معرفی چند کتاب موضوع دلاوریهای نیروی هوایی ...
پرواز سفید

کتاب «پرواز سفید» اثری داستانی به قلم مرحوم داوود بختیاری دانشور از زندگی شهید عباس بابایی است. این کتاب داستانى مقاطع مختلف زندگى سرتیپ خلبان شهید عباس بابایى، فرمانده پایگاههاى هوایى اصفهان و تهران در ایام جنگ ایران و عراق را روایت می کند که براى گروه سنى نوجوان نوشته شده است.
مرحوم بختیاری دانشور در ابتداى این کتاب در فصلى با عنوان «طلوع یک ستاره» به زندگینامه مختصر فرمانده شهید و خاطراتى از دانشکده خلبانى نیروى هوایى و اعزام به آمریکا جهت تکمیل تحصیلات، ایمان و اخلاص وى و شایستگى او در کسب درجات سرهنگى و سرتیپى پرداخته است.
10 بخش کتاب داستان هایى از ایام دوران نوجوانى و جوانى این شهید است که عناوین آن ها عبارت است از: باباى مدرسه، باغبان، آمپولزن کوچک، نامه، کاپیتان، طناب مرزى، ذرت فروش، فرشته نجات، هواپیماى سى - 130 و پرواز سفید.
حمله هوایی به الولید

آنچنان که در این کتاب میخوانیم، نیروی هوایی عراق برای اینکه از آسیبهای ناشی از عملیاتهای نیروی هوایی کشورمان در امان باشد، بخش بزرگی از ادوات جنگی و ازجمله هواپیماهای توپولف 22 و میگهای 25 خود را به دورترین نقطه در 3 پایگاه به نام الولید در منطقه اچ 3 در 50 کیلومتری مرز اردن مستقر کرد.
این مسئله البته به دلیل آشنایی ارتش عراق از توانایی هواپیماهایی بود که در اختیار نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. عراقیها به خوبی میدانستند این هواپیماها تنها میتوانند یک سوم این مسیر را طی کنند و با این ابتکار راه را برای هرگونه حمله از سوی ایران بسته بودند. اما در این علملیات خلبانان ما طی چهار بار سوختگیری در ارتفاع بسیار پایین، توانستند این پایگاهها را بمباران کنند و هشتاد فروند از هواپیماهای دشمن را در زمین نابود سازند.
احمد مهرنیا در «حمله به الولید» تلاش کرده لحظه به لحظه عملیات معروف به اچ3 را بر اساس اسناد یا نقل قولهایی از طراحان و خلبانان بازمانده از این عملیات روایت کند و علاوه بر شرح این عملیات 5 ساعته، تمامی مراحل پیش و پس از انجام این عملیات هوایی را به تصویر کشیده است. در این اثر مستند و جذاب، ضمن مصاحبه با 80 نفر از خلبانان نیروی هوایی که در این عملیات شرکت داشتند و گفتوگو با سایر پرسنل از جمله سیستم رادار و نیروهای پشتیبانی و ... مدارک دیگری از بازتابهای جهانی این عملیات آمده است.
آسمان مال من بود

کتاب «آسمان مال من بود» در 13 فصل به روایت خاطرات سرهنگ خلبان صمدعلی بالازاده میپردازد؛ خاطراتی که از فرودگاه مهرآباد و سفر به آمریکا آغاز شده و در نهایت به روزهای بازنشستگی در اردبیل ختم میشود. بالازاده که پس از اتمام دورههای تکمیلی پرواز با جنگندههای اف5 به ایران باز میگردد طی سالهای دفاع مقدس در کشور با 1356 ساعت و 20 دقیقه پرواز به یکی از فعالترین خلبانان جمهوری اسلامی ایران بدل شده و حتی به باور برخی از کارشناسان نظامی نام او در کنار بزرگانی چون شهید عباس بابایی قرار میگیرد.
خاطرات بالازاده به بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران در طول هشت سال دفاع مقدس میپردازد و طی آن میتوان از فضای موجود در نیروی هوایی ایران بهخصوص در سالهای ابتدایی جنگ شناخت بیشتری پیدا کرد. این سرهنگ خلبان طی خاطرات خود به ماجرای کودتای نوژه پرداخته و از دید یکی از افسران نیروی هوایی ارتش این دسیسه را تحلیل میکند. بخش زیادی از خاطرات بالازاده نیز به شهید عباس بابایی باز میگردد که از این حیث نیز «آسمان مال من بود» از ارزش تاریخی زیادی برخوردار است.
بالازاده طی این کتاب عملیاتهای هوایی مختلفی را با جزئیات شرح میدهد و لحظات نفسگیری را پیش روی مخاطب به نمایش میگذارد. این خلبان با پایان جنگ وارد فضای دیپلماتیک شده و به عنوان وابسته نظامی ایران در ترکیه مشغول به کار میشود. یکی از نکات قابل توجه «آسمان مال من بود» شخصیت جذاب و سرکش خود راوی است که در چارچوبهای نظامی نمیگنجد و به شکلی بر اساس باور و اعتقاد خودش عمل میکند. اما در کنار این ویژگی باید اذعان داشت که خاطرهنگار نیز تبحر خاصی در ثبت و چینش خاطرات داشته است؛ چنانچه در این کتاب دیالوگها سهم بسزایی در روایت خاطرات دارند که این به ملموستر شدن فضای خاطرهها کمک شایانی کرده است. از طرفی هم به نزدیکی بیشتر مخاطب با شخصیتهای کتاب منجر شده است که جنبه روایی اثر را تقویت میکند. «آسمان مال من بود» با چند تصویر به پایان میرسد که بر سندیت و اعتبار آن میافزاید و فضای متن را هم برای مخاطب، شفافتر و ملموستر میکند.
پرواز روی خاک

«پرواز روی خاک» به زندگی و خاطرات خلبانی میپردازد که ابتدا در مسیر کاملا متفاوتی قدم میزده است. سرهنگ خلبان منوچهر شیرآقایی در روزگار جوانی به خدمت در ارتش علاقهمند شده و در نهایت در ژاندارمری مشغول به خدمت میشود. اما گویی سرنوشت دیگری انتظار این جوان مازندرانی را میکشید؛ چرا که عشق به پرواز در آسمان و بلند پروازیهای دوران جوانی موجب میشود که سر از دانشکده خلبانی درآورده و در نهایت برای تکمیل دورههای آموزشی به آمریکا اعزام شود. شیرآقایی در ایران آموزش خلبانی خود را تکمیل کرده و با اوج گرفتن مبارزات مردمی در جریان انقلاب اسلامی به مردم پیوسته و در روستاهای بوشهر پنهان میشود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و بعدها تجاوز رژیم بعث به خاک کشور بخش اعظم خاطرات این خلبان رقم میخورد.
خاطرات خلبان منوچهر شیرآقایی تا میانه کتاب مربوط به آمریکا و محیط حاکم بر آموزشهای نظامی آن و همچنین ماموریتهای اغلب آموزشی در پایگاههای ایران است اما از اواسط کتاب و با آغاز جنگ، میتوان شرح ماموریتهای هوایی مختلف را در این کتاب پیگیری کرد. خاطرات شیرآقایی بهخصوص از روز آغاز جنگ که دشمن پایگاه هوایی بوشهر را بمباران میکند تکان دهنده است. او در ادامه همین بخش از خاطراتش است که توضیح میدهد چگونه در اتاق جنگ، ضربه ناشی از کودتای نوژه را حس میکردند؛ چراکه هواپیمای اف5 به اندازه کافی موجود بود اما خلبانهایی که بتوانند با این جنگنده پرواز کنند کم بودند.
خاطرات این خلبان از روزهای سخت جنگ، خواندنی و تکاندهنده است و تلخیها و شیرینیهای آن ایام را به وضوح نشان میدهد؛ از شوخیها و شیطنتهای او که گاه کار دستش میداد و مقامات بالاتر احضارش میکردند تا سختی و تلخی رساندن خبر شهادت یک خلبان به خانوادهای که در خانههای سازمانی همان پایگاه در انتظار بازگشت عزیزشان نشستهاند. طی روایت خاطرات، شیرآقایی توجه خاصی به جزئیات نشان داده است. تلاشی هم که قاسم یاحسینی در خاطرهنگاری و تدوین این خاطرات کرده است باعث شده تا «پرواز روی خاک» به یکی از آثار برجسته در زمینه خاطرهنگاری دفاع مقدس بدل شود.
پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید هاشمی نژاد