حدیث روز


مترجم:
نکاتی دربارهٔ نحوهٔ تعامل صحیح والدین و کودکان در رابطه با ویروس کرونا:
۱. اطلاعات صحیح کسب کنید و حقایق را با کودک خود به اشتراک بگذارید.
۲. رویکردتان را بر اساس وضعیت فرزند خود تنظیم کنید. به این فکر کنید که چه اطلاعاتی اضطراب و نگرانی او را بیشتر یا کمتر میکند.
۳. بهسادگی و با آرامش به موضوع بپردازید. کودکان بهخوبی متوجه نشانهها و حالات شما میشوند.
۴. از فرزندتان بپرسید که چه چیزهایی میداند و به سؤالاتش پاسخ دهید. اطلاعات غلط او را تصحیح کنید.
۵. احساسات فرزندتان را تأیید کنید. به او بگویید که میدانید این موضوعات میتواند برایش ترسناک باشد و در عینحال، به او اطمینانخاطر دهید که اقدامات لازم را برای حفظ سلامتیاش انجام میدهید و بهخوبی آماده هستید.
۶. انجام دادن کارهایی را که در توان اوست به وی یادآوری کنید. برای مثال، شستن دستها بهطور مکرر و مرتب، استفاده از ماسک، خواب کافی و...
۷. از شیوههای بهداشتی مطلوب الگو بگیرید و آن را برای کودک خود سرگرمکننده کنید. برای مثال، درحالیکه دستانتان را با آب و صابون، حداقل به مدت ۲۰ ثانیه شستوشو میدهید، آهنگ مورد علاقهٔ او را با هم بخوانید.
از کتاب در دست انتشار زهره قایینی به نام «سواد شکوفایی»
در گذشته همگان بر این باور بودند که سوادآموزی به کودک از سن ۶ یا ۷ سالگی آغاز میشود و پیشازاین سن به کودک نباید هیچگونه آموزشی داد.
تا چند دهه گذشته تعریف متعارف سواد به کسب مهارتهای خواندن و نوشتن محدود میشد. مهارتهایی هم چون رمزگشایی، هجا کردن، درک مطلب و روانخوانی که کودک با رفتن به مدرسه آنها را فرامیگیرد. یعنی چارچوب سواد تنها در محیط مدرسه ارزیابی میشد.
اما در دهههای اخیر نگاهها به موضوع سواد و سوادآموزی و آموزش کودکان دگرگون شده است. این تغییر بر پایه این شناخت به دست آمد که کودکان پیش از خواندن و نوشتن باید مهارتهایی را کسب کنند که پیشنیاز به دست آوردن مهارتهای پیچیدهتری همچون خواندن و نوشتن است. ابتدا این آمادگی در کسب مهارتهایی خلاصه میشد که کودکان در سالهای ۵ تا ۶، در دوره پیشدبستان به دست میآورند که به آن دوره آمادگی یا دوره «آمادگی خواندن» نیز میگویند.
از دهه ۱۹۷۰ شماری از پژوهشگران پا را از این فراتر گذاشتند و با پژوهشهای دقیقی که انجام دادند، دریافتند که بخش مهمی از مهارتها و دانش سواد پیش از آموزش رسمی فراگرفته میشود. این گروه از پژوهشگران نزدیک به نیم سده است که پدیده سواد را از زاویه دید گستردهتری دنبال میکنند و دریافتهاند که مهارتهای سواد تنها به خواندن و نوشتن که کودک در مدرسه فرامیگیرد محدود نمیشود. به باور آنها سواد مجموعه مهارتها و دانشهایی است که کودک از بدو تولد بهتدریج فرامیگیرد تا وارد مرحله آموزش رسمی شود. این بخش از دانش و مهارتها که کودک بهتدریج از محیط پیرامون خود فرامیگیرد، «سواد شکوفایی» Emergent Literacy نامیده شده است. این محیط برای بیشتر کودکان در سالهای نخست زندگی خانه و محله است و برای بخش کوچکتری از کودکان شیرخوارگاه. که بهتدریج مهدکودک، محله و همه مکانهای فرهنگی همچون کتابخانه رفتوآمد میکند، به محیط خانه افزوده میشود.
سواد شکوفایی یک روند است که از نخستین روزهای زندگی کودک آغاز میشود. پیش از آنکه مفهوم سواد شکوفایی به وجود بیاید، در دهه ۱۹۲۰ شماری از پژوهشگران و کارشناسان مفهوم «آمادگی برای خواندن» را مطرح کردند. مفهوم آمادگی برای خواندن کسب مهارتهای پیشنیاز خواندن در دوره پیشدبستان است که در کشورهای مختلف سن ورود به این دوره کمی با هم دیگر تفاوت دارد و کودکان برای ورود به مدرسه و کسب مهارت خواندن و نوشتن، با یادگیری مهارتهای پیشنیاز برای این مرحله آماده میشوند.
اما آمادگی برای خواندن کاملاً با موضوع سواد شکوفایی متفاوت است. در این دوره کودکان برای خواندن یا رمزگشایی آماده نمیشوند. کودک در ابتدای زندگی خود از والدین و پیرامون خود زبان زودهنگام یا Early Language را فرامیگیرد. او در محیط پیرامون بهتدریج با نوشتار و شکل حرفها یا واکها بر پایه کدهای دیداری آشنا میشود. (برای نمونه ایست را در تابلوی ایست شناسایی میکند، بدون آنکه بتواند واژه ایست را رمزگشایی کند. میان این زبان و سواد شکوفایی و رشد دیگر مهارتهای سواد که در مدرسه بدان دست مییابد، رابطه معناداری وجود دارد.
در سال ۱۹۶۶ پژوهشگر نیوزیلندی به نام ماری کلی اصطلاح " سواد شکوفایی را مطرح کرد. اصطلاح سواد شکوفایی یا Emergent Literacy به یادگیری مجموعه مهارتهایی گفته میشود که کودک از نخستین روزهای زندگی جنینی به دست میآورد، بهتدریج جوانه میزنند و شکفته میشوند. واژه Emergent در زبان انگلیسی روند به وجود آمدن چیزی را میگویند. پدیدهای که نه بهیکباره، بلکه بهتدریج به وجود میآید. به همین سبب برابرنهاد آن را به فارسی سواد شکوفایی نامیدهایم که نشان دهیم سوادی است که بهتدریج در یک روند چندساله به وجود میآید و شکل میگیرد.
ماری کلی در سواد شکوفایی به نخستین رفتارها و مفاهیمی اشاره میکند که یک کودک خردسال در واکنش به کتاب پیش از کسب مهارت رمزگشایی در خواندن به دست میآورد. پس از ماری کلی، پژوهشهای دیگری از سوی فرانک اسمیت Frank Smith زبانشناس و روانشناس انگلیسی و کنت گودمن Kenneth Goodman زبانشناس و کارشناس آموزش زبان از آمریکا در دهه ۱۹۷۰ انجام شد که چشمانداز یادگیری مهارتهای سواد از ابتدای تولد را گسترش داد. آنها مشارکت فعال کودکان در یادگیری از بدو تولد را مطرح کردند و اهمیت درگیر شدن کودکان از همان سالهای ابتدای زندگیشان در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی پیرامون خود را مهم شمردهاند.
از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تا به امروز پژوهشهای گستردهای درباره رشد زبانی در کودکان خردسال و مفهوم آمادگی برای خواندن از سوی کارشناسان و پژوهشگران برجستهای همچون میسون و آلن (۱۹۸۶) ویلیام تیل و الیزابت سالزبای (۱۹۹۱) و بتینا کومرلینگ – مایبر (۲۰۱۱) انجام شده است. این گروه از پژوهشگران پیشنهاد میدهند که این دوره از رشد کودک را، از دوره نوزادی تا زمانی که کودک وارد پیشدبستانی یا کودکستان میشود، دوران سواد شکوفایی بنامند.
کتاب لُهوف که مَلهوف علی قَتلی الطُفوف هم گفته شده، یکی از منابع مهم و کهن واقعه عاشورا و تاریخ زندگانی حسین بن علی علیهالسلام، امام سوم شیعیان نوشته ابوالقاسم رضی الدین علی بن موسی معروف به سید بن طاووس به زبان عربی است.

در مقدمه کتاب مطالبی درباره عظمت واقعه عاشورا و مقام حسین بن علی و ارزش گریه و عزاداری بر او و انگیزه نگارش کتاب میخوانیم. در بخش های بعدی مطالب زیر را مشاهده می کنیم:
مسلک اول: مسائل قبل از شروع واقعه عاشورا از ولادت امام حسین علیهالسلام تا وقایع روز عاشورا را شامل میشود.
مسلک دوم: شامل وقایع روز عاشورا است تا کشته شدن امام حسین علیه السلام.
مسلک سوم: شامل وقایع بعد از کشته شدن امام حسین علیه السلام است که از فرستادن سر کشته شدگان به کوفه شروع شده و اسارت خاندان حسین را بیان کرده است. کتاب با مراجعت اسرا به مدینه به اتمام میرسد. کتاب پس از آن هم حالات امام سجاد علیه السلام را در گریه بر پدرش بیان می کند.
لهوف ابن طاووس درباره جریان شهادت امام سوم شیعیان حسن بن علی(علیه السلام) و واقعه جانسوز عاشورا است. کتاب حاضر برای مسافرتها و آداب زیارت نوشته شده و مؤلف بنا بر اختصار داشته است. به همین دلیل سلسله اسناد روایات را حذف کرده و تنها آخرین راوی یا کتاب مرجعی را که روایت از آن نقل شده آورده است .
مؤلف، که هدفش بیان واقعه عاشورا بوده، احادیث را طوری کنار هم قرار داده است که یک جریان منسجم را تشکیل دهد و از ذکر روایات تکراری و متفرق اجتناب کند. این کتاب، به وسیله انتشارات جهان تهران، در یک جلد به زبان عربی چاپ و منتشر شده است. این اثر به وسیله مرحوم شیخ فارس حسون تحقیق و به چاپ رسیده است و همچنین چند بار این کتاب به فارسی ترجمه شده است. از ترجمه های کتاب می توان به ترجمه سید محمد صحفی قمی، علیرضا رجالی تهرانی و عباس عزیزی اشاره کرد.
برداشت از: باشگاه خبرنگاران جوان

نویسنده:
مترجم:
بازیهای فیزیکی پدر-فرزندی در خردسالی، در روند بالندگی کودک و هنگام رفتن به مدرسه، در زندگی او تاثیر سودمندی دارد. این بازیها به کودک برای یادگیری روش مهار احساسها کمک میکند. بر پایهٔ یافتهٔ پژوهشی تازه، کودکانی که در خردسالی با پدران خود بازی کردهاند، احساسها و رفتارشان را آسانتر مدیریت میکنند. بهرهمندی از این توانایی، با بالندگی کودک و در هنگام مدرسه، در زندگی او تأثیر سودمندی دارد.
در این پژوهش که با همکاری هیئتعلمی گروه آموزش «دانشگاه کمبریج» و «شرکت لِگو»[۱] انجامشده، رفتار مادران و پدران هنگام بازی با نوزادان تا کودکان سهساله و چگونگی تأثیرگذاری آن بر رشد کودک بررسیشده است.
هرچند رفتار مادر و پدر همانندیهای فراوانی دارد، یافتهها نشان میدهند که پدرها بیشتر از مادرها بازیهای فیزیکی مانند قلقلک دادن، دنبال کردن و سواری دادن انجام میدهند. پژوهشگران میگویند چنین بازیهایی برای یادگیری روش مهار احساسها، به کودکان کمک میکنند.
پژوهشگران با بررسی دادههای هفتادوهشت پژوهش که در بازهٔ سالهای ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۷ انجامشده است، میان بازی پدر-فرزندی در خردسالی و توانایی کودک برای مهار احساسهایش در سالهای بعد، همبستگی مثبت یافتند. بر پایهٔ یافتههای این پژوهشها، بیشتر پدرها هرروز با فرزندشان بازی میکنند؛ ولی بازیهای پدر-فرزندی حتی در سن بسیار کم نیز، بیشتر فیزیکی است. پدرها - در سنجش با مادرها - بازیهای درگیرانهتر، پر سروصداتر و آزاد را بیشتر دوست دارند.
بر پایهٔ یافتههای این پژوهش، کودکانی که بازی «باکیفیت» (high quality playtime) همراه پدرشان را تجربه کردهاند، بیشفعالی و مشکلات احساسی و رفتاری کمتری نشان دادهاند. آنها عصبانیتشان را بهتر مهار میکنند و هنگام تجربهٔ اختلافنظر با دیگر کودکان، کمتر دادوفریاد میکنند.
«پُل رامچاندانی»[۲]، استادِ «بازی در آموزش، رشد و یادگیری» در دانشگاه کمبریج و یکی از نویسندگان این پژوهش، میگوید: «بازی فیزیکی موقعیتهای شاد و هیجانانگیزی پدید میآورد که کودکان باید مهارت خودکنترلی را در آنها بهکار ببرند. گاهی باید قدرتشان را مهار کنند تا به دیگری آسیب نزنند. یاد میگیرند چه هنگام زیادهروی شده و ناراحت شدهاند، یا شاید علت ناراحتیشان این است که پای پدر ناخودآگاه روی شست پایشان رفته و دردشان گرفته است.
کودکان هنگام بازی با پدر، روش واکنش متناسب با موقعیت را در محیط اَمن میآموزند. اگر اشتباه کنند به آنها گفته میشود بَس کنند، ولی این پایان جهان نیست و بار دیگری نیز هست، و اینبار میدانند چگونه رفتار کنند.»
پژوهشگران میگویند کودکانی که تنها با مادرشان زندگی میکنند، از تأثیر سودمند بازی بر رشد برخوردارند. در حالت کلی، رابطهای که با بازیهای والد-فرزندی (چه مادر و چه پدر) در خردسالی فراهم میشود، بر رشد شناختی و احساسی-اجتماعی کودکان تأثیر سودمندی دارد.
رامچاندا میگوید: «یکی از یافتههایی که با این پژوهش اهمیت آن بار دیگر یادآوری و برجسته شد، این بود که کودک به بازیهای گوناگون نیاز دارد، و بازیهای در دسترس او باید تغییر کنند. مادرها نیز نیاز خردسالان به بازی فیزیکی را میتوانند پاسخ دهند.»
دکتر «سیارا لاوِرتی»[۳]، نویسندهٔ همکار این پژوهش از شرکت لِگو، میگوید:«یافتههای این پژوهش کارکرد خطمشیگذاری نیز دارد. بر پایهٔ یافتههای این پژوهش، ساختارها و امکانات باید بهگونهای فراهم شوند تا پدرها نیز مانند مادرها، وقت و جای مناسب برای بازی کردن همراه خردسالان داشته باشند.
برای نمونه، بیشتر وقتها، پدرهایی که همراه فرزندشان به کلاسهای والد-خردسال میروند، بیشتر با وضعیتی روبهرو میشوند که تنها پدر حاضر در جمع هستند. تغییر فرهنگی در حال رخدادن است، ولی ما به تغییر بزرگتری نیاز داریم.»

حتی اگر کودکان شما تمام تابستان را هم در استخر و یا در کلاسهای تابستانی گذرانده باشند، شیوههایی برای آمادهسازی آنها در این دقایق پایانی برای ورود به دبستان وجود دارند که میتوان به وسیله آنها این انتقال را از کلاس تابستانی به مدرسه سادهتر کرد.
کودکان شما یک هفته، تمام روز را به شنا در استخر گذراندهاند و خیس در خانه میدوند. هفته بعد، مؤدب در کلاس علوم نشستهاند و غرق یادگیری مطالبی درباره دایناسورها، کوههای آتشفشان، و منظومهیشمسی شدهاند. اما همچنان که سرخوشیهای کلاسهای تابستانی، به کلاسهای خشک و بیروح مدرسه ختم میشوند، روشهایی وجود دارند که شما میتوانید این بازگشت را به کلاس درس تسهیل کنید تا کودکانتان را برای یک سال موفق تحصیلی آماده کنید.
در اینجا نکات و راه کارهایی را ارائه میکنیم تا به کمک آنها با ادامه فراقت ذهن در ایام تابستان به دوران شیرین آموزش هم برگردند.
فعالیتهای آموزشی را لذت بخش کنید (و آن را به صورت غیر رسمی نگه دارید).
مهمترین کاری که شما میتوانید در جهت سوق دادن کودک به مدرسه انجام دهید، پیدا کردن روشهایی است که یادگیری را با فعالیتها و شادیهای روزمره؛ بدون سختگیری بیجا، تلفیق کند. نُویا مکینتاش[۱]، دکترای آموزش، و استادیار تربیت دبیر در دانشگاه دیتون[۲]، در شهر اُهایو[۳] میگوید: «حتی زمانهایی که مشغول بازی و تفریح هستید میتوانید به مطالبی اشاره کنید که آموزندهاند. آموزشها را غیر رسمی و مفرّح کنید، طوری که برای بچهها مشخص نباشد آموزش میبینند، در این صورت آنها به خوبی یاد میگیرند».
برای نمونه؛ بازیهای مدار کلاتز، میتوانند سرگرم کننده باشند و هم زمان اجرای دستورالعملهای مرحله به مرحله، سیمها و آل. ای.دیها، و زنگ اخبار آن، باعث تحریک تفکر خلاق و مهارتهای التقاتی میشود؛ به گونهای که هریک بازی الکتریکی خود را میسازند. هر فعالیتی که کودک همراه بازی با آموختن مهارت جدید، در مدتی که هنوز از تعطیلات تابستان لذت میبرد، انجام میشود؛ تسهیل کنندهٔ بازگشت او به فرایند یادگیریای است که در مدرسه توقع دارید.
* به مناسبت روز شعر و ادب/ مؤسسه ی خانه ی کتاب از فارسی سرایان میزبانی می کند
موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران به مناسبت روز «شعر و ادب فارسی» محفل شعرخوانی با حضور شاعران فارسی زبان ایرانی و غیر ایرانی برگزار میکند.
به گزارش روابط عمومی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، بهروز جلالی؛ مدیر دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران با بیان اینکه جمعی از شاعران نامدار ایرانی و شاعران فارسیزبان غیرایرانی به مناسبت روز «شعر و ادب فارسی» شعرخوانی خواهند کرد، گفت: این برنامه با حضور دکتر ایوب دهقانکار؛ مدیرعامل موسسه خانهکتاب و ادبیات ایران و جمعی از شاعران فارسیزبان ایرانی و غیرایرانی برگزار میشود.
وی ادامه داد: از دیگر برنامههای این محفل، قرائت پیامهای دکتر محسن جوادی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و اقبال صلاحالدین، نوه علامه محمد اقبال لاهوری و رئیس موسسه ادبی دبستان اقبال پاکستان است.
جلالی عنوان کرد: این رویداد با همکاری دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران و انجمن ادبی اقبال لاهوری به دبیری سیداحمد حسینی؛ شاعر پاکستانی (متخلص به احمد شهریار) برگزار خواهد شد.
مدیر دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران بیان کرد: انجمن ادبی اقبال لاهوری به تازگی در سامانه جامع امور انجمنهای ادبی کشور به نشانی hlclubs.ir به ثبت رسیده و فعالیت خود را آغاز کرده است. اعضای این انجمن، فارسیسرایان غیرایرانی هستند که علاوه بر ایران در کشورهای همسایه همچون افغانستان، تاجیکستان، پاکستان و هندوستان زندگی میکنند.
جلالی گفت: این برنامه با رعایت پروتکلهای بهداشتی اعلام شده از سوی ستاد ملی مقابله با کرونا چهارشنبه (۲۶شهریور ماه) ساعت ۱۷ برگزار خواهد شد و به دلیل ضرورت رعایت فاصله اجتماعی متاسفانه در این برنامه افتخار میزبانی حضوری دوستداران شعر و ادب از ما سلب شده است؛ بنابراین علاقمندان میتوانند این برنامه را از طریق اینستاگرام موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران به نشانی @khaneyeketab دنبال کنند.
فضیلت و ثواب خواندن سوره یس به اندازهای است که خواندن آن را برابر با ختم ۱۰ قرآن میدانند. اهل قبور نیازمند اهداء ثواب هستند و بهترین کاری که میتوان برای آنها انجام داد خواندن قرآن میباشد.
فضیلت خواندن سوره یس برای اهل قبور
زمانی که وارد قبرستان میشویم نگران افراد دفن شده در آن میشویم و دوست داریم تا برای آنها کاری انجام داده و هدیهای برای آسایش آنها بدهیم. واضح است که خواندن قرآن یکی از کارهای پسندیده و نیکو است. بنابر این اهداء ثواب و طلب مغفرت برای اهل قبور نافع است و از طریق اهل بیت علیهم السّلام توصیه شده است. روایات بسیاری در مورد این کار وجود دارد:
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:مرده به خاطر طلب رحمت و آمرزشی که برای او میشود شادمان میگردد، همان گونه که زنده بوسیله هدیهای که به او میدهند، خوشحال میگردد.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و در کنار آن هفت مرتبه إنّا انزلناه بخواند، خداوند او را با صاحب قبر میآمرزد.
به طور کلی میتوان گفت: سوره های؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه ... را میتوان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد.
اهل قبور به استغفار و طلب رحمت و اهداء ثواب نیاز دارند، امام جعفر صادق (ع) در این زمینه میفرماید: «ثوابی که پس از مرگ به انسان میرسد سه چیز است؛
۱. صدقه جاریه...
۲. راه و رسم صحیحی که شخص در حال حیات بدان عمل میکرد و به گونهای بوده که الگو برای دیگران میشد
۳. فرزندی شایسته که برای او طلب مغفرت کند، و موجبات آمرزش پدر را فرهم سازد.»
در جای دیگر میفرماید: «همان گونه که زندگان با هدایا، شاد میشوند اهل قبور و برزخ یان نیز با ترحم و استغفار که نسبت به آنان میشود؛ شاد میگردند.»
نامهای دیگر سوره یس
هر کس در قبرستان، سوره "یس" را تلاوت کند، عذاب «اهل قبر» آن قبرستان کم میشود، و به تعداد مردگان، ثواب، برای قاری آن نوشته شود و بلاهای دنیا و عذابهای آخرت از او دفع گردد، به همین جهت این سوره را «دافعه» مینامند.
همچنین روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) توسط سیوطی نقل شده است که میفرمایند:کسی که در شبی، برای طلب خشنودی خدا، سورهی یس را بخواند، آمرزیده خواهد شد.
سوره یس به جز نام دافعه، نامهای دیگری مانند عزیزه؛ معمّه و قاضیه دارد. این سوره مکی، سی و ششمین سوره قرآن است که دارای ۸۳ آیه میباشد.
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: سوره «یس» در تورات «معمّه:شامل شونده» نام دارد، چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود میکند و بلاهای دنیا و سختیهای آخرت را از او دور میکند؛ و نیز «قاضیه:دفع کننده برآورنده» نامیده میشود، چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجتهای او را روا میکند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد؛ و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.
خواص، ثواب و فضایل خواندن سوره یس
از حضرت محمد (ص) روایت شده است:هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید. همچنین میفرمایند:هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند ۱۲ ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره ۱۰ فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع میکنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند.
جابر جعفی از امام باقر (ع) روایت میکند:هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عدد هر یک ۲۰۰۰ حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماریهای مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.
امیر المؤمنین علی علیه السلام:
مَن یَطلُبِ الهِدایَةَ مِن غَیرِ أهلِها یَضِلَّ.
هر کس هدایت را از کسى که اهل آن نیست بخواهد، گمراه شود.
غرر الحکم، ح۸۵۰۱
در سرزمین ما ایران قصه های خواندنی و دلپذیر که از روزگاران گذشته به یادگار مانده بسیار است، ولی قصه هایی که مثل شده اند، طعم و مزه ی دیگری دارند. این قصه های شیرین و شنیدنی، سرگذشت و زندگینامه ی بعضی از مثل هاست. با این حال هیچکس نمی داند، قصه ی این مثل ها از کجا آمده اند. به هر جال برخی از آنان روایت های واقعی از زندگی بزرگان و برخی از آن از روایات و اشعار ادیبان کهن ایران زمین و برخی دیگر از دهان مادربزرگ ها و پدربزرگ ها نسل به نسل نقل شده است.

مجموعه کتاب «قصه ما مثل شد» که به دست محمد میرکیانی نگاشته و محمدحسین صلواتیان تصویرگری آن را بر عهده داشته نخستین بار در سال 1384 به دست به نشر در قطع وزیری کوتاه به چاپ رسید و تاکنون 13 نوبت چاپ را از سر گذرانیده است.
در این مجموعه پنج جلدی که در سال 1386 عنوان کتاب برگزیده سال را نیز دریافت کرده، تعداد 110 قصه از قصه مَثل های فارسی برای نوجوانان به زبان ساده و روان گردآوری و بازنویسی شده است.
برای نگارش این مجموعه فاخر از منابعی همچون مثنوی معنوی، گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه، مرزبان نامه، اسرارنامه، امثال حکم و الهی نامه استفاده شده است.
مجموعه پنج جلدی کتاب قصه ما مثل شد شامل صد و ده قصه حکایت و مثل است. آقای میرکیانی این ضرب المثل و قصه ها را از کتابها و منابع مختلف گزینش و بازنویسی کرده است. ایشان در تالیف کتاب سعی کرده اند ساده یکدست و خلاصه بنویسند چرا که این کتاب برای مخاطبین نوجوان تالیف گردیده است.
کتاب مصوّر قصه ما مثل شد، اوّلین سری از «داستان های خواندنی در شب های ماندنی» است. این مجلّد حاوی داستان هایی با مضمون اخلاقی و پندآموز است. هر داستان بیان گر ضرب المثلی از ضرب المثل های رایج در زبان فارسی است که برای گروه سنی کودک و نوجوان به نگارش در آمده است. آنها با خواندن این داستان ها با چگونگی شکل گیری ضرب المثل ها آشنا می شوند.
برخی از عنوان های این داستان ها عبارت اند از: «تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود»؛ «بالاتر از سیاهی رنگی نیست»؛ «عطایش را به لقایش بخشید»؛ «تو نیکی می کن و در دجله انداز»؛ «هفت خوان رستم»؛ «عهد بوق»؛ «ماست ها را کیسه کرد»؛ «کینه مشتری» و «بادمجان دورقاب چینی».
برداشت از : پاتوق کتاب فردا
محققان حوزهی روانشناسی با تحقیق بر روی رنگها پی برده اند برخی از آنها میتوانند به ما کمک کنند بعضی جنبههای شخصیت خود را برجسته کنیم.
البته هیچ قاعدهی کلیای در این خصوص وجود ندارد، چون در هر فرهنگی درک متفاوتی از رنگها وجود دارد، اما حقیقت آن است که شما میتوانید پوشش خود را به گونهای انتخاب کنید که با آن پیام مشخصی را برسانید. لباسهای شما میتوانند پیامهای ظریف، اما واضحی را انتقال دهند.
در ادامه به محبوبترین رنگهایی که افراد از آنها در پوشش خود استفاده میکنند خواهیم پرداخت و میخواهیم ببینیم هر یک چه معنایی دارند.
آبی: آرامش
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ آبی اثری آرامش بخش دارد. به گفتهی مشاوران مد و فشن، توصیه میشود در مصاحبههای کاری خود لباسی به رنگ آبی به تن کنید، چون این رنگ نماد وفاداری است. اینطور که گفته میشود به همین دلیل است که در برخی کشورها یونیفورم نیروهای پلیس به رنگ آبی است.
زرد: خلاقیت
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
از منظر روانشناختی، زرد رنگ قدرتمندی است. این رنگ با احساسات، خلاقیت و اعتماد به نفس بالا مرتبط است. رنگ زرد هیجان، انگیزش و روحیهی خوب را تداعی میکند.
صورتی: معصومیت
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
طیفهای تیرهتر صورتی میتواند حسهایی تداعی گر خوشی و هیجان ایجاد کند. طیفهای کمرنگتر صورتی را بیشتر به کسب آرامش و حتی فقدان انرژی ربط میدهند. در بسیاری از فرهنگها صورتی را رنگی زنانه میدانند، که در موقعیتهای کاری توصیه میشود در حد تعادل از آن استفاده شود. برخی پیامهای مهم این رنگ عبارتند از معصومیت، عشق، فداکاری و بخشندگی.
سفید: پاکی
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
در بسیاری از فرهنگها سفید را رنگ کامل و بی نقص بودن میدانند. این رنگ نور، تازگی، پاکی، آرامش، خلوص، خوبی و معصومیت را تداعی میکند. رنگ سفید معنای ضمنی مثبتی هم دارد.
سبز: طراوت
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ سبز بی شک طبیعت را تداعی میکند و آن را از نظر احساسی هم رنگی آرامش بخش میدانند. این رنگ حسی از طراوت، هماهنگی و تعادل ایجاد میکند.
قرمز: شور و حرارت
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ قرمز نه تنها تداعی گر حرارت، قدرت، شور و نشاط و عشق، بلکه تداعی گر خطر، پرخاشگری و نفرت هم هست. این رنگ در پوشش حسی از برونگرایی، قدرت و حرارت میدهد.
سرخابی: خوشی
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
سرخابی یک رنگ برجسته است که بیانگر انرژی، حرارت و خوشی است. سرخابی را رنگی جسورانه و با دنیای هنر مرتبط میدانند. به طور کلی توصیه میشود از این رنگ در فعالیتهایی استفاده کنید که به انرژی نیاز دارند مثل تمرینات ایروبیک و قدرتی در باشگاه.
بنفش: پختگی
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
بنفش را رنگی سلطنتی میدانند. این رنگ تجمل، ثروت و پختگی را تداعی میکند. این رنگ تا مدتها سخت گیر میآمد، به همین دلیل از آن در لباسهای افراد دارای امتیاز استفاده میکردند.
نارنجی: استقلال
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ نارنجی را با استقلال، خودجوشی و نظم مرتبط میدانند. این رنگ میتواند بیانگر ارادهی قوی و رقابت جویی هم باشد.
قهوه ای: ثبات
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
این رنگ که در طبیعت به راحتی یافت میشود اعتبار و ثبات را میرساند. قهوهای رنگ بسیار خوبی هم برای انتقال اطلاعات جدید یا دشوار است، چون گفته میشود جوی خنثی برای گفتگو ایجاد میکند.
خاکستری: بی طرفی
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ خاکستری نمادی از بی طرفی و پختگی است. خاکستری بعد از رنگ آبی پر استفادهترین رنگ در مصاحبههای کاری است. این رنگ حسی از اقتدار را به گونهای ملایمتر از رنگ سیاه تداعی میکند.
سیاه: آراستگی
رنگ لباس تان در مورد شخصیت تان چه میگوید؟
رنگ سیاه را هم طراحان مد و فشن دوست دارند هم جوان ها. این رنگ تیره انسجام و آراستگی را تداعی میکند. رنگ سیاه نشانگر قدرت است، اما میتواند حسی از خشونت یا محصور شدن را هم برساند. توصیه میشود هنگام شرکت در مصاحبههای کاری هر دو بعد این رنگ را در نظر داشته باشید تا حتماً بتوانید پیام مناسب را برسانید.
امام على علیه السلام:
النَّظیفُ مِنَ الثِّیابِ یُذهِبُ الهَمَّ و الحُزنَ.
لباس پاکیزه اندوه را مى زداید.
کافى: ج ۶، ص ۴۴۴
سال 1326 بود که پا بر خاکدان هستی نهاد و در کوچه پس کوچههای خاکی حرم حضرت عبدالعظیم بزرگ شد، اما هنوز مدت کوتاهی نگذشته بود که به دلیل شغل پدر به شهرهای زنجان، کرمان و تهران رفت. سفر او را پختهتر کرد. خیلی زود لطافت روحش نمایان شد و او با سرودن شعر، نوشتن داستان و مقاله این جوش و خروش را به صفحه کاغذ سپرد.

بعضی اوقات نیز نقاشی میکشید، تا رازهای درونش را برملا کند. دورهی دبیرستان را که به پایان رساند در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران پذیرفته شد و آنجا پلی شد تا سیدمرتضی بتواند آنچه را که دوست دارد بیاموزد. تا پایان دوره کارشناسی ارشد درس خواند اما بعدها گفت: "حقیر دارای فوقلیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست.
حقیر هر چه آموختهام از خارج دانشگاه است، بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایه تعهد اسلامی به دست میآید ولاغیر..." قبل از پیروزی انقلاب با سینما آشنا بود اما فقط در حوزه ادبیات فعالیت داشت، اما حضور امام (ره) و تحولات عظیم انقلاب او را نیز متحول ساخت تا آنجا که تمام نوشتههایش را در چند گونی ریخت و سوزاند. اینجا بود که تصمیم گرفت دیگر چیزی از حدیث نفس ننویسد و خود را در عشق به الله فانی سازد. سال 1357 تجربهای تازه را از زندگی آغاز کرد و با مریم امینی همراه و همسفر شد.
سال بعد (1358) در جهادسازندگی به فعالیت پرداخت، به روستاها رفت تا به قول خودش برای خدا بیل بزند. اما یکباره تصمیم گرفت تا زندگی هموطنانش را به تصویر بکشد و این گونه مظلومیت این ملت را به جهانیان نشان دهد. او از غائله گنبد، سیل خوزستان، ظلم خوانین (مستند خان گزیدهها) و غائله خسرو و ناصر قشقائی فیلمبرداری کرد. پس از آن نیز در جبهههای نبرد حاضر شد از خرمشهر که هنوز سقوط نکرده بود شروع کرد و بعد مجموعه حقیقت را در آبادان ساخت.
سیدمرتضی همزمان با ساخت مستندهای جنگی از فعالیتهای مطبوعاتی نیز غافل نشد. اواخر سال 1362 مقالاتی برای ماهنامه "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی نوشت و اندیشههایش را در حوزه سیاسی، اعتقادی به روی صفحه کاغذ آورد و تا سال 1365 آنچه را که در دل و ذهن داشت در نشریات مختلف به رشته تحریر درآورد. بعد از پیروزی رزمندگان در عملیات والفجر 8 و فتح فاو مجموعه زیبای روایت فتح کار خود را آغاز کرد و تا پایان جنگ به صورت منظم از تلویزیون پخش شد. مرتضی آوینی که بیش از 70 برنامه از دلاوری رزمندگان با این نام ساخت در مصاحبهای عنوان کرد: «انگیزه درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهادسازندگی جمع آمده بودند و آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند نه وظایف و تعهد اداری- کارمندی نمیتوانست در این عرصه منشاء فعل و اثر باشد.
گروههای فیلمبرداری ما با همان انگیزههایی که رزمآوران را به جبهه کشانده بود، کار میکردند... میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد. او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب فتح خون را آغاز کرد، سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح درسهای دانشگاهی همخوانی نداشت از ادامه تدریس صرف نظر کرد.
اما مجموعه مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود با سبط و شرح و تفسیر بیشتر در مقاله بلندی به نام "تأملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه فارابی به چاپ رسید و بعد ادامه بحث را در سال 1368 در ماهنامه سوره منتشر کرد. سال 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. اواخر سال 1370 مؤسسه فرهنگی "روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تأسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه مجموعه روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود، ادامه دهد. او نیز طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیه 6 برنامه از مجموعه 10 قسمتی شهری در آسمان را به پایان رساند. پس از آن نیز در مناطق عملیاتی حضور یافت تا بار دیگر حماسه مردان دلیر عصر خمینی کبیر (ره) را یادآوری نماید. سیدمرتضی آوینی سرانجام مزد سالها تلاشش را برای ثبت مظلومیت سربازان اسلام در روز بیستم فروردین ماه سال 1372 در قتلگاه فکه گرفت و در روز جمعه به آسمان بیکران شهادت بال گشود.
برداشت از سایت : حوزه
تولّد شهید
شهید آیت اللّه سیّد اسداللّه مد نی در سال 1293 هجری شمسی در منطقه «آذرشهر» استان آذربایجان شرقی دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آقا میرعلی در بازارچه آذرشهر به بزّازی مشغول بود. شهید بزرگوار در سنّ چهار سالگی از نعمت مادر محروم شد و نیز در سنّ 16 سالگی پدر خود را از دست داد و با رنجی فراوان وارد دوران جوانی شد.

دوران تحصیل
شهید محراب آیت اللّه مدنی در آغاز جوانی برای کسب علم و کمال، زادگاه خویش را ترک گفت و به شهر مقدّس قم عزیمت نمود. وی با وجود مشکلات فراوان ناشی از فوت پدر و استبداد رضاخانی با پشتکار بسیار به تحصیل علوم دینی پرداخت. او پس از بهره گیری از محضر استادان بزرگی چون آیت اللّه سید محمّد تقی خوانساری و آیت اللّه حجّت کوه کمری و حضور در حلقه درس فلسفه و عرفان امام خمینی(ره) به نجف اشرف هجرت کرد و در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش، تدریس در سطوح گوناگون را نیز آغاز کرد. دیری نپایید که از استادان معروف حوزه علمیه نجف شد و توانست از مراجع بزرگی چون آیت اللّه حکیم، آیت اللّه حجّت کوه کمری و آیت اللّه خوانساری اجازه اجتهاد بگیرد.
مبارزه با فرقه استعماری بهائیت
شهید آیت اللّه مدنی از مجاهدان غیوری است که نخستین فعّالیّت سیاسی و اجتماعی خود را ستیز با فرقه گمراه بهائیت قرار داد. به روایت تاریخ، رضاخان و عوامل داخلی استعمار برای سرکوب اسلام، مخصوصا مکتب شیعه، زمینه فعّالیّت بهائیت و دیگر فرقه های ساختگی را فراهم نمودند؛ تا آنجا که در زمانی کوتاه، سرمایه داران بهایی در آذربایجان و به ویژه اطراف تبریز، بعضی از کارخانه های برق را در دست گرفتند. آیت اللّه مدنی پس از آگاهی از وضع موجود، با سخنرانی های افشاگرانه و تحریم برق تولیدی آن کارخانه ها و منع خرید و فروش با این فرقه گمراه، سرانجام شهر مذهبی آذرشهر را از لوث وجود استعمارگران پاک نمود.
برداشت از سایت: حوزه
امام صادق علیه السلام فرمود:
ما مِنْ مُسْلِمٍ اَقْرَضَ مُسْلِما قَرْضا یُریدُ وَجْهَ اللّهِ اِلاّ اُحْتُسِبَ لَهُ اَجْرُها بِحِسابِ الصَّدَقَةِ حَتّى تَرْجِعَ اِلَیْهِ.
هیـچ مسـلمانى نبـاشـد که به مسـلمان دیگرى به خاطر خدا قـرض دهـد جـز آنکه خـداوند هر روز ثـواب صـدقـه دادن آن را به حـساب وى ثبت کـند تـا زمانـى که آن مـال بـه او بـاز گردد.
بحارالأنوار، ج. ۱۰۳، ص. ۱۳۹
* انتشار کتاب آموزش کمانچه به قلم اردشیر کامکار: کتاب آموزش کمانچه (دوره اول) تالیف اردشیر کامکار نوازنده، نواساز و مدرس کمانچه در آغازین روز از هفته جاری توسط نشر هستان منتشر شد. اردشیر کامکاردر این باره می نویسد: از سال های آغازین فعالیت هنری ام همواره در تلاش برای ارتقاء جایگاه کمانچه در موسیقی سنتی ایران بوده ام. در این رهگذر کوشش خود را برجنبه های گوناگون اعم از: ساختن و نواختن قطعات مختلف (در قالب تکنوازی و گروه نوازی) تألیف و آموزش ارتقای سطح تکنیکی این ساز گمارده ام. اینک پس از دهه ها فعالیت مستمر در این عرصه، خوشحالم که کمانچه جایگاه والای خود را در موسیقی ایرانی یافته، آهنگسازان با امکانات وسیع برای آن می نویسند و نوازندگان جوان و توانا آن را بسیار پر احساس، توانمند و بیانگر می نوازند. و این بار تلاش خود را پس از سال ها آموزش، معطوف به تالیف کتاب آموزش پایه کمانچه بر اساس ویژگی های موسیقی ایرانی و موسیقی محلی کردم؛ و نتیجه آن کتاب حاضر است که می تواند در هنرستان و آموزشگاه ها مورد استفاده هنرجویان قرار گیرد.
اردشیر کامکار، آهنگساز و نوازنده کمانچه و دف متولد سال ۱۳۴۱ در سنندج است. از دوران خردسالی نزد پدرش «حسن کامکار»، تئوری موسیقی و نوازندگی ساز ویلون را فراگرفت و در همان اوان کودکی به عنوان نوازنده ویولون و کمانچه، به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد.
وی در سال ۱۳۵۹ در تهران همکاریاش را با گروههای شیدا و عارف آغاز کرد و همزمان نکتهها و ظرایف ردیفهای سازی و آوازی موسیقی کلاسیک ایرانی را نزد استادانی چون: محمدرضا لطفی، پشنگ کامکار، داوود گنجهای، محمدرضا شجریان و علی اصغر بهاری آموخت.
اغلب اختراعات، کشفها و گامهای بزرگ روبه جلو در جهان بیش از آنکه حاصل نبوغ و استعدادهای فردی باشند، حاصل کار دستهجمعی زنان و مردانی هستند که در گروههای تیمی فعالیت میکنند. با این حال آیا میتوان گفت: چه ملتی باهوشترین ملت جهان به شمار میرود و مردمان چه کشوری بیشترین سهم را در پیشرفت بشری داشتهاند؟
جدیدترین تلاش برای ردهبندی کردن کشورهای جهان در این زمینه به سال گذشته بازمیگردد که طی فهرست اعلام شده، ژاپن هوشمندترین کشور جهان لقب گرفته است.
به گزارش فوربس در این ردهبندی سه فاکتور شامل شمار برندگان جایزه نوبل هر کشور (برای سنجش هوش تاریخی)، متوسط آیکیو (برای سنجش هوش نسل کنونی) و نمره کسب شده تحصیلی (برای سنجش هوش بالقوه نسل آینده) برای محاسبه جایگاه هر کشور مورد محاسبه قرار گرفتند.
آمریکا در این لیست در رتبه چهارم قرار دارد. این جایگاه بیشک مدیون عملکرد خیرهکننده دانشمندان این کشور در بردن ۳۶۸ جایزه نوبل است.
این در حالی است که در ریز جزییات، مردم آمریکا از حیث آیکیو در رده ۲۸ و از لحاظ نمرات تحصیلی در رده ۱۳ قرار دارند. امری که نشان میدهد ممکن است این کشور به لحاظ موقعیت آینده با دشواریهایی مواجه باشد.
در همین زمان اروپا با پنج کشور در ده کشور برتر مقام نخست میان قارهها را به خود اختصاص داده است. سوئد در جایگاه دوم، هلند در جایگاه پنجم، روسیه ششم، بلژیک هفتم و بریتانیا در رده هشتم این لیست قرار دارند.
هرچند کشورهای آسیایی در ده کشور اول حضور چشمگیری ندارند، با این حال دادههای جداول نشان میدهد که نسل بعدی این کشورها در جایگاه مناسبی به سر میبرند.
با وحود آنکه سنگاپور در ردهبندی کلی در جایگاه ۲۵ فهرست قرار دارد، اما نگاهی به جزئیات نشان میدهد که در هر دو جدول بهرههوشی و دستاوردهای تحصیلی مقام نخست را در اختیار گرفته است. در واقع رتبه ۷۳ سنگاپور در زمینه برندگان جایزه نوبل باعث تنزل رتبه کلی این کشور شده است.
در لیست شمار برندگان نوبل بعد از آمریکا، بریتانیا با ۱۳۲ برنده نوبل، آلمان با ۱۰۷ و فرانسه با ۶۲ جایزه قرار دارند. در میان کشورهای آسیایی بیشترین برنده جایزه نوبل ژاپن است. بعد از ژاپن، هند با ۱۰ و چین با ۹ نوبل قرار گرفتهاند.
در لیست نمرات تحصیلی نیز سنگاپور، کره جنوبی، هنگکنگ، تایوان، ژاپن، روسیه، چین، ماکائو، قزاقستان و لیختناشتاین در ردهبندی ده کشور نخست جای گرفتهاند.
از ده کشور برتر جهان در زمینه بهرههوشی، ۶ کشور آسیایی هستند. سنگاپور رتبه اول، چین دوم، هنگکنگ سوم، کرهجنوبی و تایوان مشترکا چهارم و ژاپن رتبه ششم را در این فهرست به خود اختصاص داده است
،اختلال اضطراب و نگرانی، کیفیت زندگی ما را به خطر انداخته و بر سلامت روان و جسم ما اثر منفی میگذارد. اگر در زندگی روزمرهی خود بدون هیچ دلیل واضحی مدام مضطرب هستید، «ایرنا زندگی» برای شناسایی عوامل این مشکل کمک میکند. در ادامه ما با دلایلی که شما را ناخواسته دچار اضطراب میکنند همراهی میکنیم.
۱. مصرف بیش از حد قهوه
قهوه حاوی مادهای به نام کافئین است که مصرف بیش از حد کافئین ما را دچار اضطراب میکند.
۲. خبرهای ناگوار و شوککننده
اغلب خبرها بدون توجه به بهداشت روانی شنوندگان دربارهی خشونت، جنگ و عصبانیت است که مخاطب را نگران و مضطرب میکند.
۳. کمبود آب
جالب است بدانید کم آبی فقط موجب خشک شدن زبان و اختلالات سیستم گوارشی نمیشود. کم آبی حتی متوسط بر حال روانی ما اثر مستقیم دارد.
۴. کمبود قند در خون
اگر گرسنه باشید و غذا نخورید دچار اُفت فشار خون میشوبد. رابطهای مستقیم بین گرسنگی و خشم وجود دارد. به این صورت که به هنگام گرسنگی ما دچار ضعف اعصاب میشویم. نگرانی نیز یکی از محصولات گرسنگی است که آرامش را از ما میگیرد.
۵. گشتزنی مدام در اینترنت
بر اساس مطالعات انجام شده در یک ژورنال کانادایی، گشتزنی مدام در شبکههای اجتماعی آنلاین در ما احساس خشم، اضطراب و تنفر ایجاد میکند.
۶. پذیرش مسئولیتهای خارج از حد توان
وقتی مسئولیتهایی که به ما سپرده شده بیش از حد توان، ما دچار اضطراب و نگرانی میشویم. به این علت که میدانیم از پس کاری بر نمیآییم یا اعتماد به نفس انجام دادن کاری را نداریم دچار اضطراب میشویم.
۷. وقت گذرانی طولانی به تنهایی
تنها وقت گذراندن مفید است و به ما اجازهی تفکر و تعمق بیشتر میدهد، اما اگر انسانی برونگرا باشید در شرایطی که بیش از حد در تنهایی بمانید دچار اضطراب شده و تعادل را از دست میدهید.
۸. کمبود خواب
مشکلاتی که باعث تداخل برنامهی خواب ما میشوند مانند فکر و خیالهای شغلی، عوارض برخی قرصهای مصرفی، روابط خصوصی و ... ما مضطرب میکنند.
۹. زندگی در شهر
زندگی شهری معایب و فوایدی دارد. ولی معایب آن اثری مستقیم بر سلامت روان ما دارد. دلایلی مانند صداهای بلند، شلوغی و ترافیکهای سنگین به شدت ما را مضطرب میکنند.
در روزهای پایانی سال 1289 پسری در دهکده گلیرد طالقان به دنیا آمد که بعدها طرفدارانش او را «ابوذر زمان» خواندند و همچنان یکی از روحانیون محبوب در ایران است. آیتالله سیدمحمود علائی طالقانی مردی بود که در ادوار مختلف، مورد رجوع اکثریت گروهها قرار گرفته بود تا حدی که پس از انقلاب آنقدر رفتوآمد به خانهاش زیاد شد که ناگزير از تغيير خانهاش مي شود.

از گیلرد تا سپهسالار
سید محمود خواندن و نوشتن را در مکتبخانه گیلرد فرا میگیرد. او با یادگیری قرآن شروع کرده و با «موش و گربه» عبید زاکانی تحصیلش را ادامه میدهد. هفت ساله که میشود به همراه پدرش راه تهران را در پیش گرفته و در محله قناتآباد ساکن میشود اما تنها سه سال در تهران میماند و در 10 سالگی با تصمیم پدرش به قم میرود. در قم مدرسههای رضویه و فیضیه را تجربه میکند تا سال 1310 که راهی نجف میشود و پس از شش سال از آیتالله اصفهانی اجازه اجتهاد میگیرد و به ایران برمیگردد و در ایران از آیتالله حائری اجازه اجتهاد و از آیتالله مرعشی اجازه حدیث میگیرد. او که حالا آیتالله شده، زندگی در تهران را از سر میگیرد و برای تدریس مدرسهٔ سپهسالار (شهیدمرتضی مطهری) را انتخاب میکند.
آغاز مبارزه و زندان
طالقانی یکی از ستونهای انقلاب بود و فعالیتهای مبارزاتیاش برای استقرار یک حکومت دینی را از زمان رضاشاه آغاز کرده بود. او برای اولین بار در سال 1318 به زندان میافتد و برای شش ماه زندگی در حبس را تجربه میکند. او نخستین زندانی سیاسی است که در زمان رضاشاه، به جرم دفاع از زن محجبهای که مأموران شاه به وی توهین کرده و قصد برداشتن چادر وی را داشتند، دستگیر و زندانی میشود. آنان عدم جواز حمل عمامه از جانب وی را بهانه دستگیری طالقانی قرار میدهند. این ماجرا، آخرین تجربه زندانی شدنش نبوده است، زندگی او با زندان و تبعید عجین شده بود. سال 41 تجربه بعدی اوست که البته کوتاه است اما بازداشتش در سال 42 با صدور حکم 10 ساله زندان به همراه تبعید همراه میشود. طالقانی در آن سال به دنبال شرکت در قیام پانزدهم خرداد و انتشار اعلامیهٔ معروف «دیکتاتور خون میریزد!» دستگیر میشود اما حبس او 10 سال طول نمیکشد و نهم آبان سال 46 زندان را ترک میکند.
در سال 50 به دلیل پناه دادن به سیدمجتبی نواب صفوی که فراری محسوب میشد و انتشار اعلامیههای اعتراضی، یک ماه در خانه حبس میشود و بعد از آن، حمایت از مردم فلسطین برایش تبعید یک سال و نیمه به همراه میآورد. طالقانی که از از فعالان نهضت ملی شدن نفت، نهضت مقاومت ملی و از بنیانگذاران جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران بود، آخرین بار سال 57 زندان را تجربه میکند.
برداشت از: خبر آنلاین
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:
« دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »
پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت
مهدی توکلیان از برگزاری نخستین جشنواره «کتابخوان و رسانه» با هدف اطلاعرسانی مناسب از فعالیت کتابخانههای عمومی سراسر کشور و تقدیر از فعالان رسانهای در حوزه کتاب و کتابخانهها، در ۶ بخش اصلی، ۲ بخش فرعی و ۱ بخش ویژه توسط اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانه های عمومی کشور خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به منظور توسعه همکاری کتابخانه های عمومی با مطبوعات، خبرگزاریها و شبکههای رادیو و تلویزیونی و تقویت زمینه های اطلاع رسانی مناسب «خدمات و برنامههای» کتابخانههای عمومی؛ تجلیل از نقش اصحاب رسانه در توجه عموم مردم به «خدمات و برنامههای کتابخانه ها و تکریم کتابداران»؛ استعدادیابی خبرنگاران فعال در عرصه رسانه؛ ایجاد زمینه توجه مردم به نقش کتابخانه ها به عنوان پایگاه های فرهنگی و اجتماعی در توسعه فرهنگ عمومی و افزایش مشارکت مردمی و اعضای کتابخانهها در فعالیت های فرهنگی و آموزشی در مناطق کم برخوردار، نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» توسط اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور برگزار میشود.
مهدی توکلیان مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد و دبیر نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» با اشاره به اهداف این جشنواره گفت: اولین جشنواره کتاب خوان و رسانه با هدف زنده نگه داشتن فضای کتابخانه و کتابخوانی با استفاده از ظرفیت فضای مجازی و اهمیت نقش مطالعه، تقویت ارتباط رسانه ها با کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مدیران کشوری و استانی و اعضای کتابخانه های عمومی، مسئولیت پذیری اصحاب رسانه در قبال خدمات و برنامههای کتابخانه های عمومی، ایجاد زمینه شکوفایی استعدادها و خلاقیت اصحاب رسانه در حوزه ترویج فرهنگ مطالعه و آشنایی بیشتر مردم ایران اسلامی با ظرفیت های فرهنگی، خدمات و برنامههای موجود در نهاد کتابخانه های عمومی کشور و در نهایت توسعه گفتگوهای عمومی و نخبگانی درباره کتابخانه های عمومی برگزار می شود.
وی افزود: نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» در سال پایانی قرن در موضوعات «کتابخانه»، «کتابدار»، «کتاب خوان»، «اهدای کتاب»، «کتابخانه و خانواده»، «مسئولیت اجتماعی نهاد کتابخانه های عمومی کشور»، «ترویج فرهنگ مطالعه»، «برگزاری محافل تخصصی در طول سال با رویکرد مورد نیاز ملی و استانی» مانند: «محافل ادبی»، «فضای مجازی و کتابخانه»، «توجه به نقش آموزش در کتابخانه های عمومی» و... برگزار میشود و فعالان عرصه رسانه میتوانند آثار منتشر شده خود از تاریخ انتشار فراخوان را تا ۲۲ بهمن ماه به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.
بخشهای جشنواره
مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد تصریح کرد: این جشنواره در ۶ بخش اصلی شامل «خبر»، «گزارش» (خبری، توصیفی، تحلیلی و تحقیقی و...)، «سرمقاله و یادداشت»، «گفت و گو»، «مقاله»، «عکس» (خبری، عکس غیرخبری، گزارش تصویری) برگزار میشود و دارای ۲ بخش جنبی شامل «اهدای جایزه به بهترین مطلب با محوریت افتتاح کتابخانه های مرکزی و اثرات آن در توسعه فضاهای فرهنگی ایران اسلامی» و همچنین «اهدای ۱۱ جایزه به بهترین گزارش از توسعه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی نهاد در کتابخانه های عمومی» با ۱۱ موضوع محوری است.
دبیر نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» موضوعات محوری را به این ترتیب تشریح کرد:
۱. کم توجهی به کتابخانه، کتابدار و مطالعه در آثار سینمایی تولید داخل (۲۱ شهریور روز سینما)
۲. تمرکز کتابخانه های بر فعالیت های فرهنگی از جمله تشکیل محافل ادبی (۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی)
۳. نقش کتابخانه های عمومی در توسعه و ترویج فرهنگ مقاومت (۳۰ شهریور آغاز هفته دفاع مقدس)
۴. نقش کتابخانه های عمومی در رفع نیازهای گروه های خاص (نابینایان، ناشنوایان و ...) (۲۳ مهر روز عصای سفید و روز جهانی نابینایان)
۵. تمرکز بر توسعه فعالیت های فرهنگی کتابخانه ها از جمله راه اندازی بخش کودک و نوجوان در کتابخانه های عمومی سراسر کشور (۳۰ آبان روز جهانی کودک، ۱۳ آبان روز دانش آموز)
۶. نقش نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در ایجاد زیرساختهای مناسب و ریل گذاری در جهت توسعه فعالیت های فرهنگی در کتابخانه های عمومی (۱۰ آذر روز مجلس)
۷. اهمیت نقش پژوهش در ایجاد تحول و تغییر کتابخانه های عمومی کشور از پایگاه های امانت کتاب به مراکز فرهنگی و اجتماعی با محور کتاب (۲۵ آذر روز پژوهش)
۸. نقش کتابخانه های عمومی در حفظ و تقویت هویت ایرانی و اسلامی (۳۰ آذر شب یلدا و ولادت حضرت زینب (س))
۹. همدلی و همراهی کتابخانه های عمومی با آسیب دیدگان حوادث طبیعی (۵ دی سالگرد زلزله بم)
۱۰. توجه به کتابداران و کتاب خوان های ادیان و غیرمسلمانان در کتابخانه های عمومی (۱۲ دی آغاز سال نو میلادی)
۱۱. نقش کتابخانه های عمومی در توسعه و ترویج فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی (بهمن ماه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی)
وی افزود: بخش ویژه این جشنواره نیز به رسانههای دیداری و شنیداری(رادیو و تلویزیون) با رویکرد توجه به اخبار و گزارشهای ویژه رسانه های ملی در حوزه کتابداران، کتابخوان ها و کتابخانه های عمومی اختصاص دارد.
جوایز جشنواره
مهدی توکلیان در ادامه گفت: جوایز درنظر گرفته شده برای نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» شامل جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی به همراه تندیس و لوح تقدیر برای نفرات اول هر رشته، جایزه نقدی۲۰ میلیون ریالی به همراه لوح تقدیر برای نفرات دوم هر رشته و جایزه نقدی ۱۰ میلیون ریالی به همراه لوح تقدیر برای نفرات سوم هر رشته خواهد بود. همچنین ۱۱ جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی به برگزیدگان بخش های جنبی و ۳ جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی نیز به برگزیدگان اول تا سوم بخش ویژه جشنواره اهدا خواهد شد.
وی در پایان افزود: نسخه منتشر شده آثار می بایست اسکن و ارسال شود. همچنین آثار منتشر شده در خبرگزاری ها علاوه بر ارسال تصویر اثر می بایست دارای لینک انتشار باشد. همچنین آثاری که پیش از انتشار فراخوان (۱۸ شهریور ماه) در رسانه ها منتشر شده اند، از فرایند داوری حذف خواهند شد. بر این اساس جمع بندی و داوری اولیه تا ۳۰ بهمن ماه و داوری نهایی تا ۱۰ اسفند ماه انجام میشود و مراسم اختتامیه و معرفی برگزیدگان نهایی جشنواره نیز همزمان با سالروز تاسیس نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در ۱۷ اسفند ۱۳۹۹برگزار خواهد شد.
19 محرم سالروز حرکت دادن کاروان اهل بیت و سرهای شهدا از کوفه به شام است. روزی که کاروان اسیران کربلا بهطرف شام حرکت کردند و در 29 محرم به شام رسیدند. در آن روز یزید در انتظار رسیدن اسیران بود. نماینده جنایتکارش «عبیدالله بن زیاد» برنامهاش را خوب انجام داده بود. یزید دستور داد تا شهر شام را آذینبندی کنند و خاندان حسین بن علی علیه السلام را در کوچه و بازار بگردانند.

کاروان اسیران را سه روز در پشت «دروازه ساعات» نگهداشتند تا کار جشن کامل شود. آن دروازه، یکی از دروازههای شرقی شام بود که راه «حلب» و «کوفه» به آن ختم میشد. شهر را با زیورها، دیبا و زر و سیم و انواع جواهر آراستند. سپس مردان، زنان، کودکان، بزرگسالان، وزیران، امیران، یهود، مَجوس، نصارا و همه اقوام، با طبل، دف، شیپور، سرنا و دیگر ابزار لهو و لعب برای شادی و تفریح بیرون آمدند. چشمها را سُرمه کشیده، دستها را حَنا بسته و بهترین لباسها را پوشیده و خود را آراسته بودند.
در چنین وضعی سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را ـ که بالای نیزه بود ـ وارد شهر کردند و به دنبال آن، اسیران اهل بیت را به شهر آوردند. مردم به شادمانی و پایکوبی و طبل زنی مشغول بودند. این برنامه، حاصل تلاشهای معاویه بود. او بیش از سی سال در شام حکومت کرد.
مردم شام، با تلاشهای معاویه با حضرت علی علیه السلام و خاندانش دشمنی میورزیدند و رفتار مردم شام با اسیران کربلا نشان دهنده آن بود. سالها بود که در قنوت نمازشان بر حضرت علی علیه السلام لعنت میفرستادند! علاوه بر اینها، یزید، برای موجه جلوه دادن کار خود، امام حسین علیه السلام را «شورشی» معرفی کرد و خود را سرکوب کننده شورش ضد حکومت اسلامی میدانست.
اسیران را از قسمتهای مختلف شهر عبور دادند، از جمله «بازار شام». جمعیت زیادی از مردم برای دیدن اسیران خاندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم در دو طرف بازار صف کشیده بودند. در انتهای بازار «مسجد اُمَوی» قرار داشت و اسیران را از همین مسیر وارد مسجد کردند. فشار جمعیت حرکت را کُند کرده بود. خونبارترین برگهای تاریخ در حال نوشتن بود. سخنان امام حسین علیه السلام و خاندانش در قیام تاریخی کربلا، همه بیانگر این بود که قیام، برای دین و مبارزه با ستم و کفر است. اهل بیت علیهم السلام همواره خود را خاندان و وارثان پیامبر معرفی میکردند و بر این مهم تأکید داشتند، تا پردههای غفلت و خاموشی را کنار بزنند.
قصر یزید، در انتظار اسیران؛
قصر یزید که آن را «دار الخلافه» مینامیدند، نزدیک مسجد جامع اُمَوی بود. یزید برای اینکه پیروزیش را به رُخ مردم بکشد، اجازه داد تا همه وارد دارالخلافه شوند و از این رو قصر پر از جمعیت شد.
یرداشت از سایت: خبرگزاری صدا و سیما
محمدرضا پهلوی و دولت های فرمایشی او ناتوان تر از هر زمان دیگری تحمل شان را در برابر خواسته های به حقِ مردم انقلابی از دست دادند، آنان حتی تحمل اعتراض و تظاهرات خاموش مردم را نداشتند و جواب اعتراض آرام آنان را با شلیک مسلسلها و فشنگهای جنگی پیاده نظام، تانکها، نفربرها و هلیکوپترهای بر فراز میدان و خیابان ژاله دادند و عزیزان ایران را در خون خودشان غسل دادند.
خبرنگار روزنامه فیگارو در گزارشی از وضعیت مردم وحشت زده در خیابانهای منتهی به میدان ژاله نوشت: مردم شعار می دادند که ما شاه نمیخواهیم جمهوری اسلامی می خواهیم، مرگ بر شاه جانی.
وی ادامه داد: در این روز آیتالله نوری از مردم خواست روی زمین بنشینند مردم هم لبیک گفتند اما نظامی ها به مدت ۳۰ ثانیه شروع به تیراندازی به طرف مردم بیدفاع و بیسلاح کردند و این اقدام چه کار آسانی بود، چرا که جنگ نبود، بله یک کشتار دسته جمعی بود. خیابانی که تا دقایقی قبل از انبوه جمعیت سیاه میزد، اکنون پر بود از اجساد، کفشهای خونین، پلاکاردهای پاره و زخمیهایی که کشان کشان خود را به طرف زخمی دیگر میرساندند.
عباس ملکی عکاس وقت روزنامه کیهان هم در تشریح واقعه میدان ژاله گفت: از میدان ژاله تا میدان خراسان پر از جمعیت بود. وقتی به میدان ژاله رسیدم چیزی دیدم که تا به حال در هیچ جا ندیده بودم و آن صحنه این بود که دو گروه از مردم و نظامیان روبروی هم سنگر گرفته بودند. نیروهای نظامی روبروی مردم زانو زده و به سمت آنها اسلحه گرفته بودند و در طرف دیگر مردی را دیدم که پیراهن خود را شکافته بود و به نظامیان می گفت تیراندازی کنید.
وی خاطرنشان کرد: در ۱۷ شهریور مانند فردی که در رودخانه قرار می گیرد نمی فهمیدم که به کدام طرف می روم اما سعی داشتم وظیفه ام را به خوبی انجام دهم و سه گوشه میدان را کنترل کردم و عکس های آن روز از ماندگارترین عکس های تاریخ انقلاب شد.
یکی دیگر از شاهدان واقعه ۱۷ شهریور، علی محمد بشارتی بود. وی در کتاب «عبور از شط شب» با اشاره به کشتار ۱۷ شهریور و تعداد شهدای این قیام نوشت: ۱۷ شهریور تعداد زیادی از جنازهها و افراد مجروح در جوی آب ریخته شده بودند. آمار رسمی که در خصوص تعداد شهدا اعلام کردند خیلی کمتر از تعداد واقعی آنها بود. رژیم پهلوی تعداد شهدا را ۸۹ و تعداد مجروحین را ۲۵۰ تن اعلام کرد اما من که در بهشت زهرا (س) بودم روی پای یکی از جنازههای شهدا عدد ۱۷۲۳ را دیدم معلوم بود که اینها را از یک کانال رسمی مثلا ساواک عبور داده و جواز دفن گرفته بودند و آن شماره هم شماره مسلسل افرادی بود که از این مسیر گذشته بودند.
چگونگی ایجاد و فرجام قیام ۱۷ شهریور
جسیکا کاکس، اولین خلبان زن بدون دستی است که تصدیق پرواز گرفته و کمربند مشکی را از انجمن تکوانددوی آمریکا دریافت کرده است.
او مادرزادی بدون دست متولد شد و حالا در ۳۲ سالگی به صدای معلولان بسیاری در جهان تبدیل شده است.
جسیکا در ۱۴ سالگی تصمیم میگیرد که از دستهای مصنوعی استفاده نکند و به جای آن از پاهایش برای انجام کارها کمک بگیرد؛ نتیجهاش اینکه حالا او میتواند رانندگی و غواصی کند، تایپ کند و پیانو بنوازد حتی با پاهایش لنزهای مصنوعی چشمش را بگذارد.
خانم کاکس که در ۲۰۰۸، پس از سهسال آموزش موفق به دریافت گواهینامه خلبانی شد و نامش در کتاب رکوردهای جهانی گینس به ثبت رسید.
نوجوانی سن بسیار حساسی بوده و این دوره مدت بسیار کوتاهی نسبت به کودکی و جوانی است، در این زمان در صورتی که به راحتی نوجوان را درک نکنیم و رفتار مناسبی نداشته باشیم امکان دارد که برای نوجوان مشکلاتی پیش بیاید. در این گزارش در خصوص درک کردن نوجوانان صحبت خواهیم کرد.
دوره نوجوانی چه دورهای است؟
نوجوانی، مرحلهٔ گذار رشد فیزیکی و روانی انسان است که بین کودکی و جوانی روی میدهد. این گذار، تغییرات زیستی (بلوغ جنسی)، اجتماعی، و روان شناختی را در بر میگیرد، هرچند که از بین اینها تنها تغییرات زیستی و روان شناختی را میتوان به آسانی اندازهگیری کرد.
یکی از اصطلاحاتی که در بلوغ نوجوانی استفاده میشود، جهش رشد است. جهش رشد؛ یعنی تغییرات ناگهانی و چشم گیر جسمانی. دخترها معمولاً دو سال زودتر از پسرها بالغ میشوند. اوج بروز جهش رشد در دختران حدود ۱۳- ۱۲ سالگی و در پسران ۱۴ سالگی است.
تربیت و رفتار با نوجوانان
هر خانوادهای برای خود شیوه تربیتی خاصی را دنبال میکند که به نوعی آزمون و خطایی برای نسل آینده است و کمتر خانوادهای است که راه درست رفتار با نوجوانان در سن بلوغ را درک میکند.
دوران بلوغ دوران سرکشی، تمرد و استرس است، سرکشی دربرابر پدر و مادر و معلم و به طور کل قانون و مقررات یا به عبارتی دیگر دوران اتلاف وقتها، تنبلی کردن، سستی و بی حالی، دهن کجی و بی اعتنایی، خشونت، بگو مگو و ناراحتی، غر ولند و شکایت، دوستی با جنس مخالف و تجربه کردن هیجانات پر خطر و یا اصلاً انجام دادن کارهایی برخلاف حساسیتهای والدین است که والدین در مرحله نخست باید با این ویژگیها آشنا باشند.
والدین تا زمانی که فرزندشان خردسال است از محبت کردن به آنها کوتاهی نمیکنند، ولی با بزرگتر شدن فرزندشان و هم زمان با رشد فیزیکی و جسمی وی، سعی میکنند خود را با احتیاجات گوناگون فرزندشان وفق دهند. ولی اکثر مواقع فراموش میکنند که عشق و محبت به فرزند یک احتیاج دائمی است و نباید آن را از فرزندانمان دریغ کنیم.
عشق، محبت، توجه و مراقبت از عناصر اصلی هر رابطهای است که خواستار استمرار آن هستیم و رعایت کردن این موارد در مورد کودکان شکل ویژهای بخود میگیرد.
نوجوان دوست دارد ازاد باشد و هرکاری را طبق خواسته و توان خود انجام دهد و خود را محک بزند بدین ترتیب کمتر تحتتأثیر راهنماییها و مشورتهای والدین قرار میگیرد و از طرفی هم دوست ندارد والدین وی را رها کنند و کاملاً آزاد باشد. او دلش میخواهد پدر و مادرش تحکم خویش را داشته باشند و بر کارهایش نظارت کنند.4884ثرات منفی درک نکردن نوجوانان:
