- حدود آزادی انسان و دریافت او از تاریخ: تولستوی در این رمان بارها به مضمون آزادی(اختیار) و جبر(تقدیر) می‌پردازد. و خواننده را در برابر این پرسش بنیادی قرار می‌دهد که: آیا مردم خود سرنوشت‌شان را تعیین می‌کنند و تصمیمات‌شان در زندگی از سر اختیار است یا اسیر جبر تاریخ‌اند و داستانی از پیش تعیین‌شده را زندگی می‌کنند؟

- رویدادهای تاریخی: «جنگ و صلح» رمانی تاریخی است که نویسنده در بستر روایتِ حقایق تاریخی اندیشه‌های خود را بیان می‌کند. در این رمان صحنه‌های جنگ با جزییات دقیق به تصویر کشیده می‌شوند و رخدادهای تاریخی هم‌چون وضعیت سیاسی ـ اجتماعی روسیه در آن دوره، علت عقب‌نشینی ارتش روسیه و ... بدون اغراق و نگاه جانبدارانه بازگو می‌شود. تولستوی به روشنی پرده از چهره ساختگیِ باابهت و نبوغ سرشار ناپلئون برمی‌دارد و قدرت ماورایی او را افسانه‌ای بیش نمی‌داند. «جنگ و صلح» را می‌توان روایتی بر هجو ناپلئون و همه سرداران و فرماندهان تاریخ دانست.

ارزش‌های زندگی: محور اصلی داستان در زندگی و روابط خصوصی اشراف روسیه می‌گذرد. نویسنده با جزییات به شرح مهمانی‌ها و سرگرمی‌های اشراف آن روز روسیه می‌پردازد و بیهودگی و ابتذال زندگی آنان را آشکار می‌کند.

- شخصیت‌پردازی: شخصیت‌های کتاب برخی واقعی و برخی تخیلی‌اند و هماهنگی بین شخصیت‌های داستان به گونه‌ای است که تمیز این دو از هم برای خواننده دشوار است. «جنگ و صلح» به زندگی واقعی می ماند و حتی می‌توان گفت که تولستوی جهانی واقعی‌تر از زندگی را آفریده است.