معرفی کتاب هفت مقاله عزاداری های نامشروع

****
جلال آلاحمد را با غربزدگی بشناسیم. جلال، محور کانون نویسندگان بود. خودش بانی این جمع بود، اما شهامت ایستادگی در برابر کجرویهای آنان را داشت. جلال، حر ادبیات ما بود، آنچنان که آوینی علیه تاریکاندیشی روشنفکران برج عاج نشین زمان شورید، جلال آلاحمد هم علیه روشنفکری نامشروع موضع داشت و به قدری روشنگریهایش موثر واقع شد که پس از مرگش جریانساز شد و کینه جلال هم در جریان روشنفکری تداوم یافته تا جایی که بعد از نیم قرن از مرگش هنوز او را سانسور میکنند همچنان که در حیاتش بایکوت بود. چرا؟
چون مذهبی بود، ولی متحجر نبود. خسی در میقات را نوشت و همانجا هم از حسین و قیام حسین مستقیما و صراحتا یاد کرد. برای آلاحمد مذهب، افیون تودهها نبود. «.. دو تا چفیه خریدم، سه تا عصای خیزران، چند تا بسته عود شاخهای و چهار تا قلم خودنویس و حضرات همسفرها پرسوجوکنان که تو چه خریدهای؟ از قلم خوششان آمد و چند نفری سراغ گرفتند که بخرند، اما از خیزران خوششان نیامد. کسی چیزی نگفت، ولی میشد فهمید چرا. آخر تیری که گلوی علی اصغر را درید از چوب خیزران بود... مگر میشود سفرنامه حج بنویسی و گریز به کربلا نزنی؟»
این را نقل کردم که بگویم آسیبشناسی عزاداری از زبان چنین کسی حتما خواندنی است!
****
پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید هاشمی نژاد