آشنایی با نسل بیت
تاریخ انتشار: ۰۹ دى ۱۳۹۸

نسل بیت چیست؟
نسل بیت به گروهی از نویسندگان اشاره دارد که در دههی 1940 تا 1960 به موفقیتهای خلاقانهای دست یافتند. آنها سبک نویسندگی خاصی را به وجود نیاوردند اما بخشی از یک گروه اجتماعی بودند که دارای علایق، اهداف و اعتقادات خاصی بودند.
جک کرواک در گفتگو با جان کللون هولمز واژهی نسل بیت را در سال 1948 ابداع کرد. او اعتقاد داشت که بیت به معنای فرسودگی یا فرسوده و یا ضرب و شتم میدهد.
چهار سال قبل در سال 1944 سه نویسندهی اصلی بیت، جک کرواک، آلن گینگز برگ، و ویلیام اس باروز وقتی در دانشگاه کلمبیای نیویورک بودند دوست شدند.
آنها دیدگاهی برای نوع جدیدی از ادبیات را به وجود آوردند که از مرزهای اکادمی فراتر رفت و از زبان طبیعیتر و فرم مشابه آنچه در گفتار به کار میرود، استفاده کردند. آنها نه تنها علاقه به زبان، بلکه با هنر، مخدر، سکسوالیته، معنویت و سبک زندگی، به منظور یافتن بیشتر معنی در زندگی داشتند. جنبش نسل بیت به یک عصیان علیه وضع موجود زندگی آمریکایی و اکتشافی برای معنا دار کردن عقاید و خصوصیاتشان بود.
بعدتر دیگران به کرواک، گینگزبرگ و باروز ملحق شدند و دوستی شکل گرفت و پایهی گروه آزادی شکل گرفت. هنگامی که این گروه اصلی به ساحل غربی_ خصوصا سانفرانسیسکو_ سفر کردند آنجا با شاعران و هنرمندانی ملاقات کردند و دوستی تشکیل دادند که سرانجام به عنوان اعضای اصلی نسل بیت شناخته شدند.
بعضا از آنها به عنوان بیتهای ساحل غربی یاد میشود.
نویسندگان نسل بیت چه کسانی بودند؟
جک کرواک
آلن گینگزبرگ
ویلیام اس باروز
نیل کَسِدی
گرگوری کورسو
میشل مک کلار
گری اسنایدر
فیلیپ والن
لو ولچ
جان کللون هولمز
تد جونز
دیان دی پریما
امیری باراکا
پیتر اورلوفسکی
کارل سالومون
باب کافمن
هتی جونز
هربرت هانکه
روث ویز
زمانی که رمان «در جاده» جک کرواک در سال 1957 منتشر و با اقبال عمومی مواجه شد، عموم مردم با نویسندکان نسل بیت آشنا شدند و اصلاح نسل بیت شکل گرفت.
شعر هاول (HOWL) اثر آلن گینگز برگ، در آن سالها مرکز بحث برانگیز سانسور بود.
رمان در جاده روایت سفری فلسفی آمیخته با آگاهی و مشاهدات عمیقی است که به نوعی بیانیه آن نسل به شمار میآید. این رمان روایت سفر اُدیسهوار جوانی به نام سالواتوره پارادایز (سَل، سَلی) است. نویسندهای که پس از جدایی از همسرش، سرخورده و افسرده، بر آن میشود تا دلش را به دست جادههای آمریکا بسپارد و میکوشد از این طریق معنا و مفهومی برای زندگی پوچ خویش بیابد. در این بین با جوانی کوچکتر از خود اما کلّاش و متقلّب به نام دین موریارتی آشنا میشود و چنان تحت تأثیر دیوانهبازیها و مرامِ آشوبگرانهاش قرار میگیرد که زندگی را بدون او عاری از هر گونه لذّتی مییابد. زیرا میداند دین بالذّات چنین آدمی نبوده و در واقع فرآوردهای از محیط پیرامون خویش است. دین نیز در لابهلای این همه هیاهو هدفی مهمتر دارد و آن یافتن پدر مفقودش است که با نام دین موریارتیِ پیر از او یاد میشود. از طرفی دین میخواهد با تقلید از راوی روشناندیش رمان، به هر طریق ممکن، بیانی همچون او و مابقیِ روشنفکرانی که اسمشان را شنیده داشته باشد و از کلماتی ثقیل و پرطمطراق بهره جوید اما در پارهای موارد، خود نیز از درک آنچه بر زبان میآورد عاجز میشود. ازاینرو ارتباط مرید و مرادگونهی میان این دو جوان، اساس و اصل درونمایهی «در جاده» را شکل میدهد.
پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید هاشمی نژاد