودهای احساس، از دستان پر مهر نسیم، بر منتظران واقعی ات جاری می شوند.

ای تجلی مهر خداوند در زمین! شوره زار خشک دل های خسته مان در انتظار نوازش نرم نگاه پر مهر توست!

سوار سبزپوش آرزوهای ما! روایت گر فتح و پیروزی مسلمانان! وارث بدر و حنین! ذوالفقار حیدر در دستان توست و نرمی کلام مصطفی از زبان تو جاری می شود.

برداشت از : سایت بیتوته