داستان های مرموز و سرگرم کننده ژاپنی

 ژاپن از کشور‌هایی است که ترسناک‌ترین داستان‌های مرتبط با ارواح در آنجا تعریف می‌شود.

ژاپن یکی از بهترین و البته کمتر شناخته شده‌ترین داستان‌های مرتبط با ارواح را دارد و در کمال تعجب در مرکز بیشتر این داستان‌ها یک شخصیت زن وجود دارد.
در ژاپن قدیم، سامورایی‌ها یک بازی به نام «The Hyakumonogatari Kaidan» داشتند که به معنای «مجموعه صد‌ها داستان فراطبیعی» است. آن‌ها در کنار میزی دایره‌ای می‌نشستند که روی آن صد شمع قرار می‌دادند و هر بار کسی داستانی را تعریف می‌کرد. در ادامه یکی از این شمع‌ها خاموش می‌شد. وقتی آخرین داستان تعریف و آخرین شمع هم خاموش می‌شود، تاریکی اتاق را قرا می‌گیرد و یک روح ظاهر می‌شود.
از آنجایی که نمی‌توان  با همه آن صد داستان آشنا شوید، در اینجا می‌توانید چند مورد از بهترین‌های آن هار را بخوانید.
راز یاما-اوبا
ممکن است در ظاهر، یاما اوبا یک پیرزن بی آزار باشد، اما در واقع یک عجوزه کوهستانی است که گوشت انسان را مصرف می‌کند. یکی از قدیمی‌ترین داستان‌ها در مورد این افسانه در کتاب هزار داستان «کونجاکو مونوگاتاریشو» آورده شده که می‌گوید: روز و روزگاری یک کشیش بودایی گرفتار طوفان می‌شود، اما با خوش شانسی با اقامت در یک کومه قدیمی نجات پیدا می‌کند. پیرزنی او را به داخل دعوت و از او پذیرایی می‌کند، اما به او یک هشدار جدی می‌دهد. او می‌گوید: «اهمیت ندارد چه اتفاقی بی افتد، هرگز به اتاق پشتی نگاه نکن».

ادامه نوشته

اتفاقات عجیبی که هنگام خواب رخ می دهد

 درست است که هنگام خواب احساس آرامش می‌کنیم، اما گاهی اوقات چیز‌های عجیب و ناخوشایندی اتفاق می‌افتد.

هیچ چیزی بهتر از یک خواب شبانه آرام و راحت که به استراحت و بازیابی انرژی کمک می‌کند نیست. درست است که هنگام خواب احساس آرامش می‌کنیم، اما گاهی اوقات چیز‌های عجیب و ناخوشایندی اتفاق می‌افتد. شاید کسی نتواند توضیحی برای این اتفاقات بیاورد، اما مهم این است که این اتفاقات می‌افتند و کمی هم ترسناک هستند.
راه رفتن در خواب
هوشیاری شما خواب است، اما عضلات از کار نیفتاده اند. به همین دلیل آدم‌ها ممکن است هنگام خواب راه بروند و حتی از خانه بیرون بروند، اما صبح بعد از بیدار شدن چیزی یادشان نمی‌آید.
فلج خواب
کسانی که از مشکل فلج خواب دارند نیمه شب از خواب می‌پرند و در آن لحظه حتی کوچک‌ترین ماهیچه‌های بدن را نمی‌توانند حرکت دهند. در حالت عادی هنگام خواب فلج می‌شویم و کسانی که مشکل فلج خواب دارند هنگامی که مغز بیدار است ماهیچه‌ها همچنان خواب هستند. به طور میانگین نزدیک به ۷ درصد جمعیت دنیا مشکل فلج خواب دارند.
توهم هیپنوگرافی
این توهمات زمانی اتفاق می‌افتد که فرد تازه خوابیده است، اما هنوز هوشیار است و تصاویر عجیبی را در اطراف خود می‌بیند. این تصاویر معمولا چهره‌های عجیب و ترسناک هستند. این مشکل در افرادی که استرس دارند بوجود می‌آید.
سندرم انفجار سر
کسانی که سندرم انفجار سر دارند با احساس صدای بلند انفجاری داخل سر از خواب بیدار می‌شوند. این مشکل شاید خطرناک نباشد، اما تا حدی فرد را می‌ترساند. این اتفاق زمانی می‌افتد که در بخش مسئول صدای مغز فعالیت‌های عصبی رخ می‌دهد.
خواب‌های تکراری
همه آدم‌های روی کره زمین خواب‌های تکراری می‌بینند. به نظر می‌رسد مغز سعی داد با خواب‌های تکراری توجه ما را به چیزی که در زندگی روزمره به آن توجهی نمی‌کنیم جلب کند.
تجربه جدا شدن از جسم
این اتفاق زمانی می‌افتد که شخص در حالت نیمه خواب نیمه بیدار خودش را جدا از جسمش می‌بیند. بعضی افراد به طور برنامه ریزی شده این کار را انجام می‌دهند.
حرف زدن در خواب
این اتفاق خطرناک نیست، اما برای فردی که نزدیک شما خوابیده آزار دهنده است.
رسیدن به راه حل در خواب
وقتی دائم به یک مشکل فکر می‌کنیم و نمی‌توانیم آن را حل کنیم ممکن است هنگام خواب به پاسخ سوال برسیم. حتی مندلیف نیز در خواب به راه حلی برای ایجاد جدول تناوبی رسیده است. گاهی باید از طریق ضمیر نیمه هوشیار به پاسخ سوالات رسید و این ضمیر هنگام خواب فعال‌تر است.

علت علاقه ما به گل ها چیست ؟

 دانشمندان برای علت علاقه ما به گل‌ها توضیحات جالبی ارائه کرده‌اند.

هزاران سال است ما انسان‌ها مشغول کاشت و برداشت گل‌هایی هستیم که ظاهرا جز احساس خوبی که در ما ایجاد می‌کنند، هیچ سود دیگری برای ما نداشته‌اند و فقط در قرون اخیر است که از آن‌ها استفاده‌ای اقتصادی به منظور ساخت عطر می‌کنیم.
این در حالی است که شواهد نشان می‌دهد سال‌ها پیش از به‌وجودآمدن عصر صنعت و فناوری، در خاکسپاری‌ها از گل‌ها استفاده می‌شده است و در نگاره‌های موجود در غار‌ها و سنگ‌تراشی‌های موجود در کاخ‌ها، تصویر گل‌ها نیز کنار تصویر افراد گوناگون و پادشاهان به چشم می‌خورد، اما چه رازی در این ساختار رنگی و لطیف نهفته است که تا این حد ما را شیفته خود کرده است؟
در فرهنگ‌های مختلف سراسر زمین، گل‌ها همیشه نمادی برای نشان‌دادن محبت و صمیمیت و حتی همدردی میان انسان‌ها بوده‌اند. در دنیای مدرن امروزی ما به‌جز برخی گل‌ها که برای خاصیت درمانی یا تولید عطر از آن‌ها استفاده می‌شود، بیشترشان صرفه‌ای جز بیان احساس ندارند.
پرورش گل و گیاه، صنعت بسیار بزرگ و سودآوری است. به‌طوری که برای مثال سود حاصل از پرورش گل‌ها در آمریکا سالانه به حدود پنج‌میلیون دلار می‌رسد. برخی روان‌شناسان ادعا می‌کنند ما گل‌ها را دوست داریم، چون از کودکی یاد می‌گیریم آن‌ها را دوست داشته باشیم، اما این علاقه تا چه حد عمیق است آیا همین دلیل ساده، می‌تواند توجیه گرایش قوی ما نسبت به گل‌ها باشد؟
برای سنجش میزان این گرایش، گروهی از پژوهشگران در دانشگاه راتگرز آزمایش جالبی انجام دادند. همان طور که می‌دانیم، آشناترین رفتار در آسانسور آن است که افراد تا حد ممکن از هم فاصله بگیرند، اما هنگامی که آزمایشگر به فرد حاضر در آسانسور شاخه گلی هدیه می‌داد، این رفتار عوض می‌شد و فردی که هدیه را دریافت می‌کرد در ابتدا لبخندی واقعی - که در آن به جز عضلات کنار لب، عضلات کنار چشم هم حرکت می‌کنند - به آزمایشگر می‌زد و فاصله خود را با او کم کرده و حتی سر صحبت را هم باز می‌کرد.
این آزمایش با دادن یک خودکار هم تکرار شد، ولی نتیجه مشابهی نداشت و اغلب واکنش فرد مورد آزمایش به یک لبخند کوچک محدود می‌شد. در آزمایشی دیگر هم نشان داده شد گل‌دادن به افراد سالخورده باعث تقویت حافظه در آن‌ها می‌شد.
در پی انتخاب زیستگاه
یکی از دلایلی که سعی در توجیه گرایش ما به گل‌ها دارد، فرضیه‌ای است که «گوردون اوریانز» در دهه ۹۰ میلادی با عنوان «انتخاب زیستگاه» ارائه کرد. در این فرضیه سعی شد علت انواع دیگر گرایش‌های انسانی مثل علاقه عموم مردم جهان به رنگ سبز و آبی یا علاقه وافر به مزه شیرین توضیح داده شود. اوریانز پیشنهاد کرد ما امروزه همان گرایش‌هایی را داریم که هزاران سال پیش وقتی نیاکان ما در آفریقا ظاهر شدند، به کمک آن‌ها زنده ماندند و موفق به تولیدمثل شدند.
برای مثال همگی ما به طعم شیرین موجود در میوه‌ها گرایش داریم، چون افرادی از انسان‌ها باقی ماندند که هنگام انتخاب غذا توجه فراوانی به میوه‌ها داشتند و از این منبع غذایی بهره برده‌اند. بر همین اساس گل‌ها سرنخ‌های بسیار خوبی درباره محیط به ما می‌دهند؛ زیرا معمولا در مکان‌هایی می‌رویند که آب فراوانی وجود دارد و در چند ماه آینده مملو از دانه و میوه و در نتیجه غذایی مناسب برای ما خواهند بود.
پس آنجا محیط مناسبی برای زیستن و فرزندآوری است و به نفع نیاکان ما بوده که به خاطر بسپارند در چه مکان‌هایی گل‌ها را دیده‌اند و به همان محیط بازگردند. همچنین از آنجا که زنبور‌ها از گرده گل‌ها برای تغذیه و ساخت عسل استفاده می‌کنند، در اطراف آن مکان احتمال پیداکردن منبع کمیاب عسل هم وجود داشته است. در طی نسل‌های متوالی این لذت و هیجان ناشی از دیدن گل‌ها در حافظه ژنی ما ثبت شده و ما همچنان به یاد می‌آوریم آن لذتی را که نیاکان ما از دیدن گل‌ها تجربه می‌کردند!

طرح بهارانه کتاب تمدید شد

 طرح بهارانه کتاب ۱۴۰۰ به مدت دو روز تمدید و تا سه شنبه ۲۵ خرداد در کتابفروشی‌های عضو طرح ادامه خواهد داشت.

 با توجه به استقبال عمومی از طرح بهارانه ۱۴۰۰ و مطالبه کتاب‌فروشان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر افزایش اعتبار و مدت زمان اجرای طرح، بهارانه ۱۴۰۰ به مدت دو روز تمدید شد.

از ابتدای اجرای طرح بهارانه کتاب ۱۴۰۰ تاکنون بیش از ۱۵۵ میلیارد ریال کتاب از سوی مردم خریداری شده است.

سقف مجاز خرید برای هر خریدار در بهارانه کتاب ۱۴۰۰ دو میلیون ریال است و خریداران می‌توانند تا ۲۵ خرداد با مراجعه به کتابفروشی‌های عضو طرح، کتاب‌های عمومی، کودک و نوجوان و دانشگاهی را با یارانه ۲۰درصدی خریداری کنند.

لازم به ذکر است، اسامی و مشخصات کتابفروشی‌های عضو طرح «بهارانه کتاب ۱۴۰۰» به تفکیک هر استان بر روی سایت قابل مشاهده است.

به یاد محمد نابغه

 

دیروز بیست و دوم خرداد ماه، مصادف با چهل و هفتمین سالروز درگذشت دکتر محمد خزائلی، ادیب، معلم و محقق نابینا بود.
دکتر محمد خزائلی حق بزرگی بر جامعه ی ادبیات و همچنین جامعه ی نابینایان دارد. گرچه بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن، هنوز آنچنان که باید قدر این مرد بزرگ را گران نداشته اند، اما آثار و تأثیر اقدامات او چنان عمیق است که تا سال ها، بلکه قرن ها جاودان خواهد ماند.
دکتر محمد خزائلی ادیب بود. به همین بهانه، مطالب دُریافت این هفته را به یاد او و درباره ی او اختصاص می دهیم.
محمد خزائلی (۱۲۹۲، اراک- ۱۳۵۳) پسر آقا محمد رضا و جهان خانم، در ۱۸ ماهگی بر اثر ابتلا به بیماری آبله بینایی خود را از دست داد ولی توانست با روش حفظ کردن معلومات تدریس‌شده در مدرسه و دانشگاه، به تحصیلات خود ادامه دهد و تا مقطع دکترا در رشته ادبیات و حقوق ادامه تحصیل دهد. وی همچنین به زبان‌های فارسی، عربی، فرانسوی و انگلیسی تسلط کامل داشت. وی بیشتر عمر خود را صرف خدمت به بهبود وضعیت نابینایان در ایران نمود و تأسیس چند مرکز آموزشی برای نابینایان، تألیف چند مجله و کتاب از جمله خدمات وی به‌شمار می‌آید.
شایسته خزائلی، دختر دکتر محمد خزائلی در گفت و گو ها و مصاحبه های مختلف، بار ها به حافظه ی بینظیر پدرش اشاره کرده و خاطرات زیادی مربوط به تأثیر حافظه ی پدرش در شناخت افراد مختلف را نقل کرده است.
در یکی از کلاس‌های درس بود که محمد خزائلی عاشق یکی از شاگردان خود به نام صدیقه عظیمی عراقی شد. علیرغم آنکه این عشق دوجانبه بود،ولی پدر و مادر دختر با این ازدواج مخالف بودند. بالاخره بعد از گذشت چند سال این ازدواج سر گرفت و در سال ۱۳۱۸ زندگی مشترکشان را آغاز کردند. حالا دیگر همسرش کتاب‌ها را برایش می‌خواند و او مطالب را به حافظه اش می‌سپرد. ثمره این پیوند چهار پسر و چهار دختر است.
دکتر محمد خزائلی نه تنها در راه نشر معارف دیرپای ایران و اسلام به راستی فعالیت می‌نمود، بلکه زندگانی و بهسازی و بهزیستی جامعه نابینایان ایران را نیز مدنظر داشت. وی طی بیست سال متوالی که انجمن ملی هدایت و حمایت نابینایان ایران را بنیاد نهاده بود و بعد منجر به تشکیل سازمان رفاه نابینایان ایران شد، خدمتی همیشگی و مستدام در حق این گروه نمود و آنچه داشت برای آنان در طبق اخلاص نهاد و هدیه کرد. دکتر محمد خزائلی، در ۲۲ خرداد ۱۳۵۳ پس از یک هفته اغما چشم از جهان فروبست و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
در آن زمان برای آموزش و پرورش نابینایان وسایل و مدارس خاص وجود نداشت. از این رو رهسپار مکتب خانه‌های قدیم شد و در هفت سالگی به مکتب شیخ حسین مدنی رفت. مدتی برای فراگرفتن قرآن نزد شیخ می‌رفت تا روزی به پدرش گفت: «آقای معلم قرآن را غلط می‌خواند!» و این اولین انتقاد او نسبت به محیط تعلیم و تربیت بود. پدرش متوجه شد که این مکتب خانه جوابگوی خواسته پسرش نیست. لذا به محض افتتاح اولین مدرسه در اراک به نام مدرسه صمصامیه او را روانه این مدرسه ساخت. درس‌ها را برایش می‌خواندند و او به لطف داشتن حافظه قوی آن‌ها را یاد می‌گرفت. در ۱۲ سالگی قرآن را کاملاً حفظ بود و چنانچه آیه‌ای برایش تلاوت می‌شد بلافاصله دنباله آن را قرائت می‌کرد. رفقای دوران تحصیل وی نقل می‌کنند: هنگامی که برای گردش و تفریح به بیرون شهر می‌رفتند از آنان درخواست می‌کرد که نوشته‌های روی سنگ قبرها را به وی نشان دهند و او با لمس کردن آن‌ها با اشکال مختلف حروف فارسی آشنایی پیدا می کرد.
در دوره ابتدایی همیشه شاگرد اول بود و با وجود نابینایی با اشکال زیادی مواجه نشد و به اخذ مدرک پایه ششم ابتدایی با معدل ۲۰ نایل گردید.
تحصیلات متوسطه را در صمصامیه اراک ادامه داد ولی برای گذراندن امتحانات پایه سوم متوسطه با مشکلات فراوانی مواجه شد. در این زمان بود که برای اولین بار فقدان بینایی خویش را بیشتر احساس کرد. امتحانات شفاهی دروس را با موفقیت گذرانید ولی نابینایی، مانع از امکان شرکت وی در امتحانات کتبی می‌شد. از این رو در آن سال موفق به دریافت مدرک سوم متوسطه نشد. مدت دو سال به مکاتبه با مرکز مشغول بود تا اینکه شکیبا رئیس فرهنگ وقت به تهران آمد و ترتیبی داد که محمد خزائلی بتواند با کمک منشی امتحانات کتبی را بگذراند. به این ترتیب معمایی بزرگ حل شد و از آن پس این شیوه امتحان برای همه نابینایان معمول گردید.
برای همه در آن زمان عجیب بود که فرد نابینایی بتواند تحصیل کند، ولی او اهل مبارزه بود و آنی از تلاش غفلت نمی‌کرد؛ تا اینکه بالاخره به تهران آمد و در امتحانات متفرقه پایه ششم متوسطه شرکت کرد و در رشته ادبی در سراسر کشور رتبه اول را به دست آورد و به دریافت مدال علمی نایل آمد.
محمد خزائلی اولین فعالیت اجتماعی خود را ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان، با تشکیل کلاس درس در منزل آغاز نمود. در همین دوران بود که به یادگیری زبان فرانسوی، خارج از محیط مدرسه نزد شخصی به نام ژوزف که از ارامنه جلفا و پدرش تاجر فرش بود پرداخت. این معلم ابتدا الفبای زبان فرانسه را با کمک حروفی که از گچ و چوب درست کرده بود به وی یاد داد و سپس به تعلیم کتاب‌های مقدماتی فرانسه پرداخت.
روزی که محمد امتحان زبان فرانسه را در دبیرستان می‌گذرانید، طبق روال پیشین فقط یک نسخه سؤال از مرکز برای آن حوزه امتحانی ارسال شده بود. اگر می‌خواستند سؤالات را در جلسه عمومی قرائت کنند آن گاه در دست منشی او نسخه‌ای از سؤالات نبود تا برایش بخواند و اگر عکس قضیه را انجام می‌دادند سایر شاگردان از آن مطلع می‌شدند. در اینجا حافظه و هوش سرشار وی مددکار همه شد و به ممتحنین پیشنهاد نمود که ابتدا یک مرتبه دیکته و ترجمه فرانسوی را برایش بخوانند و بعد برای انجام امتحان سایر شاگردان بروند. این کار را کردند و وی بدون اشتباه، مطالب قرائت شده را به منشی اش دیکته کرد و هجی نمود و نمره ۲۰ گرفت.
محمد خزائلی که او را محمد نابغه لقب داده بودند، هیچ گاه در راه تحصیل علم از پای ننشست و به آموختن ادبیات عرب، فلسفه قدیم، عرفان، فقه و اصول، ملل و نحل، علم کلام و تاریخ اسلام پرداخت. آنگاه به تهران آمد و با وجود مشکلات فراوانی که در سر راهش بود در کنکور دانشگاه شرکت کرد و قبول شد و سرانجام در سال ۱۳۲۴ موفق به اخذ درجه لیسانس با رتبه شاگرد اولی از دانشکده الهیات دانشگاه تهران و نیز مفتخر به دریافت مدال علمی گردید. پس از آن باز هم در سال ۱۳۲۵ از دانشکده حقوق و در سال ۱۳۲۹ از دانشکده ادبیات به دریافت لیسانس توفیق یافت.
با پشتکار عجیب و ذوق به تحصیل علم و دانش که در نهاد او منحصر به فرد بود تحصیلات عالیه خود را ادامه داد تا در سال ۱۳۳۲ در رشته ادبیات فارسی و در سال ۱۳۳۶ در رشته قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران درجه دکترا گرفت. وی به تصدیق اغلب دانشمندان و اهل فن، در زمینه علوم مذهبی، ادبیات عرب، معقول و منقول، تصوف، تفسیر، حقوق اسلام و مذهب‌شناسی کم نظیر بود. به زبان‌های عربی، فرانسوی و انگلیسی تسلط کامل داشت و با زبان آلمانی نیز آشنا بود.
محمد خزائلی در سال ۱۳۱۱ آموزشگاه خزائلی را در اراک تأسیس کرد و بعدها آموزشگاههای متعدد خزائلی را در تهران بنیاد نهاد و تمام آن‌ها را شخصاً مدیریت می‌کرد. او بنیان‌گذار اولین مدرسه شبانه در ایران است.
وی نه تنها به باسواد کردن افراد بینا سعی وافی نمود بلکه از با سواد نمودن نابینایان نیز غافل نبود. او اولین کسی بود که «انجمن هدایت و حمایت نابینایان ایران» و سپس «آموزشگاه نابینایان بزرگسال» را تأسیس نمود و سهم خود را در باسواد کردن روشندلان کشور تا سر حد امکان ایفا نمود. وی یک لحظه از تلاش در عرصه تعلیم و تربیت غافل نماند و به راستی عمر خود را در گرو تحصیل و تدریس علم و دانش نهاد.
در سال ۱۳۴۸ «مجله روشندل» را برای اشاعه اخبار مربوط به نابینایان ایران و جهان منتشر نمود. از مؤسسات نابینایان کشورهای سیلان، هندوستان، فرانسه، جمهوری فدرال آلمان، عربستان سعودی، جمهوری دمکراتیک آلمان، روسیه و اسپانیا با هدف گسترش فعالیت‌های نابینایان ایران بازدید نمود. وی عضویت «کمیته اجرایی خاورمیانه» در «شورای ملی رفاه نابینایان «اتحادیه بین‌المللی نابینایان» و «کمیته اجرایی کنفرانس بین‌المللی تربیت مبتلایان به نقص بینایی» را برعهده داشته‌است.
محمد خزائلی علاوه بر تدریس در آموزشگاه‌های خود، در مراکز آموزشی عالی کشور نیز به تدریس ادبیات فارسی اشتغال داشت و در مدت ۶۲ سال زندگی پرثمر خود ۳۹ کتاب ارزنده تألیف کرد که اغلب آن‌ها در دانشگاه‌ها و مدارس علمیه تدریس می‌شوند.
تألیفات وی در چهار بخش تحت عناوین:
رسالات، کتاب‌های درسی، سایر تألیفات و آثار چاپ نشده به شرح ذیل است: رساله‌ها:
رساله دکترای ادبیات خود را به روشنگری دربارهٔ «اعلام قرآن» اختصاص داد و اکنون این کتاب ارزنده از جمله کتاب‌های منبع و مأخذ تحقیقات قرآنی و اسلامی است.
رساله دکترای حقوق او نیز کتابی است به نام «مسئولیت مدنی کارفرما، ناشی از عمل کارگر» که این اثر پژوهشی نیز می‌تواند ملاک بسیاری از داوری‌های وزارت کار قرار گیرد.
دکتر محمد خزائلی تألیف ارزنده دیگری دارد به نام «احکام قرآن» این کتاب جامع، مقام آن را دارد که رهنمود راستین حکام شرع قرار گیرد. همچنین کتاب «فقه» را در شش جلد تدوین نموده‌است. «فلسفه اسلام» و ترجمه «معالم القریه فی الحکام الحسبه» نیز از آثار دیگر اوست.
وی در گلستان و بوستان سعدی نیز عارفانه و محققانه سیر معنوی و علمی نموده و با تألیف دو جلد کتاب به نام‌های «شرح گلستان» و «شرح بوستان»، هرگونه معضل و مشکلی را که ادب دوستان در بیانات و سروده‌های سعدی داشته‌اند رفع کرده و پرده ابهام و ایهام را از آن به کنار زده‌است. کتاب دیگری به نام «گلهای ادب» درچهار جلد را نیز تقدیم علاقه‌مندان به ادبیات فارسی نموده‌است و همچنین کتاب «دستور زبان جاویدان» از آثار گرانقدر دکتر محمد خزائلی است.
«خودآموز حکمت مشاء» یکی دیگر از تألیفات اوست که ترجمه‌ای بلیغ و رسا از «مقاصد الفلاسفه» امام محمد غزالی است. برگزیده‌هایی زیبا از آثار ادب عرب گردآورده که با طبع لطیف و حساس خود، کتابی خواندنی و جمیل به کتابخانه‌های دانش پژوهان هدیه داشته و نام آن را «المنتخب فی ادب العرب» نهاده‌است. کتاب‌های «نهج الادب» در صرف و نحو عربی را در شش جلد و «الاسلوب الحدود» برای مکالمه عربی را در دو جلد تألیف نموده‌است. سه کتاب دیگر در رشته منطق دارد به نام‌های «منطق و مختصری از فلسفه شرق»، «منطق نظری» و «منطق عملی» که در حقیقت از راه دانش ثمر بخش منطق، دریچه‌ای به باغ فلسفه گشوده‌است.

حدیث روز

 

پیامبر اکرم (ص):

قالَ رَجُلٌ: یا رَسولَ اللّه! ما حَقُّ ابنى هذا؟ قالَ: تُحسِنُ اسمَهُ و َأَدَبَهُ وَ تَضَعُهُ مَوضِعا حَسَنا.

مردى به رسول خدا (ص) عرض کرد: حقّ این فرزند بر من چیست؟ پیامبر فرمودند: اسم نیکو برایش انتخاب کنى و به خوبى او را تربیت نمایى و به کارى مناسب و پسندیده بگمارى.

وسایل الشیعه ج ۲۱، ص ۳۹۰، ح ۲۷۳۸۰

معرفی کتاب در حوزه صنایع دستی ...

شناخت صنایع دستی ایران

کتاب شناخت صنایع دستی ایران، از سری کتابهای انتشارات مهکامه در موضوع صنایع دستی است که در دو بخش به بررسی آن می‌پردازد.

مشخصات کتاب

  • نام کتاب: شناخت صنایع دستی ایران

  • نام نویسنده: حسین یاوری

  • تعداد صفحات: 228

  • نوبت چاپ: هفتم

  • سال انتشار: 1393

  • انتشارات مهکامه

درباره کتاب

این کتاب شامل اطلاعاتی درباره انواع صنایع دستی، ارتباط بین صنایع دستی با گردشگری است و مطالعه این کتاب برای دانشجویان رشته صنایع دستی، طراحی لباس، مدیریت جهانگردی و هتلداری توصیه می‌شود. 

فهرست کتاب شامل موارد زیر است:

بخش اول: کلیات

  • فصل 1: تعاریف ویژگی‌ها، خصیصه‌ها و طبقه‌بندی صنایع دستی

  • فصل 2: نگاهی به پیشینه‌ی صنایع دستی ایران

  • فصل 3: نگرشی به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری صنایع دستی

  • فصل 4: تأثیرات متقابل صنایع دستی و گردشگری و آشنایی با تشکیلات بین‌المللی صنایع دستی

  • فصل 5: تعاملات (تأثیرات متقابل) صنایع دستی با مقوله‌ی فرهنگی، هنری و اجتماعی

بخش دوم: معرفی و شناخت مهمترین صنایع دستی ایران

  • فصل 6: زیراندازهای سنتی ایران

  • فصل 7: نساجی سنتی ایران

  • فصل 8: هنرهای مرتبط با چوب

  • فصل 9: هنرهای مرتبط با فلز

  • فصل 10: سفال و سرامیک سازی

  • فصل 11: شیشه‌گری و هنرهای مرتبط با شیشه

  • فصل 12: درباره‌ی طراحی سنتی و نگارگری

 

برداشت از سایت: شرکت آموزشی و گردشگری ارسباران

عجایب و کدهای نهفته شده در زبان بدن

 با خواندن زبان بدن افراد، ناگفته‌های آن‌ها را بیابید.

در برخی مواقع، همه ما به فکر خواندن ذهن مردم بوده‌ایم. می‌دانید که با خواندن زبان بدن به آسانی می‌توان تشخیص داد که مردم چه چیز را به دوش می‌کشند. بنابراین، بدون اتلاف وقت بیشتر، به هشت نکته روانشناختی عالی برای خواندن زبان بدن افراد می‌پردازیم:
۱- دستان ضربدری و در آغوش گرفته شده:
افرادی که با دست‌های ضربدری دیده می‌شوند به حرف‌های گوینده علاقه‌ای ندارند. ممکن است وانمود کنند که توجه و توانایی درک دقیق دارند، اما با این حال، زبان بدن چیزی است که حقیقت را بیان می‌کند.
به گفته روانشناسان، وقتی شخصی دست‌های خود را ضربدری گره می‌زند، نشان دهنده انسداد ذهنی، جسمی و عاطفی فرد از سناریوی حاضر است. جالب‌ترین چیز این است که این کار عمدی نیست.
۲- به جلو خم شدن
این نیز یکی دیگر از زبان‌های بدن است که به کرات استفاده می‌شود. ساده‌ترین راه رمزگشایی این است: "هرچه نزدیک‌تر شوید، علاقه شما بیشتر است. " این وضعیت بدین معنی است که او به موضوعی که در آن بحث می‌کند، علاقه دارد. اگر خم شدن به جلو با لبخند واقعی و سر تکان دادن همراه باشد، بیانگر توافق غیرکلامی است.
حالت‌های مثبت شنونده در حین برقراری ارتباط می‌تواند باعث شور و نشاط گوینده شود و او احساس می‌کند شنونده فردی پذیرا، صمیمی و نزدیک است.
۳- نگاه مکرر به ساعت نشانه خوبی نیست
در طول مکالمه، اگر کسی تمایل به تماشای مکرر ساعت داشته باشد، دلایل متعددی وجود دارد مانند اینکه شاید علاقه‌ای به صحبت نداشته باشد، بخواهد به زودی مکالمه را قطع کند یا متوجه حرف‌هایتان نمی‌شود. انجام این کار ممکن است بیانگر عجله داشتن او نیز باشد.
۴- عقب نشینی نشانه خوبی نیست
هنگامی که با شخصی صحبت می‌کنید اگر شنونده سریع عقب می‌رود، این بدان معناست که آنچه در آن مرحله گفتید باعث ناراحتی وی شده است یا علاقه‌ای به آن موضوع ندارد و می‌خواهد از شرایط خارج شود. این رفتار گوینده را بسیار بی‌انگیزه می‌کند و احساس طرد شدن می‌کند.
۵- چشم فقط با یک لبخند واقعی چروک می‌خورد
وقتی مردم لبخند می‌زنند، ممکن است صورتشان دروغ بگوید، اما چشم‌ها اینگونه نیستند. لبخند‌های واقعی همیشه به چشم می‌رسند، در نتیجه پوست می‌تواند چین‌هایی را در صورت فرد ایجاد کند. غالباً، مردم فقط برای پنهان کردن افکار، احساسات و عواطف خود لبخند می‌زنند.
برای دانستن اینکه آیا یک شخص واقعاً لبخند می‌زند یا نه، باید نگاهی به سمت چشمان او بکنید و ببینید که آیا گوشه‌ی چشمانش چین خورده است یا خیر، اگر بله، لبخند واقعی است و اگر نه، احتمال پنهان کردن چیزی وجود دارد.
۶- چشم دروغ نمی‌گوید؛ آن‌ها آینه روح درونی ما هستند
همه ما باید حداقل یک بار شنیده باشیم، "وقتی با من صحبت می‌کنی به چشمان من نگاه کن". مردم نمی‌توانند به چشمان کسی نگاه کنند و دروغ بگویند، اما برخی از افراد معمولاً عمداً برای قانع کردن مردم با آن‌ها تماس چشمی برقرار می‌کنند حتی اگر حقیقت را نگویند.
بیشتر افراد تماس چشمی را حفظ می‌کنند مگر جایی که آزار دهنده شود. اگر شخصی که با او صحبت می‌کنید کاملا ساکن است و پلک نمی‌زند، به احتمال زیاد دروغ می‌گوید.
۷- ابرو‌های بالا رفته نشانگر ناراحتی است
سه احساس ترس، تعجب و نگرانی منجر به بالا رفتن ابرو در هنگام بحث می‌شود.
۸- سر تکان دادن بیش از حد نشانگر اشتیاق آن‌ها برای تأیید است
به طور کلی، شنوندگان بیش از حد سر تکان می‌دهند. این بدان معنی است که می‌خواهند تأثیر مثبتی بر گوینده داشته باشند. به معنایی مثبت که می‌خواهند سخنران را متقاعد کنند که متوجه صحبتشان می‌شوند.
بیشتر شنوندگان فکر می‌کنند که اگر مرتبا سر تکان ندهند، گوینده در انتقال منظور خود شک می‌کند. بنابراین، اگر کسی بیش از حد سر تکان می‌دهد بهتر است در مورد او شک داشته باشید.
با توجه به بحث فوق، می‌توانیم با نقل قول معروف سارا اورن جوت، رمان نویس بزرگ آمریکایی نتیجه بگیریم "تدبیر نوعی ذهن خوانی است" و درایت چیزی نیست جز توانایی خواندن ذهن دیگران با تجزیه و تحلیل زبان بدن آن‌ها.

معرفی کتاب....

نام کتاب:زندگانی امام صادق

نویسنده:سید جعفر شهیدی

انتشارات:دفتر نشر فرهنگ اسلامی

خلاصه ی کتاب:

این نوشتار ، اثری است محققانه و سليس بدور از هر گونه پيچيدگي  با نثري روان و شيوا كه توسط محقق ارجمند دكتر شهيدي كه خود دانش اموخته ي مكتب امام صادق بوده است به رشته ي تحرير درامده است.

 از ویژگیهای کتاب میتوان به نگاه دقیق محققانه ی مولف  به زواياي مختلف زندگی امام صادق اشاره کرد، تحلیل‌های اجتماعی در وضعیت سیاسی و اجتماعی آن دوران از مواردیست که بر غنای این اثر افزوده است ذکر سخت گیری‌های دولتمردان اموي  بر غير اعراب،  برسي قیام‌های ضد دولتی نیز از مباحث مطروحه در كتاب است حلقه‌ی دروس  فقه و كلام امام صادق(علیه‌السلام) و مناظره ایشان و معرفي  شاگردانشان نيز در فصولي از كتاب امده است  و در پايان نیز به تقابل آن امام همام با حاكمان وقت و ارائۀ کیفیت شهادت ايشان و گزیده سیره و سخنان حضرتش می‌پردازد.

پایگاه اطلاع رسانی هییت رزمندگان اسلام

قیام پانزده خرداد....

دستگيری امام خمينی (ره )

در سحرگاه 15 خرداد 1342، عوامل رژیم شاه به خانه ساده و بی‌آلایش حضرت امام در قم یورش بردند و امام خمینی (ره) که روز پیش از آن در روز عاشورای حسینی در مدرسه فیضیه قم، طی سخنان کوبنده‌ای پرده از جنایات شاه و اربابان آمریکایی و اسرائیلی او برداشته بودند، ‌دستگیر و به زندانی در تهران منتقل شدند.

قيام پانزدهم خرداد قم
پس از انتشار خبر دستگيری امام (ره ) در پانزدهم خرداد 1342، بسياری از مردم قم، به منزل ايشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفی ، در حدود ساعت شش بامداد، به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند. پس از مدتی، صحن مطهر و خيابان های اطراف، لبريز از جمعيتي شد که شعار "يامرگ يا خمينی" را با هيجان شديدی تکرار می کردند. در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بيانيه هايی، خواستار آزادی فوری حضرت امام (ره )شدند.

در حدود ساعت ده صبح، با ورود نيروهای مسلّح برای تقويت نيروهای شهربانی قم، تيراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد و تعداد زيادی از مردم زخمی شده يا به شهادت رسيدند. شدّت تيراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها و اجساد شهيدان  نبود و اين کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه يافت.

حمام خون درتهران
درپانزدهم خرداد 1342، مردم تهران هم چون ساير شهرها، در اعتراض به دستگيری امام خمينی (ره ) به خيابان ها ريختند و قيام خونين خويش را آغاز کردند. سيل خروشان کشاورزان غيور و کفن پوش ورامين، دهقانان کن و نيز مردم جماران به سوی تهران سرازير شد. انبوه جمعيت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، با فريادهای رعد آسای "يا مرگ يا خمينی" و "مرگ برشاه" تهران را به لرزه درآورد. شاه که در برابر قيام قهر آلود ملٌت، تاج و تخت خود را درحال زوال می ديد، با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت و تهران را در پانزدهم خرداد 1342، به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبديل ساخت.

راه پيمايی در ساير شهرها
در روز پانزدهم خرداد 1342، در بيشتر شهرها، درگيری، راه پيمايی، برگزاری جلسات و نيز سخنرانی بر ضد رژيم و اعتراض به دستگيری امام صورت گرفت. در بعضی از شهرها مانند شيراز، تبريز و مشهد، اعتراض از شدٌت و گشتردگی بيشتری برخوردار بود که در اثر اين حوادث، تعداد زيادی کشته، مجروج يا زندانی شدند.

برداشت از سایت بیتوته

ادامه نوشته

معرفی کتاب "سه دیدار"....

کتاب «سه دیدار»، اثر قلم توانای مرحوم نادر ابراهیمی، نویسنده، هنرمند و روشنفکرِ متعهد، صاحب آثار ماندگاری چون مردی در تبعید ابدی، آتش بدون دود، ابوالمشاغل و یک عاشقانه آرام می‌باشد. از این کتاب که حاصل طبع انتشارات سوره مهر است، تاکنون دو جلد با عناوین فرعیِ «رجعت به ریشه‌ها» و «در میانه میدان» منتشر شده است و از سرنوشت جلد سوم اثر، اطلاعی در دست نیست. کتاب سه دیدار، که روایت یک نویسنده شهیر و توانمند از زندگی امام است، خشم روشنفکران را برانگیخت و کتاب را به طور کامل بایکوت کردند. به گفته خانم فرزانه منصوری، همسر آقای ابراهیمی، «برخی به دلیل این اثر از او روی برگرداندند، اما او گفت: من اثری را که به آن اعتقاد داشتم نوشتم؛ شما چرا ترسیدید؟»

با این حال، این کتاب تا کنون به چاپ‌های متعددی رسیده است و شاید از مهمترین آثار داستانی پیرامون شخصیت امام عظیم الشان به شمار می‌آید. نادر ابراهیمی از خرداد 42 به بعد، اخبار مربوط به امام را دنبال می‌کرد و از این رو، اگر فرآیند تولید یک کتاب را شامل مراحلی چون جمع‌آوری اطلاعات هم بدانیم، کتاب سه دیدار حاصل چند دهه تلاش و کار تحقیقیِ ابراهیمی است. برخلاف تصور خیلیها، سه‌دیدار، ماجرای دیدارهای ابراهیمی با امام نیست، چرا که او هیچگاه با حضرت امام دیدار نکرد، بلکه واژه‌ی دیدار به مثابه سه درگاه و دالان برای ورود به حیات پربرکت امام خمینی انتخاب شده است. شیوه روایی ابراهیمی در این کتاب، نوعی روایت تو در تو است که با رفت و آمد میان مقاطع گوناگون حیات امام، این زندگیِ پر رمز و راز را در ضمنِ روایتی شیرین و متفاوت برای مخاطبان خود بازخوانی می‌کند.

بخشی از کتاب:

[گفتگوی امام با خدیجه بانو، همسرش]

خدیجه بانو، دختری خوب از خطه دیانت، به کلبه حاج آقا روح‌الله آمد. کلبه نورباران شد. رنگهای کدر ار در و دیوار گریختند. غبار از روی همه چیز برداشته شد. هر چه بود بوی جلای مهر گرفت. حاج آقا روح‌الله زیر لب گفت: سپید هم رنگ بسیار خوبی است که ما تا به حال گمان می‌کردیم بی‌رنگ است. ما باید کوچه‌مان را هم سپید کنیم، محله‌مان را هم، شهرمان را هم... مملکتِ به عذاب اجانب افتاده‌مان را هم... خدیجه بانو آهسته و شیرین گفت:

- خیلی خرج دارد آقا!

- ثروتش را خدا می‌دهد. باید پی اراده‌های عظیم بگردیم.

- اگر ثروتش را خدا می‌دهد، یقین که اراده‌اش را هم، هم‌او می‌دهد.

آقا برگشت و به چهره بانو نگاه کرد. اگر بانو یک لحظه نگاهش به آن نگاه غریب افتاده بود، شاید تا پایان زندگی نمی‌توانست روی جمله آقا جمله‌ای بگوید. خدیجه بانو اما، پیشاپیش از سِحر آن نگاه آگاه شده بود.

 

برداشت از سایت جامع امام خمینی(ره)



 

معرفی کتابخوان خرداد ماه....

 

مبانی رفتار استاندارد با کودک

 

رفتار با کودکان احتیاج به بینشی عمیق و صبر زیاد دارد. بسیاری از ما با اصول صحیح رفتار با کودکان آشنا نیستیم، اما آنچه تأسف‌برانگیزتر است، عدم آگاهی ما نسبت به این عدم شناخت است. هر یک از ما برای داشتن کودکانی سالم و شاد باید به وظیفه اصلی خود، یعنی تلاش برای تربیت آنها، عمل کنیم. اگر روش‌های تربیتی شما در مورد فرزندتان پاسخگو نیستند، مشکل از کودک نیست بلکه مشکل از شماست. رفتارهای کودک تنها عکس‌العملی در مقابل اعمال شماست. اکثر ما دوست داریم فرزندی داشته باشیم که نیازی به نظارت ما نداشته باشد. اگر حرفی را یک‌بار به او گفتیم تکرار آن لازم نباشد. او دقیقاً به آنچه ما می‌گوییم عمل کند. او کنترل کامل بر رفتار خود داشته باشد و... از امروز همواره به یاد داشته باشید که کودکان نقش آینه بزرگسالان را عمل می‌کنند. اگر می‌خواهید رفتار فرزندتان تغییر کند، ابتدا از رفتار خودتان شروع کنید.


اعمال و رفتارهای شما مهم هستند

ادامه نوشته

آیا تجسم شیطان در قالب انسان امکان دارد ؟

 بر اساس تفسیر روایی قرآن، کسی که پیشنهاد قتل پیامبر(ص) در دارالندوه را داد، شیطان بود که در قالب انسان تجسم پیدا کرده بود.

بر اساس روایت‌هایی که در حدیث اولیا و اهل بیت علیهم السلام آمده است، گاهی شیطان در قالب انسان مجسم شده و از این طریق به گمراه کردن بندگان خدا اقدام کرده است. هرچند که برخی محققان اعتقاد دارند که تجسم شیطان به صورت انسان غیرممکن است و او فقط از طریق وسوسه‌های درونی، مردم را فریب داده و گمراه می‌کند، اما جمعی از جمله علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان قائل به امکان تجسم شیطان در قالب انسان هستند و در این مورد به روایت‌هایی استناد می‌کنند.
تجسم شیطان در برابر پیامبران خدا علیهم السلام
بر اساس روایت‌ها ظاهراً شیطان اولین‌‌بار در مقابل حضرت آدم علیه السلام مجسم شد تا او را از راه حق بازدارد؛ آن هم در شرایطی که آن حضرت در حال انجام رمی جمرات بود. در این زمان بود که حضرت جبرئیل به آدم علیه السلام دستور داد که او را با سنگ هدف قرار داده و از خودش دور کند.
بار دیگر شیطان بعد از وفات حضرت سلیمان علیه السلام تجسم پیدا کرد؛ زیرا مردم در دوران حضرت سلیمان علیه السلام به دنبال یاد گیرفتن سحر و جادو بودند و آن حضرت کتاب‌ها و منابع جادو را در محلی دفن کرد. زمانی که ایشان و افرادی که محل دفن نوشته‌های سحر و جادو را می‌دانستند از دنیا رفتند، شیطان در قالب انسان مجسم شد و به سراغ جمعی از مردم بنی‌اسرائیل رفت و محل دفن کتاب‌ها را به آنها نشان داد. آنها هم که به دنبال سحر بودند، کتاب‌ها را از خاک خارج کردند.
در حدیثی به نقل از امام صادق علیه السلام نوشته شده که آن حضرت فرمودند: حضرت موسی علیه السلام در حال مناجات با خدای یکتا بود که شیطان به سراغ او آمد. فرشته‌ای از او سؤال کرد: در این حال که موسی علیه السلام مشغول عبادت است، از او چه می‌خواهی؟ شیطان جواب داد: همان کاری را با او دارم که با پدرش آدم در بهشت داشتم.
امام صادق علیه السلام همچنین به تجسم شیطان در قالب انسان در برابر حضرت عیسی علیه السلام هم اشاره فرموده‌اند: شیطان به سراغ حضرت عیسی علیه السلام رفته و گفت: آیا پروردگار تو این توانایی را دارد که زمین را در تخم مرغی جای دهد به طوری که نه زمین کوچک شود و نه تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت عیسی علیه السلام فرمود: خدای یکتا را نمی‌توان به درماندگی و ناتوانی متهم کرد.
حضور شیطان در توطئه قتل رسول خدا صلوات‌الله علیه
نکته قابل توجه این است که تجسم شیطان در قالب انسان تنها در دوران انبیای پیشین صورت نگرفته، بلکه در ادوار دیگر تاریخی هم این اتفاق روی داده است.
به عنوان مثال در کتاب مناقب آل ابی طالب نوشته شده است که کافران مکه در دارالندوه جمع شدند تا علیه پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله نقشه بکشند. در این حال، شیطان خود را به صورت پیرمردی از اهالی نجد درآورد و آنها را درباره نحوه برخورد با رسول خدا صلوات الله علیه راهنمایی کرد.
پیشنهاد شیطان که در قالب پیرمردی در جمع کافران آمده بود، این بود که از هر قبیله‌ای از قبایل و طوایف عرب یک نفر انتخاب شود، حتی یک نفر هم از بنی‌هاشم، و این عده هر کدام یک کارد یا آهن و یا شمشیری برداشته و نا به‌ هنگام بر سر رسول خدا صلوات‌الله‌علیه ریخته، همگی با هم بر او ضربه بزنند تا معلوم نشود با ضربه چه کسی کشته شده است. در نتیجه خونش در بین قریش متفرق و گم شود و بنی‌هاشم نتوانند به خونخواهی او قیام کنند. چون یک نفر از خود آنها هم شریک بوده و اگر به ناچار مطالبه خون‌بها کردند، شما می‌توانید سه برابر آن را هم بدهید. کافران گفتند: 10 برابر می‌دهیم!
به این صورت همه کفار نظر شیطان که او را به صورت پیرمردی نجدی می‌دیدند، پسندیدند و بر آن هم‌نظر شدند. در این ماجرا از قبیله بنی‌هاشم، ابولهب عموی رسول خدا صلوات‌الله‌علیه داوطلب شرکت در قتل آن حضرت شد.
خدای متعال در آیه 30 از سوره مبارکه انفال به این موضوع اشاره فرموده است: «وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماکرینَ؛ به یاد آور آن هنگامی را که کفار می‌اندیشیدند تا تو را باز داشته و یا به قتل برسانند و یا بیرونت کنند، و ایشان (همواره ) مکر می‌کنند و خداوند هم مکر می‌کند و خدا بهترین مکرکنندگان است.»
تلاش شیطان برای گمراه کردن مردم از پیروی اهل بیت علیهم السلام
بعد از وفات پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، یک بار دیگر شیطان به صورت فردی به نام مغیره بن شعبه ظاهر شد و برای اینکه مردم را از راه حق بازدارد، به آنها گفت: خلافت را مانند پادشاهان عجم و قیصرهای روم نکنید تا فرزند از پدر ارث ببرد؛ آن را فقط به خاندان بنی‌هاشم متعلق ندانید.
در کتاب بحارالانوار هم مورد دیگری از تجسم شیطان در قالب انسان نوشته شده است. به این صورت که وقتی شیطان دید فرشته‌های الهی در جنگ بدر با دشمنان خدا چه کردند، ترسید که مبادا او را هم از بین ببرند. در این شرایط که به صورت سراقه بن مالک درآمده بود، از ترس خودش را در دریا انداخت و گفت: خدایا از تو می‌خواهم که باز به من مهلت بدهی.
منابع:
تفسیر المیزان؛ علامه طباطبایی
علل الشرایع؛ شیخ صدوق
بحارالانوار؛ علامه مجلسی
مناقب آل ابی‌طالب؛ ابن شهرآشوب

با چند روز تاخیر و عذر خواهی از جناب ادیب

 

*یادی از ادیب نیشابوری
ششم خرداد، مصادف با درگذشت عبد الجواد، ادیب نیشابوری (ادیب اول)، شاعر و ادیب شهیر دوره ی قاجار است.
ادیب نیشابوری در شعر، سبکی مستقل داشته؛ گرچه در جوانی پیرو سبک قاآنی بوده، اما به مرور از فضای شعری قاآنی فاصله گرفت و سبک خود را بنیان نهاد.
در ادامه، مختصری از سرگذشت او را می خوانیم:
«او در روستای بجن‌گرد (بیژن‌گرد) از بلوک درب قاضی از توابع نیشابور زاده شد. ولادت او را در ۱۲۸۴ قمری و ۱۲۸۰ قمری نوشته‌اند، اما چنان‌چه او خود گفته، سال تولدش ۱۲۸۱ قمری بوده است.
پدرش، کشاورزی تنگدست بود. در ۴ سالگی به بیماری آبله مبتلا شده و بینایی یک چشم خود را از دست داد و برای چشم دیگر وی نیز بینایی اندکی ماند، از این رو، پدرش او را به مکتب نمی‌فرستاد. اما عبدالجواد با نمایاندن حافظه قوی و استعداد خود به پدر، او را بر آن داشت که فرزند را به مکتب بسپارد.
ادیب نیشابوری پیش از فراگیری خواندن و نوشتن و آموختن مقدمات زبان عربی در زادگاه خود، رهسپار نیشابور شد و در مدرسه ی گلشن دروس مقدماتی عربی را ادامه داد و منطق را فراگرفت. سپس برای تکمیل آموخته‌های خویش در حدود سال ۱۲۹۷ق به مشهد رفت و در مدارس خیرات خان، فاضل خان و نواب مسکن گزید.
ادیب در مشهد، برخی از متون عربی مانند شرح قطر الندی اثر ابن هشام، شرح سیوطی بر الفیه ابن مالک و شرح جامی بر کافیه ابن حاجب را نزد چند تن از استادان آموخت، اما پس از آن دیگر نزد استادی نرفت و سطوح عالی ادبیات عرب و کتاب‌هایی چون مغنی اللبیب ابن هشام، مطول تفتازانی، مقامات بدیعی و مقامات حریری را با مطالعه و ممارست خویش فرا می‌گرفت و در همان حال سطوح پایین‌تر را درس می‌داد. ادیب پیش از مرگ پدر سفری به نیشابور کرد و در حدود سال ۱۳۱۰ق به مشهد بازگشت و تا پایان عمر در مدرسه نواب اقامت گزید و تدریس جدی او از همین سال آغاز شد.
ادیب در دو سطح متوسط و عالی تدریس می‌کرد. در سطح متوسط برای عموم طلاب بیشتر شرح نظّام بر الشافیه ابن حاجب، مغنی و مطول می‌گفت و برای شاگردان خصوصی، سطح عالی ادبیات عرب را از متن‌هایی چون مقامات بدیعی و مقامات حریری و معلقات سبع، حماسه ابوتمام و مجموعه‌ای در باب عروض که خود گرد آورده بود، درس می‌داد و گاه منظومه ملا هادی سبزواری در فلسفه و منطق را نیز تدریس می‌کرد.
تسلط و مهارت ادیب در فنون ادبی و محفوظات نظم و نثر عربی و پارسی او، شگفتی همگان را برمی‌انگیخت. ادیب در علوم عقلی و نقلی چون فلسفه، نجوم، ریاضیات، طب، موسیقی نظری، فقه، اصول، رجال و تاریخ دستی داشت. شیوه تدریس او خطابی بود و شاگرد اجازه بحث و پرسش نداشت. وی بر آن بود که با این روش درس را به گونه‌ای تقریر کند که هیچ اشکالی حتی برای شاگردی با پایین‌ترین سطح استعداد، بر جای نماند.
ادیب به لفظ قلم سخن می‌گفت و به یاری حافظه نیرومند، تمامی دانسته‌های خویش را به طوری منسجم به شاگردان القا می‌کرد و همین امر حلقه‌های درس او را چنان جذاب و شیرین ساخته بود که گاه بیش از ۳۰۰ طالب علم در آن حضور می‌یافتند. از این رو، وی بیش از شاعری ارزشمند، مدرسی توانا بود و در مکتب او ادبا و فضلای بسیاری پرورش یافتند و نخستین دانشکده ادبیات در ایران، به دست دانش‌آموختگان مکتب او تأسیس شد. از دانش‌آموختگان مکتب وی می‌توان به این اسامی اشاره کرد:
1. ملک الشعرای بهار
2. بدیع الزمان فروزانفر
3. محمد علی مدرس افغانی
4. محمد تقی مدرس رضوی
5. محمد پروین گنابادی
6. سید عبد العلی سبزواری
7. ادیب طوسی
8. سید محمد باقر عربشاهی سبزواری
9. محمود فرخ
10. مجد العلای بوستان
ادیب تأثیری شگرف بر هر یک از اینان نهاد و متقابلاً از فضایل و کمالات ایشان تأثیر پذیرفت. به گفته پروین گنابادی، هنگامی که قصیده دماوند بهار به چاپ رسید، ادیب با آنکه اندک‌رنجشی از ملک‌الشعرا در دل داشت، از خواندن سروده او بسیار به وجد آمد و بهار را استاد شاعران ایران خواند.
ادیب در ۳۵ سالگی شیفته یکی از شاگردان خود شد و مرگ نابهنگام آن شاگرد تأثیر شگرفی در زندگی ادیب گذارد و او به یاد «حبیب» شعرهایی سرود.
ادیب با آنکه تنگدست بود، همگان از مناعت طبع و عزت نفس او یاد می‌کرده‌اند. وی به مستمری سالانه مدرسه نواب و عایدی اندکی که از ملک ارثی به او می‌رسید، بسنده می‌کرد و دعوت هیچ یک از ثروتمندان و خان‌های خراسان را نمی‌پذیرفت و در اواخر عمر از بزرگان جز صیدعلی خان با کسی مراوده نداشت و در برابر صاحب‌منصبان سر تعظیم فرود نمی‌آورد و کسی را مدح نمی‌کرد. با این حال او در مراسم افتتاح مجلس شورای ملی، قصیده‌ای در ستایش مظفرالدین شاه خوانده است.
پیشنهاد ریاست انجمن ادبی خراسان را نیز با سخنانی گزنده و تند رد کرد و به گفته ادیب طوسی حتی پیشنهاد مدرسی آستان قدس رضوی را که مستمری قابل توجهی داشت، نپذیرفت. زندگی او در درس و بحث خلاصه می‌شد. تنها یک بار در اواخر عمر به زادگاهش و کاشمر و مَحوَلات (از بخش‌های تربت حیدریه) سفر کرد. تنها تفریح او گردش در باغ‌های مشهد بود که آن هم به بحث‌های ادبی می‌گذشت و گاه در پایان هفته به منزل دوستانش از جمله ایرج میرزا و میرزا قهرمان (شکسته) می‌رفت.
ادیب به هنگام تحصیل در نیشابور با دیوان قاآنی آشنا شد. از این رو در آغاز به سبک وی اشعاری می‌سرود و گاه شعرهای او را تضمین می‌کرد، اما پس از ورود به مشهد و دیدار با صیدعلی خان درگزی و به اشارت وی، به سبک خراسانی روی آورد و با آثار شاعرانی چون فردوسی، فرخی سیستانی، منوچهری، عسجدی، و مسعود سعد سلمان آشنا شد و پس از آن، اشعار قاآنی در نظر او سست می‌نمود. پیوند و ارادت ادیب به صیدعلی خان تا قتل او در ۱۳۳۶ق پایدار بود و این دو به استقبال یکدیگر شعرها سرودند.
سروده‌های ادیب را می‌توان به ۳ دسته تقسیم کرد:
1. اشعاری که در جوانی به پیروی از قاآنی سروده است که بعدها آنها را نمی‌پسندید.
2. اشعاری که به تشویق صیدعلی خان پس از آشنایی با شعرای سبک خراسانی سرود. این شعرها به سبب برخورداری از واژگانی غنی بسیار استادانه دانسته شده است.
3. اشعار عرفانی و صوفیانه‌ای که به سبک صفای اصفهانی سروده، و گویا خود نوع اخیر را بیشتر می‌پسندیده است.
ادیب در اشعار صوفیانه خود توانست مضامین عرفانی ابن عربی و اصطلاحات وحدت وجودی فیض اقدس، کمون ذات، واهب صور و... را در قالب وزن‌های خوش‌آهنگ بیان کند و زبان عرفان و تصوف را با سبک خراسانی به خوبی درآمیزد. افزون بر این، شطحیات را نیز در قالب اینگونه اشعار گنجانده است. اگرچه برخی او را واقعا صوفی‌مسلک دانسته‌اند، برخی دیگر برآنند که او تنها به یاری حافظه نیرومند و ذوق شعری، در این وادی طبع‌آزمایی کرده است.
ادیب با به کار بردن تعبیرهایی چون «ادیب الکل»، «ادیب فحل خراسان»، «سخنور طوس» و مانند آنها، گاه به خودستایی پرداخته و در سخن‌سرایی نیز خود را پس از سعدی بی‌همتا دانسته است.
از ادیب به سبب ضعف بینایی آثار اندکی بر جای مانده است.
1. بخشی از ابتدای شرح معلقات سبع
2. چند بخش در تلخیص شرح خطیب تبریزی بر حماسه ابوتمام
3. رساله‌ای در جمع مابین عروض فارسی و عربی
4. برخی از تقریرات او مانند «تاریخچه گرگان» نخستین بار در نشریه دبستان، و نیز نکاتی درباره شعر و شاعری در دانشوران خراسان به چاپ رسیده است.
5. دیوان: هر چند دیوان کامل اشعار او در دست نیست، اما چند نفر به جمع‌آوری اشعار او اقدام کرده‌اند.
1. دیوان جمع‌آوری شده توسط اشراق: شاگرد وی اشراق، دیوان استاد را با بالغ بر ۶ هزار بیت از اشعار پارسی گرد‌ آورد که مفقود است. طبسی به جز اشعار پراکنده، از ۳ هزار بیت شعر ادیب یاد کرده که هیچ‌گاه به چاپ نرسید.
2. لآلی مکنون: عباس زرین‌قلم خراسانی بخشی از اشعار ادیب را با عنوانی لآلی مکنون در ۱۳۳۳ش در مشهد منتشر ساخت که حدود هزار بیت از اشعار پارسی ادیب را دربرمی‌گیرد و از اشعار عربی تنها دو بیت در پایان این مجموعه آمده است. مرزآبادی در رساله دکتری خود به تصحیح اشعار لآلی مکنون دست یازیده، و ۶۱ بیت فارسی و ۹ بیت عربی به آن افزوده است. نقل قول‌های شفاهی مؤلف از شاگردان ادیب که در منابع دیگر یافت نمی‌شود، بر ارزش رساله می‌افزاید. آخرین تصحیح انتقادی از دیوان همراه با زندگی‌نامه ادیب به کوشش جلالی پندری به چاپ رسیده است. مؤلف با کاوش فراوان در مآخذ توانسته است ابیات دیوان را به ۱۱۸۹ بیت برساند.
ادیب در ۱۵ ذی‌القعده ۱۳۴۴ق برابر با ۶ خرداد ۱۳۰۴ق درگذشت و در یکی از رواق‌های حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد. در مجلس بزرگداشت وی که در انجمن ادبی خراسان برپا شد، دوستان و شاگردان او خطابه‌ها و مرثیه‌ها سرودند.
یک نمونه از اشعار ادیب نیشابوری:
خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند،
نصیب دشمن ما را نصیب ما نکند؛
من و ز کوی تو رفتن؟ زهی خیال محال!
که دام زلف تو هرگز مرا رها نکند؛
خدای را ز تو بر من عنایتی ست بزرگ،
اگر فسون رقیب از منت جدا نکند؛
چگونه ماه فلک دانمت که ماه فلک،
به دست، جام نگیرد به بزم،جا نکند؛
من از جفات نترسم ولی از آن ترسم،
که عمر من به جفات اینقدر وفا نکند؛
چه داند آنکه شب ما چگونه میگذرد؟
کسی که دست در آن طرّه ی دوتا نکند؛
حبیب، خواری من خواست بر مراد رقیب،
خدا مراد دل هرکسی روا نکند؛
ز جور دوست ننالم مگر به حضرت دوست،
غریق لطف خدا یاد ناخدا نکند؛
"ادیب" اینهمه دلگرم سوز آه مباش،
که سوز آه تو تأثیر در قضا نکند.

کشف اسکلت کودک 12 هزار ساله در غار هوتو بهشهر

 باستان شناسان هنگام کاوش در غار باستانی هوتو بهشهر اسکلت کودک ۱۲ هزار ساله را کشف کردند.

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران گفت: باستان شناسان هنگام کاوش در غار باستانی هوتو بهشهر اسکلت کودک ۱۲ هزار ساله مربوط به دوره فراپارینه سنگی را کشف کردند.

فرزانه افزود: کشف جدید از کاوش‌های باستان‌شناسی که از فروردین‌ماه آغاز شده و هم‌اکنون ادامه دارد، به دست آمده است.

او با بیان اینکه در این کاوش‌ها که با کشف غار جدیدی در کنار غار هوتو بنام «غار شال» همراه بود، گفت: هیئتی از باستان‌شناسان به سرپرستی حسن فاضلی نشلی، استاد دانشگاه تهران موفق به کشف اسکلت کودکی شش تا هشت ماه در لایه‌های دوره فراپارینه سنگی شدند.

فرزانه افزود: تیم کاوش باستان‌شناسی که هم‌اکنون مشغول لایه‌نگاری لایه‌های تحتانی غار هوتو است در حین کاوش به اسکلت کودکی برخوردند که به‌صورت نشسته دفن شده است.


مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران گفت: براساس گزارش سرپرست هیئت تمامی بخش‌های اصلی جمجمه کودک خردسال با رنگ قرمز و با گل اخرا رنگ آمیزی شده و دور تا دور گردن آن نیز با گردنبندی که به نظر می‌رسد دو بار به دور گردن آن پیچیده شده به خاک سپرده شده بود.

او افزود: در میان مهره‌های گردن که از جنس استخوان است تعداد ۳ عدد دندان حیوان درنده که احتمالاً گرگ است، پیدا شده که از منظر قدمت در ایران جزو اولین کشف باستان‌شناسی با یک چنین زیورآلاتی از انسان‌های شکارگر و گردآورنده خوراک شناسایی شد.

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران با اشاره به اینکه چنین تدفینی می‌تواند کلید برخی از معما‌های باور‌های انسان شکارگر را به ما بازگو کند، گفت: به نظر می‌رسد که این تدفین را بایستی جلوه‌ای از احساسی‌ترین لحظات زندگی انسان شکارورز مازندرانی دانست که به شکل با شکوهی دفن شد و قطعاً بیانگر زیباترین حسی است که نیاکان ما در این بخش از ایران برای ما به‌جای گذاشتند.

تاثیرات شگفت انگیز رنگ بر جسم و روح انسان

 رنگ ها تاثیر چشمگیری روی سیستم جسمی و روحی افراد دارند.

دنیای شاداب و سرزنده ما مملو از رنگ است، و این رنگ‌ها بیش از آن‌چه که تصور می‌کنید بر زندگی شما اثر می‌گذارند. رنگ‌ها می‌توانند حس و حال و رفتارتان، شاید حتی رژیم غذایی‌تان، و کسی که جذبش می‌شوید را هم تغییر دهند. بهتر است قبل از تغییر چیدمان منزل، لباس پوشیدن، یا سرو وعده غذایی بعدی‌تان این نکته را به یاد داشته باشید. در این نوشتار با ما همراه باشید تا تاثیر رنگ بر جسم و روح انسان را بیشتر بررسی کنیم.
حافظه
رنگ‌ها می‌توانند بر آن‌چه که به خاطر می‌آورید اثر بگذارند. اگر رنگ قرمز زیادی اطرافتان باشد، احتمال یادآوری کلمات منفی بیشتر است. از سوی دیگر، رنگ سبز معمولاً باعث می‌شود به کلمات مثبت بیندیشید. این امر می‌تواند به شما کمک کند که دیدگاه شادتری نسبت به زندگی و وضعیت ذهنی سالم‌تری داشته باشید. اگر دچار مشکلات حافظه شده‌اید، بد نیست بدانید همیشه زوال عقل مقصر نیست.
 روابط
همه ما می‌خواهیم اطرافیانمان شاد باشند و رنگ‌آمیزی دیوار‌های خانه با رنگ‌های صورتی، سبز، یا سفید می‌تواند به ظهور این احساسات کمک کند. این رنگ‌ها درک حالات چهره خوشحال دیگران را آسان‌تر می‌سازد؛ و البته می‌تواند تشخیص ناراحتی را دشوارتر سازد!
ساعت زیستی
دانشمندان متوجه شده‌اند که رنگ آبی روشن می‌تواند به تنظیم دوباره ساعت زیستی بدن کمک کند. مطالعات نشان داده است که رنگ آبی بیشترین تاثیر را بر الگو‌های جسمی، ذهنی، و رفتاری دارد که روزانه تجربه می‌کنید.
عواطف
به نظر می‌رسد رنگ سبز عواطف مثبت را تقویت و عواطف منفی را تضعیف می‌کند. سفید و صورتی هم می‌توانند تاثیر مشابهی داشته باشند. با این حال تاثیر رنگ قرمز برعکس است و عواطف منفی مثلا مرتبط با خطر یا شکست را برمی‌انگیزد.
خلاقیت
رنگ سبز می‌تواند به برانگیختن خلاقیت کمک کند. دانشمندان آن را با سفید، خاکستری، قرمز، و آبی مقایسه کردند و دیدند رنگ سبز به افراد کمک می‌کند در فعالیت‌های کلمه‌محور و تصویری بهتر عمل کنند. پس شاید بهتر باشد دفترتان را سبز رنگ کنید.
تاثیر رنگ بر روح انسان
 وقتی قرمز می‌بینید
رنگ قرمز در مقوله تاثیر رنگ بر جسم و روح انسان بسیار جالب است. وقتی قرمز می‌بینید واکنش‌های شما ممکن است سریع‌تر و قوی‌تر شود، زیرا مغز آن را نشانه خطر تلقی می‌کند. این رنگ می‌تواند در ورزشی همچون وزنه‌برداری کمک کند، اما در ورزش‌های خلاقانه و استراتژیک می‌تواند موجب حواس‌پرتی شود.
سطح انرژی
وقتی در محیطی به رنگ سبز ورزش می‌کنید احتمالاً شاداب‌تر بوده و کمتر احساس خستگی می‌کنید. پس منطقی است کسانی که در فضای باز و سرسبز ورزش می‌کنند احساس بهتری دارند و داشتن فضای سبز بیشتر در محل زندگی سلامت ذهنی شما را تقویت می‌کند.
اشتها
رنگ بشقاب شما می‌تواند بر مقدار غذایی که می‌خورید اثر بگذارد. نکته مهم تضاد است: هرچه رنگ بشقاب با رنگ غذای داخل آن متفاوت‌تر باشد غذای کمتری می‌خورید. در مطالعه‌ای کسانی که به جای بشقاب قرمز از بشقاب سفید استفاده کرده ۳۰درصد غذای بیشتری برای خود کشیدند.
 بدغذایی
اگر رنگ‌های متنوعی در بشقاب باشد، به نظر می‌رسد بچه‌ها غذای بیشتری بخورند. یک راه برای ترغیب کودکان به خوردن میوه و سبزیجات بیشتر، استفاده از ترکیب رنگ‌های شاد و زنده است.
تسکین میگرن
اگر میگرن دارید شاید بهتر باشد از نور دوری کنید. رنگ‌های متنوع یا طول موج نوری که آبی، کهربایی و یا قرمز به نظر می‌رسند، همه میگرن را تشدید می‌کنند. به استثنای رنگ سبز که برخلاف سایرین کمک‌کننده است و این مورد از تاثیر رنگ بر جسم بسیار جالب است! فقط مشکل این است که جدا کردن سبز از سایر رنگ‌ها خارج از آزمایشگاه کار دشواری است. حباب‌های لامپ یا عینک‌های آفتابی مخصوص که رنگ سبز را تفکیک می‌کنند در دسترس هستند، اما باید با قیمت ارزان عرضه شوند.

ایران زیباست

 سِلانسَر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رودبار و یکی از زیباترین ییلاقات رودبار رستم آباد از شهر‌های شهرستان رودبار در استان گیلانِ و در ۱۵ کیلومتری رودبار قرار دارد. این منطقه دارای طبیعت بی نظیر و بسیار زیباییِ که هر بیننده‌ای رو جذب خودش می‌کند. ییلاق سلانسر در ارتفاع ۱۲۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد و در دامنه این ییلاق درختان تنومند و بزرگ و در بلندای آن پوشش جنگلی زیبایی است. سلانسر تابستان‌های بسیار خنک دارد، ارتفاع زیاد و طبیعت همیشه مه گرفته از زیبایی‌های دیگه این ییلاق به حساب می‌آید. سلانسر از زیباترین ییلاقات منطقه روبار است که در ارتفاعات شهر رستم آباد قرار گرفته و نزدیک‌ترین منطقه‌ی توریستی وگردشگری به مرکز استان گیلان محسوب می‌شود.

حدیث روز...

 

ورزش زورخانه ای چیست؟

محلی که در آن انجام می گیرد ورزش باستانی زورخانه نام دارد در زورخانه علاوه بر ورزش زورخانه‌ای ورزش های دیگری همچون کشتی پهلوانی نیز گرفته می‌شود و اسم های بزرگی همچون آقا غلامرضا تختی را می توان در آن دید. ورزش زورخانه ای را می توان جزو فعالیت‌های اصلی مردم در زمان گذشته دانست. زورخانه حدود هفتصد سال پیش یعنی  قرن ۷ خورشیدی به وسیله محمود معروف بنا شده است هر چند منابعی دیگر خبر از قدمت بیشتر این ورزش می دهند اما منابع معلوم حدود قرن ۷ را تایید می نمایید.

تاریخ و فرهنگ زورخانه ای

اگر بخواهیم نگاهی به سابقه گذشته ورزش ایران بیندازیم می توان ورزش زورخانه ای را یافت این ورزش که ریشه در تاریخ و فرهنگ باستانی ما دارد از گذشته تا به امروز همراه ما بوده است. ورزشی که هرگاه می شنویم به یاد نام هایی چون پوریای ولی، غلامرضا تختی، پهلوان سید علی خواهیم افتاد. نام دیگر ورزش‌ زورخانه‌ای، ورزش باستانی ایرانیان نام دارد، ورزشی که هیچ کشوری توان ادعا بر روی آن را ندارد و ایران را یکه تاز می نمایید. با تلاش فراوان از سوی فدراسیون ورزش پهلوانی و زورخانه ای  توانستند آن را نیز به ثبت جهانی برسانند.

زورخانه، نماد تمدن ایرانیان است و ورزش زورخانه ای ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ غنی ایران دارد. پس از ظهور اسلام، سیر تکاملی ورزش زورخانه ای شدت یافته و پس از اینکه فرهنگ ایران با عرفان اسلامی عجین می شود به اوج رسیده و زورخانه بر پایه اعتقادات شیعه شکل می گیرد. ورزش زورخانه ای از قرن هشتم ه.ق. در هندوستان، پاکستان، عراق و آسیای میانه گسترش یافته و علاوه بر رشد و توسعه در ایران، امروزه با نمایش، آموزش و برگزاری مسابقات چندجانبه بین المللی، آسیایی، اروپایی، آفریقایی و جهانی در سطح دنیا معرفی شده است.

کشتی پهلوانی، گل ورزش زورخانه ای است که ریشه کشتی امروزی در دنیا محسوب می شود و انتخاب پهلوان کشور در سالهای دور، بیشترین هیجان ورزشی و پیامدهای اجتماعی را در بر داشته است. چون یک پهلوان فقط یک قهرمان کشتی نبوده که بر حریفانش پیروز شده باشد بلکه وظایف اجتماعی نیز برعهده وی بوده است. بعضی از پهلوانان نسبت به انجام این امور، احساس مسوولیت کرده و بعضی دیگر…! اخلاق، کردار، منش و روش زندگی پهلوانان در طول تاریخ نشان می دهد که عده ای فقط عنوان پهلوانی را به یدک م یکشند و عده ای دیگر صفات پهلوانی را بر زندگی خود منطبق می کنند بنابراین بعضی پهلوانی ها، جاودانه و بعضی، زودگذر است.

آداب زورخانه

برخی آداب زورخانه عبارتند از: هرکس وارد زورخانه شده یا از آن خارج   می گردد، نسبت به او توسط مرشد ادای احترام می شود. اگر ورزشکار یا مرشد . اگر ورزشکار ۱ باشد، بستگی به رتبه ای که دارد حق امتیازش بجا آورده می شود یا مرشد نباشد، فقط به او خوش آمد می گویند. البته برخی میهمانان ویژه که ورزشکار یا مرشد هم نیستند بنابه رسم میهمان نوازی و ادای تشریفات به امتیازات مختلف نائل می آیند. ترتیب ورود یا خروج از درب زورخانه، ابتدا سادات سپس از بیشترین رتبه تا پائین ترین انجام می گردد. هنگام سخن گفتن میاندار، دعا کردن، خواندن اشعار توسط مرشد یا فرد دیگر و انجام حرکات فردی نباید از درب زورخانه، وارد یا خارج شد. کوتاه تر از قد انسان می سازند. بطوری که پهلوانان، درب زورخانه را معمولا قهرمانان و… و به طور کلی همه افراد هنگام ورود یا خروج از درب زورخانه با قد خمیده گذر کنند. این درس فروتنی و افتادگی است.

مرشد کیست

مرشد به عنوان عمود خیمه زورخانه است و مهم ترین و ارجمندترین جایگاه را با نواختن ضرب و کلام آهنگین خود جهت ارشاد و هدایت ورزشکاران برعهده دارد. مرشد زورخانه باید فردی متقی، متواضع، اهل ادب، صاحبدل، بی نظر، با سواد  کافی، آگاه به آداب ورزش زورخانه ای و مشرف بر تمامی زوایای فرهنگ آئینی، شعر شناس و… باشد. یک مرشد باید از لهجه ای شیرین و پنجه ای هنرمندانه برخوردار باشد، حقوق و کسوت افراد را رعایت نموده و گشاده دست و گشاده رو رشد چند بعدی است که در مسائل دینی صاحب درک و همواره  باشد. شخصیت م باشد. وی باید بدون حب و بغض در سکوی ارشاد و هدایت پاسدار واژه مرشد قرار گیرد تا رفتار، کردار و گفتار او الگوی دیگران شود.

گود زور خانه چیست

گود محل انجام ورزش زورخانه ای در داخل زورخانه با سطحی پایین تر از کف سالن اصلی می باشد. گود در زورخانه به مشابه میدان جنگ و امروزه محل ورزش و جایگاهی مقدس است. هشت گوش می ساخته اند و هر کدام شکل ظاهری آن را گرد، چهار، شش و دلیلی برای عمل خود دارند که البته امروزه هشت ضلعی متساوی الاضلاع، مصوب و استاندارد گردیده است. گفته اند چهارگوش است، برگرفته از چهار گوشه قبر علی(ع)، چهار عنصر حیات (آب، خاک، باد و آتش) و چهار نفس انسان ( اماره، لوامه، ملهمه و مطمئنه). بیان کرده اند شش گوش است به جهت شش گوش بودن قبر اباعبدا… الحسین(ع). همچنین شش ضلعی برگرفته از شش جهت (شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا و پایین) نیز می باشد.

رتبه ها و امتیازات

هر یک از ورزشکاران و مرشدان بستگی به رتبه ای که دارند حق امتیازشان بجا آورده می شود رتبه شامل سن، سابقه فعالیت، میزان توانایی های فنی، صلاحیت های اجتماعی (عدم اعتیاد، عدم سوءپیشینه، حسن شهرت و…) و اقدامات ویژه (قهرمانی، مربیگری، داوری، مدرسی، مدیریتی و…) است که هر مرشد یا ورزشکار باید مراحل تکمیل پرونده، اخذ تاییدیه ها و قبولی آزمون های لازم را تحت نظارت هیات استان ذیربط و فدراسیون بگذراند. پس از دوره مقدماتی، ۹ رتبه تعریف شده است که هر کدام شرایط خاصی دارند. ، هر رتبه دارای عنوان، نشان و امتیاز جداگانه ای است فقط دوره مقدماتی، امتیازی ندارد ۱. منکر در چرخ (هنرهای فردی) ۲. صلوات در چرخ (هنرهای فردی) ۳. صلوات در ورود و خروج گود ۴. صلوات در ورود و خروج زورخانه ۵. واردی با ضرب و صلوات در ورود و خروج گود ۶.  واردی با ضرب و صلوات در ورود و خروج زورخانه ۷. زنگ و ضرب و صلوات در چرخ ۸. زنگ و ضرب و صلوات در ورود و خروج گود و هنرهای فردی ۹. زنگ و ضرب و صلوات در ورود و خروج زورخانه و گود و هنرهای فردی

میاندار کیست

برای آغاز حرکات ورزشی، تعیین میاندار صورت می گیرد. میاندار باید از حیث معنویات، کسوت، آشنایی با آداب و توانایی انجام حرکات ورزشی، سرآمد حضار باشد. وظیفه میاندار، مدیریت گود، نظارت بر نظم ورزشکاران و انجام درست و موزون حرکات ورزشی است. کسی حق ندارد بدلخواه حرکات را انجام دهد زیرا این ورزش به جماعت انجام می شود و مانند اقامه نماز جماعت است.

ادامه نوشته

اریک کارل درگذشت

 اریک کارل، نویسنده امریکایی کتاب پرفروش «کرم خیلی گرسنه» در ۹۱ سالگی از دنیا رفت.

نویسنده کتاب «کرم خیلی گرسنه» و کتاب‌هایی چون «می‌خواهی که دوست من باشی» و «کفش‌دوزک بداخلاق» در سن ۹۱ سالگی از دنیا رفت. به گفته خانواده‌اش، او در کمال آرامش و در میان اعضای خانوده‌اش دنیا را ترک کرد.

اریک کارل در طول زندگی حرفه‌ای خود طراحی و تصویرگری خود بیش از ۷۱ کتاب کودک را بر عهده داشت، آثاری که بالای ۱۷۰ میلیون نسخه در سراسر دنیا به فروش رسیدند.

مشهورترین کتاب او «کرم خیلی گرسنه» که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد همچنان در سراسر دنیا از محبوبیت بسیاری برخوردار است و در سال ۲۰۲۰ نیز در رتبه نخست پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفت.

خوراکی هایی برای طول عمر بیشتر

 در این مطلب ۱۷ خوراکی معرفی می‌شود که پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند روی طول عمر انسان تأثیر می‌گذارد.

گذشته از تخم‌مرغ و بلغور، غذا‌هایی وجود دارند که اگر هر روز به قدر کافی میل شوند ممکن است برای طول عمر یک شخص مفید باشند.
علم دریافته است که آنتی‌اکسیدان‌ها می‌توانند با بیماری‌های مرتبط با سن مثل عارضه قلبی و بعضی سرطان‌ها مبارزه کنند. طبیعت به ما کهکشانی ارزنده از این مولکول‌ها را به صورت خوراکی‌های کامل و خوشمزه، مثل توت‌ها، سیر و خیلی خوراکی‌های دیگر، ارزانی داشته است. فهرست زیر را بخوانید تا کشف کنید چه خوراکی‌هایی را پژوهشگران با طول عمر و خوشبختی هم‌بسته می‌دانند. سپس یک کاسه بزرگ از آن‌ها را بردارید، نوش جان کنید و از زندگی خودتان بهترین لذت را ببرید.
۱۷ خوراکی معرفی می‌شوند که پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند روی طول عمر انسان تأثیر می‌گذارد.

۱- شکلات سیاه

اجازه دهید با یک خبر عالی شروع کنیم. شکلات سیاه پر از فلاونوئید‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها است. هر دو از التهاب و لخته‌های خونی پیشگیری می‌کنند.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که التهاب با سالخوردگی و امراض مرتبط با سالخوردگی هم‌بسته هستند، پس خوراکی‌های ضد‌التهاب، کلیدی برای عمر طولانی‌تر محسوب می‌شوند.

۲- بروکلی
سبزی‌های چلیپایی مثل بروکلی حاوی مواد‌شیمایی پیش‌گیرنده از سرطان مثل سولفورافان هستند. در یک مطالعه دریافتند که بروکلی‌خور‌ها از آن‌ها که رژیم غذایی بدون سبزیجات داشتند طولانی‌تر عمر کرده‌اند.

۳- آجیل‌ها
اخیراً در یک تحقیق پی برده شد که خوردن فقط یک مشت آجیل در هر روز می‌تواند طول عمر یک شخص را افزایش دهد. یافته‌های آن تحقیق به ویژه نشان می‌دهند که آجیل‌خور‌ها در معرض ریسک مرگ پایین‌تری از بابت امراض تهدیدکننده زندگی مثل دیابت و سرطان هستند.

۴- چغندر‌هااین خوراکی‌های زیبا سرشار از ترکیب‌هایی به نام بتائین هستند که قدرت ضدالتهاب نیز دارند.

۵- گوجه‌فرنگی‌ها
این میوه آب‌دار مدت‌ها است که با سلامتی انسان هم‌بسته است. آمریکایی‌ها گوجه‌فرنگی و فرآورده‌های گوجه‌فرنگی را به وفور می‌خورند، و این چیز خوبی است: تحقیقات نشان داده‌اند که خوردن گوجه‌فرنگی ریسک بعضی سرطان‌ها، امراض قلبی و عروقی، و پوکی استخوان را کاهش می‌دهند. گوجه‌فرنگی‌ها منبع خوبی از ویتامین سی و مقدار متنابهی از یک نوع آنتی‌اکسیدان به نام لیکوپن است.

۶- توت‌ها
توت‌فرنگی‌ها، توت‌های‌آبی (بلوبری)، و مانند این‌ها مواد منفجره شیرین خوش‌طعم با مقدار قدرتمندی آنتی‌اکسیدان هستند که کمک می‌کنند در برابر پیری و سالخوردگی محافظت شوید. توت‌ها به ویژه حاوی یک آنتی‌اکسیدان به نام آنتوسیانین هستند که از کارکرد مغز و حفظ عضلات حمایت و حفاظت می‌کنند.

۷- روغن زیتون
به دفعات تاکید شده است رژیم غذایی مدیترانه‌ای، که ستاره و بازیگر اصلی آن روغن زیتون است، یکی از سالم‌ترین روش‌های تغذیه در جهان است. دانشمندان دریافته‌اند که این چربی سالم روغنی به نبرد با زوال شناختی ناشی از سالخوردگی کمک می‌کند.

۸- سالمون
این ماهی، هر جور که دوست دارید، چه سوشی ژاپنی یا روی یک تکه نان برشته تنوری میل کنید، سرشار از اسید‌های چرب امگا ۳ است. دانشمندان نشان داده‌اند که سالمون می‌تواند از شما در برابر زوال شناختی حفاظت کند و التهاب را کاهش دهد.

۹- زغال‌اخته (کرانبری)
بری‌ها (توت‌ها) حاوی آنتی‌اکسیدان شناخته‌شده برای پشتیبانی از یک زندگی طولانی سالم هستند، ولی افزون بر این‌ها در یک تحقیق پی برده شد ترکیب پونه‌ی کوهی و زغال‌اخته طول عمر کرم میوه را افزایش می‌دهد. پژوهشگران می‌گویند که اطمینان دارند این ترکیب گیاهی تأثیری مشابه روی انسان دارد و به نگهبانی از انسان در برابر امراض مرتبط با سال خوردگی کمک می‌کنند.

۱۰- غذا‌های تند (فلفلی)
اگر خوراکی‌های تند دوست را دارید می‌توانید از ادویه و تندی زندگی برای هر مدتی لذت ببرید. اخیراً یک مطالعه که در چین منتشر شده است نشان داد آن‌ها که خوراکی‌های تند، مثل فلفل، می‌خورند احتمال کم‌تری دارد زود بمیرند. این پژوهشگران همچنین دریافتند آنان که خوراکی‌های تند می‌خورند در معرض ریسک مرگ پایین‌تری به سبب سرطان و امراض قلبی هستند.

۱۱- چای سبز
شما مجبور نیستید چای سبز را جایگزین قهوه کنید. ولی افزودن یک فنجان چای سبز را به برنامه نوشیدنی‌های روزانه‌تان در نظر داشته باشید. هم چای سبز، هم سیاه، حاوی کاتچین هستند که به حفاظت از قلب‌تان کمک می‌کند. در یک مطالعه که در ژاپن انجام شد پی برده شد چای‌سبزنوشان قهار که هر روز چند فنجان می‌نوشند یا آن‌ها که دست‌کم نیم‌لیتر چای سبز در یک روز می‌نوشند، عمر طولانی‌تری دارند، چون در معرض ریسک پایین‌تر امراض قلبی و سکته مغزی هستند.

۱۳- سیر
سیر، هر خوراکی لذیذی را خوش طعم‌تر می‌کند، و شما نیز ممکن است آن را به غذایتان اضافه کنید:، چون خوردن سیر، ظرفیت افزایش عمر را دارد. سیر حاوی آنتی‌اکسیدان‌ها است و عقیده بر این است که فشارخون را تنظیم می‌کند.

۱۴- اسفناج
پاپای (کارتون معروف یا همان ملوان زبل) می‌داند که اسفناج چه‌قدر خوب است. در یک مطالعه‌ای که اخیراً انجام شد پی برده شد که خوردن روزانه‌ی اسفناج (یا هر سبزی برگ سبزی) می‌تواند کمک کند از زوال شناختی مربوط به سالخوردگی ممانعت شود. پژوهشگران این مزایا را منسوب به محتوی ویتامین کای سرشار در این سبزی می‌دانند.

۱۵- آووکادو

ادامه دهید، آووکادو با نان تست را درست کنید. پژوهشگران نشان داده‌اند که این ابرمیوه به کاهش استرس کمک می‌کند و ممکن است ظرفیت مبارزه علیه بعضی سرطان‌ها را داشته باشد.

۱۵- سیب‌ها
سیب‌ها یکی دیگر از منابع عالی آنتی‌اکسیدان‌ها هستند. واقعاً خوردن آب‌سیب به خاطر تمام خواص و ارزشش عالی است، ولی مطمئن شوید پوست را هم می‌خورید، چون ارزش غذایی زیادی دارد. این میوه همچنین حاوی فیبر است که به سامانه هضم سالم غذا کمک می‌کند و می‌تواند از امراض قلبی پیش‌گیری کند.

۱۶- مارچوبه

این ساقه‌های سبز سرشار از گلوتاتیون هستند که در همه آنتی‌اکسیدان‌ها وجود دارد. مارچوبه می‌تواند ریسک امراض قلبی، زوال عقل، و سرطان را پایین بیاورد. مارچوبه همچنین منبعی از فولات است که می‌تواند از کارکرد شناختی حمایت کند و سلامت مغز مسن‌تر‌ها را فراهم کند.

۱۷- کیمچی

مطالعه‌ای اخیراً نشان داد که پروبیوتیک‌های موجود در خوراکی‌های تخمیر شده مثل کیمچی، کلم‌ترش، و ماست ممکن است نشانه‌های اضطراب و افسردگی را کاهش دهند. از آن هم بهتر، بیشتر کیمچی‌ها حاوی سیر هستند، پس کیمچی‌خور‌ها مزایای آنتی‌اکسیدان‌های قدرتمند را نیز کسب می‌کنند. در یک مطالعه نشان داده شد که باکتری‌های اسید لاکتیک پربیوتیک موجود در کیمچی برای پیش‌گیری از سرطان روده بزرگ مفید هستند.

مدال فلورانس نایتینگل امسال به یک پزشک ایرانی رسید

 

سید ناصر عمادی چشمی پزشک داوطلب ایرانی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در چهل و هشتمین دوره اهدای مدال فلورانس نایتینگل موفق به کسب این مدال شد.
کمیسیون اعطای مدال فلورانس نایتینگل متشکل از فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و شورای بین‌المللی پرستاران با توجه به معیارهایی مانند شجاعت، ایثار و آمادگی برای ارایه خدمت، فعالیت‌های عملی به نفع مجروحان، بیماران یا سایر آسیب‌دیدگان ناشی از سوانح و جنگ و اقدامات ابتکاری در زمینه بهبود کیفیت درمان و یا آموزش، به صورت دوسالانه این مدال افتخار را اعطا می‌کند.
عمادی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است و خدماتی چون طبابت‌های داوطلبانه در ایران، عراق، کنیا، تانزانیا، سومالی، غنا، نیجریه، بروندی، آفریقای جنوبی، زیمبابوه و افغانستان را در کارنامه خود دارد./ ایرنا

اتفاقات عجیبی که فقط یک بار در دنیا افتاده اند

 در گزارش زیر شما را با اتفاقات عجیبی که فقط یک بار در دنیا افتاده اند آشنا می‌کنیم.

هر چه عمیق‌تر به دنیای اطرافمان نگاه کنیم اتفاقات جالبی کشف می‌کنیم که باور کردنشان کمی سخت است. اتفاقاتی که فقط یک بار در دنیا رخ داده اند و حتی بعد از سال‌ها فراموش نشده اند.
یکی از این اتفاقات شیوع خنده در سال ۱۹۶۲ بود زمانی که هزاران نفر در یک زمان نمی‌توانستند خنده خود را قطع کنند. از این دست اتفاقات نادر زیاد است و ما می‌خواهیم شما را با تعدادی از آن‌ها آشنا کنیم.
آبشار نیاگارا بدون آب در سال ۱۹۶۹

ادامه نوشته

سخن روز...

 

و خرمشهر را خدا آزاد کرد...

سوم خرداد یادآور اوج رشادت‌های رزمندگان کشورمان است. روزی که خرمشهر پس از 19 ماه از تصرف دشمن خارج شد و تلاش یک ملت برای نجات هموطنان‌شان به بار نشست. آزادسازی خرمشهر نتیجه یک انسجام ملی بود و بر همین اساس روی تابلوی ورودی خرمشهر جمعیت این شهر 36 میلیون نفر ثبت شد. رزمندگان مازندرانی هم در این بین نقش بی‌بدیلی را ایفا کردند و 249 رزمنده مازندرانی در عملیات بیت‌المقدس به شهادت رسیدند. به مناسبت این روز تاریخی با چند تن از رزمندگان و فرماندهانی که در عملیات بیت‌المقدس حضور داشتند گفت‌وگوهایی کوتاه داشتیم.
 


برای جنگیدن با دشمن حتی یک متر خشکی نداشتیم

سردار «احمد کوهستانی» یکی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس است که در عملیات‌های مختلف جنگ تحمیلی حضور داشت. او در آزادسازی خرمشهر جانشین فرماندهی تیپ بیت‌المقدس مازندران بود. تیپی که در کنار تیپ نور به مازندرانی‌ها اختصاص داشت و وظیفه مهمی را هم در عملیات عهده‌دار بود. با این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

عملیات‌های جنگی نقش نیروهای نظامی از سراسر کشور در قالب یک گروه و با هدفی مشترک تعریف می‌شود. به عبارتی در انجام یک عملیات همه نیروها به یک اندازه نقش ایفا کرده‌اند. اما می‌خواهیم از نقش مازندرانی‌ها در این عملیات بدانیم.

 همان‌طور که عنوان کردید پیروزی در عملیاتی در اندازه و سطح بیت‌المقدس که 4 مرحله داشت و بیش از یک ماه طول کشید و در نیتجه آن بیش از 5 هزار کیلومتر از خاک کشور آزادسازی شد را نمی‌توان به یک استان یا لشکر منتسب کرد. سپاه پاسداران، ارتش جمهری اسلامی، نیروهای  نظامی متعدد، بسیج و همه مردم کشور دست به دست هم دادند و مهم‌تر از همه لطف خدا شامل حال ما شد تا این عملیات به نتیجه رسید. اما مازندران هم نقش مهمی در این عملیات داشت. مازندران از ابتدای عملیات دو تیپ در منطقه داشت. حدود 12 گردان در این دو تیپ حضور داشتند. این تیپ‌ها تا مراحل آخر پا‌به‌پای نیروهای رزمنده کشور پیش رفتند. اما در مراحل آخر تیپ دگرگون و بازسازی شد. چون گردان‌ها در عملیات نیروها را از دست می‌دادند و  دوباره تقویت می‌شدند. به همین دلیل در مراحل پایانی عملیات که به خرمشهر نزدیک شدیم تیپ‌ها الحاق شدند.

نیروهای شما در کدام منطقه حضور داشتند؟تیپ بیت‌المقدس از مسیر «آب تیمور» و «دو به‌هردان» در جاده اهواز-خرمشهر فعالیت می‌کرد. تیپ نور هم از مازندران بود که از کرخه عمل می‌کرد. تیپ 25 کربلا هم در عملیات حضور داشت. اما به‌طور کامل مختص نیروهای مازندران نبود. تیپ‌های ما در هر چهار مرحله حضور داشتند. اما در مرحله سوم و چهارم تیپ‌ها الحاق شدند. چون هم نیروها را از دست دادیم و هم در مرحله آخر قرارگاه‌مان را عوض کردیم. نیروهای یاسوج و مشهد هم وارد تیپ شدند. ولی همچنان هسته اصلی تیپ را مازندرانی‌ها تشکیل می‌دادند و فرماندهی هم با مازندران بود.
بنابراین باتوجه به منطقه‌ای که تیپ‌های مازندرانی در آن فعالیت می‌کردند نقش حساسی در عملیات به عهده داشتند.
بله. اتفاقاً تاثیرگذاری بچه‌های مازندران زیاد بود. تیپ ما مسیر شلمچه که هم خروج عراقی‌ها و هم ورود آن‌ها ازآن انجام می‌شد را بست. این مسیر تنها راه عراقی‌ها بود. مازندرانی‌ها در بستن راه زمینی نقش خوبی داشتند. هرچند عراقی‌ها از راه هوایی هم شیطنت‌هایی می‌کردند. اما بهترین و تنها راه‌ نجات‌شان همین مسیر بود که در اختیار ما قرار گرفته بود.
سردار، نگاهی به مراحل مختلف عملیات نشان می‌دهد که عراقی‌ها در دو مرحله نخست عملیات از خود مقاومت بیشتری نشان دادند و کار برای رزمندگان ما کندتر پیش رفت. دلیل این موضوع هوشیاری عراقی‌ها در مراحل نخست و غافلگیری در مراحل پایانی بود، یا شکل عملیات قرار بود به همین صورت انجام شود؟
 در دو مرحله اول طبیعی بود که دشمن مقاومت کند و نتوانیم خوب عملیات کنیم. چون دشمن در منطقه عملیات استقرار کامل داشت و قرار بود ما وارد منطقه شویم. هر کسی که در عملیات بیت‌المقدس حضور داشت یادش هست که ما در کل خطوط در مقابل دشمن یک متر هم مرز خشکی نداشتیم. قسمتی هم که خشکی بود قبل‌ها برای مقابله با دشمن  به آب بسته شده بود. بنابراین ما در سراسر این جبهه حتی یک وجب خشکی برای جنگیدن نداشتیم. باید از رودخانه عبور می‌کردیم. عراقی‌ها هم آن‌سوی رودخانه خاکریز ساخته بودند. این یعنی یعنی تسلط کامل به جبهه.
 جایی که ما می‌خواستیم از آن عبور کنیم نیزار بود. دشمن پشت نیزار را به انواع تجهیزات نظامی مسلح کرده بود. با این شرایط طبیعی بود که در مراحل اول و دوم کمی آهسته عمل کنیم. از آن‌جا که دشمن می‌دانست اگر پای ما به خشکی برسد جلودار ما نیست، بالطبع همه توانش برای جلوگیری از ورود ما به منطقه را به کار گرفت. علاوه بر افزایش فشارها، نیروهای خود را تقویت کرد و فشار بیشتری به نیروهای خود آورد. اما وقتی مرحله دوم را انجام دادیم و وارد مرحله سوم شدیم، دیگر اختیار عمل در دست دشمن نبود.
 بسیاری از نیروهای دشمن در این مرحله پا به فرار گذاشتند. چون تاب مقابله با نیروهای ما را نداشتند. کسی که آن روزها در منطقه بود کامل می‌داند که در مرحله سوم و چهارم عراقی‌ها به چه شکل فرار می‌کردند. بعثی‌ها وقتی دیدند توان مقابله ندارند به سمت خرمشهر عقب‌نشینی کردند. نیروهای ما در مسیر 110 کیلومتری اهواز تا خرمشهر قدم به قدم عراقی‌ها را به عقب راندند. دشمن هم از مقاومت در این مسیر منصرف شد و سعی کرد با عقب‌نشینی تمام توانش را برای از دست ندادن خرمشهر نگه دارد. عراقی‌ها قید بیابان‌های اطراف را زدند و بر حاشیه و مرکز خرمشهر متمرکز شدند. اما آن‌جا هم نتوانستند مقاومت کنند. چون فشارها از همه طرف به دشمن وارد می‌شد و حلقه محاصره تنگ‌تر شده بود. راه فرارشان هم که بسته بود. بنابراین ناچار شدند شکست را بپذیرند و تسلیم شوند. عده‌ای هم که قصد فرار داشتند در اروند غرق می‌شدند.
در کدام مرحله از این عملیات نیروهای ما بیشتر به شهادت رسیدند؟
 بیشترین درگیری‌ها در مرحله چهارم عملیات بود که آزادسازی خرمشهر قرار بود انجام شود. به‌همین دلیل بیشتر رزمندگان عملیات در این مرحله به شهادت رسیدند. درگیری‌ها در حاشیه شهر زیاد شده بود. دشمن هم از هم توانش برای مقابله استفاده می‌کرد. دژهای مستحکمی داشتند که تجهیزات نظامی در آن مستقر بود. رزمندگان ما را با چهارلول می‌زدند. حجم درگیری‌ها سبب شد که تعداد بیشتری از نیروهای ما در این مرحله به شهادت برسند.
عملیات بیت‌المقدس چه نقشی در جنگ داشت؟
بیت‌المقدس در آن فرصت زمانی بعد از فتح‌المبین عملیات بزرگی بود. منطقه وسیعی را شامل می‌شد. واقعاً چیزی که در خرمشهر می‌دیدیم این بود که بر اساس هرگونه محاسبه نظامی روز و حتی امروز پیروزی نیروهای ما در این عملیات امکان‌پذیر نبود. حتی با 20 برابر نیروهایی که در خرمشهر داشتیم و صرف 4 برابر زمان برای عملیات هم نمی‌شد به این شکل عمل کرد. تعداد نیروهای دشمن بسیار بیشتر از نیروها ما بود. شاید تعداد اسیران و کشته‌شدگان عراقی‌ها در بیت‌المقدس با کل نیروهای ما برابری می‌کرد. از نظر تجهیزات نظامی و پشتیبانی هم بسیار قوی‌تر بودند. ما فقط وسیله‌ای برای انجام این عملیات بودیم. با این شرایط بهترین تفسیر و تشریح از آزادسازی خرمشهر همان است که امام راحل فرمود. «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

برداشت از پایگاه خبری مازند نومه

ادامه نوشته

چگونه یک قصه گو شویم؟

قصه گویی یک بازی است، هنگامی که با عروسک ها بازی می کنید، وانمود می کنید که آن ها سخن می گویند، راه می روند و فعالیت می کنند.

هنگام بازی، ممکن است که داستان جنگ بین سربازان را روایت کنید،‌ یا رویدادی را در یک میهمانی چای بازی کنید و یا این که در زمان و مکان به حرکت درآیید و به سوی ماجراجویی های دور و دراز بروید.  

هنگام بازی کردن، نیازی به آغاز، میانه و پایان ندارید. تنها چیزی که برای این کار نیاز دارید، این است که حرکت کنید و به جای شخصیت های قصه حرف بزنید و خودتان را به جای آن ها قرار دهید.

اما هنگامی که قصه می گویید و مخاطبانی دارید، باید از خط داستانی مشخصی پیروی کنید که آغاز، میانه و پایان داشته باشد. هنگام قصه گفتن، از جزئیات رفتارهای شخصیت ها، از دیدن و شنیدن، چشیدن، بوییدن و لمس کردن چشم پوشی نمی کنید. شما باید با ابزار واژه ها، صحنه، زمان و احساسات جاری در قصه را مانند یک تابلو پیش چشمان شنونده ها نقاشی کنید و جان ببخشید. 

شما به عنوان یک قصه گو باید اجازه دهید تا واژه های قصه، بر لحن و شیوه حرکات شما اثر بگذارد. گویی که در آن لحظه در میان ماجرای داستان ایستاده اید و در همان فضا قرار دارید. قصه گو به هیئت تک تک شخصیت های قصه درمی آيد و شنونده به تماشای بازی او با واژه ها می نشیند. 

قصه گویی یعنی با زبان و شیوه قصه گویی ویژه خود، در درون قصه قرار بگیرید. تلاش نکنید که از صدا یا حرکات و رفتار یک قصه گوی دیگر تقلید کنید. برخی از قصه گو ها عادت دارند که صاف و بی حرکت بایستند. برخی دیگر هنگام قصه گویی مدام حرکت می کنند. برخی  صداهای خنده دار را چاشنی قصه می کنند و برخی دیگر با زبان و لحن ساده خود قصه می گویند. مهم این است که  خودتان باشید و اجازه دهید تا فضای داستان، شما را به بازی و واکنش برانگیزاند. 

  • نخستین گام برای این که قصه تان را تعریف کنید این است که آن را بنویسید. ایده و طرح قصه می تواند از یک قصه قومی قدیمی گرفته شده باشد و یا این که هر منبع دیگری داشته باشد. مهم این است که شما آن را به زبان خودتان بنویسید و سپس آن را به زبان و با شیوه های حرکت و بیان خودتان تعریف کنید. 
  • برای گفتن یک قصه، روش های بسیاری وجود دارد. می توانید قصه را به عنوان نمایشی در نظر بگیرید که می توانید به جای همه شخصیت های آن قرار بگیرید و واژه ها که ابزار شما هستند، می توانند همزمان که داستان را پیش می برند، صدا ها را تولید کنند، منظره ها، طعم ها و رایحه ها را بیافرینند و احساساتی را که در قصه جریان دارد بیان کنند. هنگامی که قصه می گویید باید بتوانید خود را در میان ماجرا و شخصیت های آن تصور کنید، درست مانند بازی در یک تئاتر. 

برداشت از سایت کتابک

ادامه نوشته

به بهانه زادروز عباس یمینی شریف...

عباس یمینی شریف، از نخستین شاعران و نویسندگان کودک ایران است. او بیش از ۳۰ کتاب برای کودکان دارد که از آن میان شعر با الفبا، باغ دوستی،‌ پلنگ یکه تاز، کتاب توکا و... می توان نام برد. برخی ازاین آثار از کانون های ادبی و فرهنگی ایرانی و بین المللی جوایزی دریافت کرده است. او از بینان گذاران شورای کتاب و انجمن پژوهش های آموزشی پویا است و سردبیری و مدیریت شماری از مجله های کودکان را نیز بر عهده داشته است.

او در سال ۱۲۹۸ در تهران زاده شد و کودکی خود را در روستای دربند سپری کرد. او از دوران کودکی شعر می سرود اما سرودن برای کودکان را هنگامی آغاز کرد که در دانشسرای مقدماتی آموزگاری با ادبیات کودکان دیگر کشورها آشنا شد. در سال ۱۳۲۱ برای نخستین بار یکی از سروده هایش در روزنامه نونهالان چاپ شد. یک سال بعد با برنده شدن در نخستین مسابقه شعر برای کودکان به عنوان شاعر کودکان شناخته شد و از سال ۱۳۲۴ سروده هایش به کتاب های درسی دوره دبستان راه یافت.

یمینی شریف در همان سال مجله «بازی کودکان» را منتشر کرد که توانست به سبب زبان و محتوای مناسب با کودکان ارتباط برقرار کند چنانچه گروهی از کارشناسان «بازی کودکان» را نخستین نشریه کودکان می دانند. از دیگر نشریه هایی که مدیریت آن ها را بر عهده داشت، مجله های دانش آموز، سازمان شیر و خورشید ایران و کیهان بچه ها را می توان نام برد.

یمینی شریف در سال ۱۳۳۲ برای گذراندن دوره کارشناسی آموزش و ادبیات کودکان به امریکا سفر کرد. تجربه های تلخش از دوران مکتب و آشنایی با دیدگاه های نو در آموزش و پرورش کودکان او را بر آن داشت تا پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۶ با همراهی همسرش توران مقومی، دبستان روش نو را باز کند. دبستان روش نو پس از مدتی از کودکستان تا دبیرستان گسترش یافت و تا ۱۳۵۸ به کار خود ادامه داد.

از دیگر فعالیت های او، بنیانگذاری جایزه ادبی عباس یمینی شریف برای تشویق نویسندگان و تصویرگران ایرانی، نگارش کتاب اول ابتدایی، کتاب اول و دوم برای بزرگسالان نوآموز، کتاب های آموزشی برای پدران ومادران و مقاله های آموزشی و اجتماعی در روزنامه کیهان آن زمان بود.

عباس یمینی شریف پس از نیم سده فعالیت برای کودکان در ۲۸ آذر ۱۳۶۸ به سبب بیماری درگذشت.

 

معرفی کتاب....

نام «فلسفه» و کلیه مشتقاتش برای بسیاری از ما هراس‌انگیز است! حتی طیف گسترده‌ای از کتابخوانان حرفه‌ای هم ترجیح می‌دهند به عادات مطالعه‌ای خود در فضاهای داستانی و متون روان و خوش خوان پایبند بمانند و سراغ متون غالبا ثقیل و پیچیده مرتبط با فلاسفه نروند.

در چنین مختصاتی آثار داستانی خلق شده بر محور تفکرات و آراء فلاسفه و حکمای بزرگ می‌تواند بستری مناسب برای ورود بی‌دردسر به این حوزه و مزمزه کردن دغدغه‌های فلسفی باشد.

صدرامتألهین یا همان ملاصدرای شیرازی یکی از سرشناس‌ترین فلاسفه عالم تشیع و از مفاخر ایران اسلامی است. «مردی در تبعید ابدی» روایت داستانی و جذاب نادر ابراهیمی از زندگی پرفرازو نشیب او است.

«برای نگارش این جزوه- که البته داستان است نه عین واقعیت و هیچ داستانی عین واقعیت نیست و اگر باشد، واقعیتی است مستقل و دیگر- به قدر بضاغت به راستی ناچیزم سود برده‌ام از هرآنچه که به زبان فارسی، تإلیف و ترجمه، از حضر صدرالمتألعین در دسترسم بوده و نیز بسیاری از کتب، رسالات و مقالات که درباره آثار و نظرات ملا و در شرح و توضیح آن‌ها نوشته شده و توانایی مطالعه و درک مفاهیم آن‌ها برایم وجود داشته‌است. بنابراین مدیون بزرگانی چون علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، سیدجلال‌الدین آشتیانی، سیدجعفر سجادی، مهدی حائری یزدی، سید حسن نصر، سیدهادی خسروشاهی، دکتر احمد شفیعی‌ها، دکتر محمدجواد مشکور، هانری کربن و... هستم»

نادر ابراهیمی با این شرح و تفصیل در همین مقدمه کتاب تکلیف متن خود را روشن می‌کند؛ اثری که هم مستند به تحقیق و پژوهش است و هم عجین با خیال‌پردازی و روایت داستانی. از همین زاویه است که بخش غالب روایتش در قالب دیالوگ و گفتگوی کاراکتر اصلی با اطرافیان طراحی شده و در همین آمدوشد گفته‌ها است که فضای ذهنی و فکری ملاصدرا برای مخاطب ترسیم می‌شود.

«مردی در تبعید ابدی» را انتشارات نوبهار در سال ۷۵ به قلم نادر ابراهیمی و در ۲۶۵ صفحه روانه بازار نشر کرد.

ادامه نوشته

نگاهی به زندگی شهید والامقام بروجردی...

کودکی و رشد دینی
به سال 1333 شمسی در روستای کوچک «دره گرگ» از توابع شهرستان «بروجرد» در خانواده مومن و مستضعف فرزندی دیده بر جهان گشود که او را «محمد» نام نهادند.شش ساله بود که پدر را از دست داد. با مرگ پدر و وخامت وضعیت مادی خانواده، مادر رنجدیده ، محمد و پنج فرزند دیگرش را با خود به «تهران» آورد و محله مستضعف نشین «مولوی» مقر خانواده بروجردی شد.مادرش میگوید: «محمد شش ساله بود که یتیم شد. از هفت سالگی روزها را در یک دکان خیاطی کار می کرد. اسمش را در یک مدرسه شبانه نوشتم و شبها درس می خواند. همه او را دوست داشتند. چه معلم چه صاحبکارش.»


چهارده ساله بود که به سال 1347 با شرکت در کلاسهای آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش از آن روزها چنین حکایت می کرد: «وقتی به این کلاسها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند».

در بند اسارت طاغوت
پس از چندی با تشکیلات مکتبی «هیات های مؤتلفه اسلامی» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی- عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار «حاج مهدی عراقی» تشکیل می شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد.
در سال 1350 ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش میگوید: «به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند میخواهی چکار کنی؟ گفت : مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم.می فهمی مادر، بیزار!»
«محمد»که علاقه ای به خدمت در ارتش شاهنشاهی نداشت اندکی پس از این فراخوان به قصد دیدار با مرشد در تبعید مکتب انقلاب حضرت امام خمینی«ره» از خدمت فرارکرد اما حین عبور از مرز زمینی ایران - عراق توسط عناصر «ساواک» رژیم شناسایی و دستگیر شد. مادر محمد از این دوران می گوید : «خبر آوردند که او را در خوزستان سر مرز گرفته اند. رفتم اهواز سازمان امنیت عکسش دستم بود و گریه میکردم... از آنجا رفتم زندان ساواک «سوسنگرد»... این پسر آنجا بود.وقتی وارد اتاق بازجویی شدم دیدم او را از پاهایش به سقف آویزان کرده اند و کتکش میزنند. همین طور مثل باران چوب و شلاق و باطوم بود که روی سر صورت بچه ام می بارد ولی حتی یک آخ هم از او نشنیدم.»
سردار شهید «حاج محمد ابراهیم همت» درباره روحیه بالا، عشق به ولایت وتعهد عمیق «محمد» به آرمانش در آن ایام سخت اسارت درسیاهچال های آریامهری می گفت : «در زندان عوامل رجوی و سایر همپالگی های منافقین به برادرانی که معتقد به ولایت فقیه و رهبری حضرت امام بودند از روی طعنه میگفتند فتوایی ! این هم یکی از مظلومیت های مضاعف بچه های حزب اللهی در آن سالها بود. بعضی ها در برابر این انگ زدنهای رذیلانه منافقین دست و پایشان را گم کردند. ولی محمد خیلی منطقی و زیبا آنها را توجیه کرد. او بدون هیچ ابایی گفته بود:آری ما فتوایی هستیم و مقلد. خودمان که مجتهد نیستیم تا بتوانیم تا حکام را از منابع آن استخراج کنیم. بگذارید هر چه دلشان میخواهد، بگویند».

برداشت از سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی

ادامه نوشته