محمدرضا شجریان درگذشت + آخرین عکس و علت فوت

محمدرضا شجریان درگذشت + آخرین عکس و علت فوت

محمدرضا شجریان درگذشت + آخرین عکس و علت فوت

محمدرضا شجریان خسروآواز ایران، امروز پنجشنبه (۱۷ مهرماه) پس از تحمل دوره‌ای بیماری و در سن ۸۰ سالگی دارفانی را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار ایمنا، محمدرضا شجریان، خواننده نامدار ایرانی، دقایقی پیش دار فانی را وداع گفت. شجریان روز ۲۵ مردادماه به دلیل وخامت حال عمومی, افت فشار، افت سطح هوشیاری و شوک سپتیک در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان جم تهران بستری شد، اما با بهبود سطح هوشیاری پس از ۹ روز به خانه بازگشت تا روند درمانی را از خانه ادامه دهد. او در اسفندماه نیز سابقه بستری شدن به همین دلایل را داشت.

اما این پایان ماجرا نبود و بار دیگر در ۱۳ مهرماه خسرو آواز ایران به دلیل شرایط عمومی، قلبی و ریوی -تنفسی ناپایدار و افت سطح هوشیاری، افت فشار خون و پلاکت در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد.

در نهایت بیمارستان جم بعدازظهر امروز (۱۷ مهرماه) خبر از درگذشت استاد محمدرضا شجریان داد و همایون شجریان نیز این خبر را تایید کرد.

بیوگرافی محمدرضا شجریان

شجریان زاده یکم مهرماه سال ۱۳۱۹ در مشهد مقدس است. محمدرضا از پنج سالگی در خلوت کودکانه‌اش آواز می‌خواند. وی سال ۱۳۲۶ به کلاس اول رفت و یک سال پس از آن به آموزش تلاوت قرآن‌کریم نزد پدر پرداخت.

در سال ۱۳۳۱ برای نخستین بار صدای محمدرضا شجریان از رادیو خراسان پخش شد و پس از آن با خواندن تصنیف‌های مشهور به قله آواز ایران رسید. به او لقب "خسرو آواز ایران" دادند. از کارهای مشهور وی می‌توان به ربنا، از خون جوانان وطن، گلچهره مپرس، مرغ سحر و دلشدگان اشاره کرد.

فوت محمدرضا شجریان

شجریان به گفته ونکوورسان یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان نام گرفته و دوبار نامزد جایزه گرمی، مهم‌ترین جایزه موسیقی در سطح جهان شده است. وی به غیر از پسر خود، همایون، هنرمندان بزرگی همچون ایرج بسطامی، مظفر شفیعی، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهاندار را آموزش داده است. شجریان همینطور چندین ساز ابداعی دارد که از بین آنها می‌توان به صراحی، شهر آشوب، ساغر، کرشمه، سبو اشاره کرد.

علت درگذشت محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان در نوروز ۱۳۹۵ با انتشار یک ویدئو در صفحه اینستاگرام خود با موهای کوتاه و تراشیده خبر از یک مهمان قدیمی ۱۵ ساله داد که بعدها مشخص شد او به سرطان مبتلا شده است. بیماری که در مبارزه با آن شجریان شکست خورد و ایران خسرو آواز خود را از دست داد. این ویدئو آخرین تصویری است که از استاد شجریان منتشر شده، البته پس از آن همایون شجریان چند عکس از پدر خود منتشر کرد.

مشق شب علیه مشق شب - قسمت پایانی

مشق شب علیه مشق شب - قسمت پایانی

نویسنده: 

یاشار هدایی

رویه جدید وزارت آموزش و پرورش مبنی بر جای گزین کردن تکالیف مهارت محور با مشق شب، به معنای جای گزین شدن رویکرد شناختی با رویکرد رفتارگرایی نیست. همچنانکه به معنای حذف مطلق تکلیف منزل و کنار نهادن تمرین نیز نیست. مشق شب به شیوه مرسوم، تنها یک رویه بود که اکنون جای خود را به رویه‌ای دیگر داده است. اما این رویه‌ها حاصل رویکردهای یکسانی نیستند. برخی صاحب نظران مخالف چنین تداخلی هستند. آن‌ها منتقد «روش تلفیقی» و «شکل گیری گزیده‌هایی از هر الگو در آموزش کودکان» هستند.(۱)

برخی کارشناسان نیز با اذعان به اینکه «رویکردها و دیدگاه‌ها نقش تعیین کننده‌ای در کاربردها دارند»؛ بر این باور هستند که «انتظار نمی‌رود معلمان و والدین صرفاً تابع رویکرد خاصی باشند»(۲)

اما صرف نظر از این اختلاف، به نظر می‌رسد رویه جدید میدان فراخ‌تری برای تجربه اندوزی کودکان گسترانیده است. از این منظر رویه جدید را می‌توان نوعی گذر در عرصه تعلیم و تربیت دانست. گذر از «معلم محوری» به «کودک محوری»، گذر از «یاد سپاری» به «یادگیری» و گذر از «حافظه پروری» به «مهارت پروری» است.

وجه دوم این رویه، یعنی ارائه تکالیف مهارت محور، خاصه اگر با ادبیات کودک و کتابخوانی قرین گردد، تجارب بیرونی کودکان را با دنیای درونی آنان هم سو کرده و با گشودن در مدارس به روی کتاب‌ها، «رنج رونویسی» را نیز بدل به «لذت خواندن» خواهد کرد. به تعبیر «نوش آفرین انصاری» -دبیر شورای کتاب کودک: «شاید جای ادبیات کودک در گستره آموزش و پرورش است که اکنون از اصل خویش دور مانده است.»(۳)

به هر تقدیر در موقعیت کنونی درباره این تغییر رویه و نتایج برآمده از آن نمی‌توان به قضاوت نشست. برای این قضاوت نیاز به زمان است. به تعبیر نیما: «آنچه غربال به دست دارد از عقب کاروان می‌آید». اما می‌توان این تغییر رویه را به دلیل گشودن میدانی فراخ‌تر در پیش روی کودکان، فرخنده دانست و عجالتاً به استقبال آن رفت.

مشق شب علیه مشق شب - قسمت چهارم

مشق شب علیه مشق شب - قسمت چهارم

نویسنده: 

یاشار هدایی

رویکرد شناختی بر خلاف رویکرد رفتارگرا، یادگیری را نه انتقال دانش و اطلاعات که کسب «بینش» یا «بصیرت» یا «نگرش» می‌داند. شناخت گرایان نه منکر پاسخ-محرک هستند و نه به نقش دو عنصر تمرین و تکرار در یادگیری بی توجه‌اند. ولی نتایج برآمده از این موارد در نزد شناخت گرایان، با نتایج مورد نظر رفتارگرایان متفاوت است.

در رویکرد رفتارگرا، تمرین و تکرار به قصد تقویت رابطه بین محرک (سر مشق) و پاسخ (مشق نویسی) اعمال می‌شود، اما در رویکرد شناختی تمرین و تکرار به منظور ایجاد و تحکیم «ساخت‌های شناختی» جدید در ذهن یادگیرنده و همچنین تحول و ارتقاء این ساخت‌ها در اثر تلفیق با ساخت‌های پیشین اعمال می‌شود. بدین ترتیب در این رویکرد،

«تجربه‌های متنوع» جای گزین «عادت» در رویکرد رفتار گرا می‌شود. بدین معنا که حفظ کردن مواد درسی توسط کودک کافی نیست. آنچه مهم‌تر است، ارتقاء سطح شناخت کودک است. یعنی فرآیند آموزش بر محصول آموزش یا میزان اطلاعات یادگیرنده ارجحیت دارد.

«روان شناسان شناختی به جای اینکه یادگیری را نتیجه شرطی شدن، یعنی تداعی محرک و پاسخ بدانند، یادگیری را تنظیم مجدد مفاهیم و تجربه‌هایی می‌دانند که به بینش منجر می‌شود. با این برداشت، یادگیری فرایندی است فعال که به ایجاد ساخت‌های ذهنی سازمان یافته می‌انجامد. در این دیدگاه، زمینه‌ای که یادگیری در آن اتفاق می افتد در فرآیند یادگیری مؤثر است»(۱) توجه به دنیای درونی کودک شامل نگرش او به زندگی، خانواده، مدرسه، معلم و واکنش‌های عاطفی او و انگیزه‌های فردی‌اش، همان زمینه‌ای است که یادگیری در بستر آن رخ می‌دهد.

در این رویکرد یادگیرنده پذیرای منفعل نیست. بلکه پردازش گری فعال است که دست به انتخاب می زند: حواس او پس از مواجهه با محرک، تحریک می‌شود. در مرحله بعدی او اطلاعات دریافت شده از طریق حواس را معنی دار و به عبارتی ادراک می‌کند. «ادراک شامل تفسیر ذهنی امور است و لذا از حالت‌های ذهنی، تجربه‌های قبلی، اطلاعات و انگیزش‌ها تأثیر می‌پذیرد»(۲) اما همه اطلاعات ادراک نمی‌شوند. تنها اطلاعاتی ادراک می‌شوند که «توجه» یادگیرنده را جلب کرده باشد. «انتخاب پاره‌ای از احساس‌های دریافتی و نادیده گرفتن احساس‌های دیگر»(۳) حاصل این توجه است. در این مرحله یادگیری رخ داده است اما می‌بایست منتهی به «تفکر» شود. تفکر در واقع استفاده از یادگیری و تجارب کسب شده است، و نه ارائه پاسخ از روی عادت.

در این رویکرد، یادگیری و تفکر از هم جدا نیستند. «بازسازی یادگیری‌های گذشته، یعنی تفکر می‌تواند به یادگیری‌های تازه بینجامد. پس یادگیری و تفکر مکمل یکدیگرند»(۴)

در رویکرد شناختی، پایداری جواب بیش از خود جواب و «بینش» بیش از «حافظه» اهمیت دارد. ممکن است یادگیرنده بتواند در اثر تکرار مسئله‌ای را حل کند، اما از حل کردن همان مسئله که به شیوه‌ای دیگر ارائه شده، در ماند. بنابراین در رویکرد شناختی، محرک تنها یک مدل و یا یک سرمشق نیست، بلکه عبارت است از تجربه‌های متعدد. چندان که برخی از کارشناسان، در پاسخ به این پرسش مدافعان مشق شب که «چه چیزی جای آن را باید پر کند؟» ، توجه به ادبیات کودک و کتاب خوانی را پیشنهاد کردند.

مشق شب علیه مشق شب - بخش سوم

مشق شب علیه مشق شب - بخش سوم

نویسنده: 

یاشار هدایی

رویکرد آموزشی رفتارگرا، «در نیمه اول قرن بیستم به عنوان اولین و قدرتمندترین رویکرد در روان شناسی، یادگیری را تغییر در میزان و فراوانی رفتار یا شکل گیری رفتارها یا پاسخ‌ها معرفی کرد»(۱)

نقطه عزیمت رفتارگرایی، بحث «انگیزش»، به عنوان نیروی محرکه در یادگیری است.

انگیزش، «قلب یادگیری» خوانده شده است.(۲) اما رفتارگرایی مبتنی بر انگیزش بیرونی است. چندان که استفاده از پاداش، تنبیه و...از جمله ویژگی‌های اصلی آن شمرده می‌شود. در این رویکرد، یادگیری از طریق ایجاد و تقویت رابطه بین «محرک» و «پاسخ» یا همان که معروف به شرطی سازی است، پی گیری می‌شود.

«تمرین» و «تکرار»، دو عنصری هستند که جایگاه ویژه‌ای در ایجاد رابطه بین محرک و پاسخ دارند. در موضوع مشق شب، سرمشق همان محرک و خود مشق، پاسخ شمرده می‌شود. موفقیت آمیز بودن این تمرین و تکرارها یعنی انتقال هرچه بهتر و بیشتر اطلاعات و دانش به ذهن یادگیرنده.

«ادوارد ثورندایک» (۱۸۷۴-۱۹۴۹) نخستین کسی بود که قوانین یادگیری را به شکلی جامع مطرح کرد. «قانون اثر» از جمله این قوانین بود. به موجب این قانون «پاسخ‌هایی که در موقعیت خاصی بروز می‌کنند با حضور موقعیت‌های پاداش بخش یا تقویت کننده تحکیم و پایدار می‌شوند»(۳) همچنین بر اساس «قانون تمرین» ثورندایک، پیوند محرک و پاسخ در نتیجه استفاده، نیرومند و در صورت عدم استفاده، تضعیف خواهد شد.

بنابراین حذف مشق شب در این رویکرد به معنای حذف یکی از محورهای ارتباطی بین محرک و پاسخ و همچنین فقدان تمرین است و از همین رو از چنین حذفی استقبال نمی‌شود.

از سوی دیگر رفتارگرایان بر این باورند که رفتار بهینه و توسعه رفتار را می‌توان ساماندهی کرد. آن‌ها محرک‌های محیط بیرونی را برای این مقصود کافی می‌دانند. لذا با تاکید بر انگیزش بیرونی، دنیای درونی کودک را مغفول می‌نهند و تجارب محیطی را تنها منبع شکل گیری رفتار می‌دانند. چندانکه «جان. بی.واتسون» (۱۸۷۸-۱۹۵۸)، درباره نوع ارتباط با کودکان می‌نویسند:

«...بگذارید رفتار شما همیشه عینی و در عین حال جدی و محبت آمیز باشد. هیچ گاه آنان را در آغوش نگیرید و نبوسید. هیچ وقت به آنها اجازه ندهید که روی پای شما بنشینند...»

ادامه سخنان «واتسون» به نوعی با موضوع مشق شب مرتبط است:

«...اگر آنها در تکلیف‌های دشوار، عمل کرد فوق العاده ای داشتند، دستی به سر آنها بکشید. این روش را امتحان کنید. در مدت یک هفته در خواهید یافت که کاملاً واقع بینانه عمل کردن و در عین حال مهربان بودن با کودک چه قدر آسان است»(۴)

«فردریک اسکینر» (۱۹۰۴-۱۹۹۰)، دیگر رفتارگرایی است که این رویکرد را وارد جریان آموزشی کرد. او نیز چون اسلاف و اخلاف رفتارگرای خود معتقد بود:

«در درون ما چیزی نیست. هیچ فرآیندی یا هیچ شکلی از فعالیت درونی وجود ندارد»(۵) و «زمان آن فرا رسیده است که از مفاهیمی مبهمی مانند «درک» فاصله گرفت»(۶)

«اسکینر»، به «تکنولوژی رفتار» باور داشت و مخالف دادن مهار آموزش به دست خود کودک بود:

«باید به دنبال قوانین کلی رفتار بشر بود. تلاش برای موضوعی به نام تفاوت‌های فردی به نوعی اتلاف وقت است»(۷)

به رسمیت نشناختن تفاوت‌های فردی در ارائه مدلی یکسان، مثل استفاده از کتاب‌های یکسان و ارائه سرمشق برای مشق نویسی کودکان خود را نشان می‌دهد که در آن دنیای درونی کودک و بینش او جایگاهی ندارد.

نگاهی به موضوع مشق شب، بخش دوم

نگاهی به موضوع مشق شب، بخش دوم

نویسنده: 

یاشار هدایی

مشق شب علیه مشق شب

سه ماه پس از اعلام وزارت آموزش و پرورش مبنی بر جایگزینی تکالیف مهارت ورزی با مشق شب و شروع مناقشه مشق شب بین طرفداران و مخالفان آن، مطلبی تحت عنوان «هیچ پژوهشی تا به امروز فایده مشق شب را نشان نداده است» از آلفی کوهن-محقق و منتقد حوزه آموزش و تربیت-در فضای اینترنتی نشر یافت که به واسطه اهمیتی که داشت مورد توجه قرار گرفت.(۱) این مقاله پیش از این در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر شده بود و ارتباطی با مناقشه مشق شب در ایران نداشت. اما به لحاظ محتوا اگر چه به گونه‌ای رادیکال به مشق شب می تاخت، نشان گر ریشه‌ها و بنیان‌های فکری دو سوی مناقشه نیز بود.

نویسنده مقاله «سرخوردگی و فرسودگی، تنش‌های خانوادگی، وقت نداشتن برای فعالیت‌های دیگر کودک و افت علاقه او به آموزش» را «نیمه تاریک مشق شب» یاد کرده بود و در پاسخ به این پرسش که «چرا هنوز مشق شب تعیین می‌کنیم و آن را می‌پذیریم؟»، نوشته بود:

«دلایل احتمالی از این قرارند: ارزش قائل نشدن برای پژوهش، ارزش قائل نشدن برای بچه‌ها (که در علاقه ما به سرگرم بودنشان بعد از ساعت مدرسه هویدا است)، درک نکردن ماهیت آموزش (که در تاکیدهای ما بر مشق نوشتن و اظهار اینکه تکلیف منزل درس‌های مدرسه را تقویت می‌کند، آشکار است) یا فشاری از بالا به پایین برای فرو کردن سریع‌تر مطالب بیشتر در ذهن بچه‌ها تا نمره امتحاناتشان برود بالا و باد در غبغبمان بیاندازیم که «ما شاگرد اولیم»!»

او با نام بردن از مشق شب با عنوان «دمنوش اسطوخودوس مدرن»(۲)، بی آنکه نامی از رویکرد رفتارگرایی برده باشد، با نقد مفاهیمی همچون «تقویت»،«فرو کردن مطالب بیشتر در ذهن کودک»،«نمره بالا»،«شاگرد اولی»،«مدیریت رفتار» و «شرطی سازی»، نوک پیکان نقد خویش را متوجه رویکرد آموزشی رفتار گرا کرده بود:

«متخصصان آموزش و پرورش تکنیک‌های متنوع «مدیریت رفتار» را می‌سنجند، اما کمتر به این می‌پردازند که چرا باید به جای تمرکز بر دلایل، نیازها و خود بچه‌ها، اینقدر بر مطالعه رفتار (یعنی فعالیت‌های قابل مشاهده) تاکید کنند.

...ایده تکلیف مقرر کردن، بیشتر از اینکه نوعی نتیجه گیری باشد، نوعی شرطی شدن است»

پسران و دختران‌ خود را به سرکار ببریم

پسران و دختران‌ خود را به سرکار ببریم

 

پسران و دختران‌ خود را به سرکار ببریم

مترجم: 

مهگل محمدی

ویراستار: 

گروه خبر کتابک

«پسران و دختران‌ خود را به سرکار ببریم» عنوان روزی در آمریکا است که ۲۷ آوریل هر سال جشن گرفته می‌شود.

این برنامه، بیشتر از یک روز ساده کاری یا فراتر از یک تمرین ساده برای تقلید از بزرگسالان است؛ هدف از برگزاری روز «پسران و دختران‌ خود را به سرکار ببریم» نشان دادن یک محیط کاری مثبت به کودکان و شروع رشد دادن مهارت هایی است که در طول زندگی همراه آنان خواهد ماند.

در این روز، دختران و پسران وارد محیط کاری پدر و مادر خود می‌شوند. نشان دادن این که پدر و مادر یا یک مربی در طول یک روز کاری، چه کارهایی انجام می دهد به پسران و دختران مهم است؛ اما آنچه بیشتر اهمیت دارد و کلید موفقیت آنان است، نشان دادن ارزش درس خواندن به آنان،کمک کردن به آن‌ها برای پیدا کردن قدرت و امکاناتی که با یک کار حرفه ای و زندگی خانوادگی آمیخته شده‌اند، ایجاد موقعیتی برای رویاپردازی در مورد آینده‌شان و اجازه دادن به آن‌ها برای آغاز مسیر رسیدن به هدف‌های اصلی‌شان در یک محیط دوستانه و فعال با ورود آنان به محیط کاری والدین‌شان است.

 

 

پسران و دختران خود را برای این روز آماده کنید

پاتریشیا موران، خبر نگار و متخصص حوزه کار، چند نکته درباره اینکه چگونه می‌توان این روز را به تجربه‌ای مفید برای پسران و دختران تبدیل کرد پیشنهاد می‌دهد. او می‌گوید:

«امسال، شرکت من در حال برنامه‌ریزی در زمینه برنامه‌هایی برای  همه جوانانی است که در این روز به دیدن شرکت ما می‌آیند. ما در حال تمرکز روی برنامه‌های جالبی بر محور هدف‌های اجرایی‌مان هستیم تا کودکان متوجه شوند که کاری که خانواده‌هایشان انجام می‌دهند، چه قدر پراهمیت است. همچنین این برنامه‌ها گاهی به پدران و مادرانی کمک می‌کند که روز کاری طولانی دارند و نمی‌توانند کل روز کودک خود را سرگرم نگه دارند.

ما از خانواده‌ها می‌خواهیم پیش از این که کودکان‌شان را به سرکار بیاورند، با آن‌ها صحبت کنند. این گفت‌وگو، تصوری را در ذهن کودک از محیط کار ایجاد می‌کند. خانواده‌ها می‌توانند در این گفت‌وگو به کودکان‌شان بگویند که انتظاراتشان چیست یا قرار است که او چه چیزهایی یاد بگیرد. همچنین این اطمینان را در کودکان به وجود می‌آورد که هرچه قدر هم سر پدر و مارشان شلوغ باشد، آن‌ها را فراموش نمی‌کنند. این گفت‌وگو باعث ایجاد یک سری قوانین بنیادی می‌شود و همچنین منجر می‌شود کودک متوجه این موضوع باشد که درحال وارد شدن به محیطی امن است.

طلب دیگری که ممکن است در این مکالمه مطرح شود، صحبت کردن راجع به معرفی‌هاست. خانواده‌ها بسیار علاقه‌مند هستند که کودکان خود را به همکاران‌شان معرفی کنند. کودکان می‌توانند دست دادن یا مستقیم نگاه کردن در چشمان دیگری را تمرین کنند تا بتوانند هنگامی که به انسان‌های جدید معرفی می‌شوند، توانایی‌هایشان را به کار گیرند.

هنگامی که روز فرا می‌رسد و پسران و دختران همراهتان به محیط کارتان می‌آیند، سعی کنید روز را هیجان‌انگیز و کودک را راحت نگه دارید. خانواده‌ها باید به چیزهایی فکر کنند که باعث علاقه‌مند شدن کودکشان بشود و برای آن‌ها سودآور باشد. ممکن است همچنین به این فکر کنند که تکنولوزی جدید را به آن‌ها معرفی کنند یا در رابطه با مشکلی صحبت کنند که سازمان قصد در حل آن دارد.

هنگامی که روز به پایان می‌رسد، چند دقیقه را به ارزیابی کردن روز با کودکتان بگذرانید. آیا سودآور بود؟ آن‌ها چه چیزهایی یاد گرفتند؟ آیا در معرض یک محیط کاری مثبت قرار گرفتند؟ آیا توانستند برای خود، فهمی از آن چه والدینشان انجام می‌دهند به وجود بیاورند؟ امیدواریم  که این روز به طرز مثبتی پایان پیدا کند و پسران و دختران بعضی مهارت‌ها و دانش‌هایی را به دست آورده باشند که در آینده انتخاب راه را برای‌شان روشن‌تر کند.»

 

نگاهی به موضوع مشق شب، بخش نخست

نگاهی به موضوع مشق شب، بخش نخست

ارسال شده توسط editor5 در ۱۳۹۸/۷/۱۴ - ۱۴:۴۲

نگاهی به موضوع مشق شب، بخش نخست

نویسنده: 

یاشار هدایی

مشق شب علیه مشق شب

مشق شب واژه‌ای متواتر در فرهنگ کودکی ما است که چندین نسل از کودکان امروز و دیروز و پریروز با آن آشنا هستند. چندان که شاید نتوان کسی را یافت که تجربه مدرسه رفتن داشته باشد و خاطره‌ای از مشق شب نویسی در انبان ذهن خویش نداشته باشد. خاطره‌های مشق شب نویسی ماندگارند، اما شاید دلیل ماندگاریشان بیش از آنکه به شیرینی خاطره‌ها مربوط باشد، به تلخی آنها برگردد.

به رغم این احوال، ارائه مشق شب توسط معلمان بیش از نیم سده است که به عنوان رویه‌ای مألوف در آموزش، ساری و جاری بوده است. در طول این سال‌ها، نقد این رویه مألوف در میان انتقادات کلی مطرح شده به سیستم آموزشی، که اغلب از سوی محافل آکادمیک و نهادهای مرتبط با کودک و آموزش طرح شده است، پوشیده و مستتر بوده و در نتیجه در حاشیه باقی مانده است.

اما پس از اعلام معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در نیمه سال ۱۳۹۷، مبنی بر حذف مشق شب از کلاس‌های اول تا سوم ابتدایی و جای گزین شدن تکالیف مبتنی بر مهارت آموزی بود(۱) که ناگهان بحث مشق شب از حاشیه به متن بدل شد و بیش از پیش وارد عرصه عمومی شد: موافقان مشق شب این جای گزینی را به ضرر کودکان و مخالفان، آن را به سود کودکان ارزیابی کردند. اما، چرا؟ ریشه‌های این اختلاف نظرها کجاست؟ و نهایتاً اینکه به تعبیر حافظ: «این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟»

ادامه نوشته

عصب‌شناسی خواندن مقدمه‌ای بر تأثیر قصه و ادبیات داستانی بر مغز کودکان

عصب‌شناسی خواندن مقدمه‌ای بر تأثیر قصه و ادبیات داستانی بر مغز کودکان

نویسنده: 

یاشار هدایی

عصب‌شناسیِ خواندن، در معنای تأثیر خواندن و مطالعه بر روی مغز و ساختار عصبی آن و همچنین چگونگی پردازش مواد خواندنی در مغز، موضوع بسیار گسترده‌ای است، زیرا هر دو سوی این موضوع، یعنی «عصب‌شناسی» و «خواندن»، بحث‌های تودرتو و بی‌پایانی دارد که پژوهشگر با ورود به آن‌ها، خود را میان دریایی بی‌پایان با موج‌هایی خون‌فشان خواهد دید. صید معنا در چنین دریایی با قایقِ آهسته «کنکاش» و تور ریزبافتِ «پژوهش»، کاری است بسیار دشوار. از این رو، پژوهشگر ناگزیر در کاری عامدانه و آگاهانه باید موضوع پژوهش را محدودتر کند تا به جای صید معنا از دریای بی‌پایان، به صید در دریاچه یا رودخانه بپردازد تا احتمال دستیابی به نتیجه‌ای سودمندتر، شدنی شود.

تقلیل و تحدید هر دو سوی موضوع عصب‌شناسی خواندن، کاری در همین راستا خواهد بود. در تقلیل و تحدید بحث خواندن، نخستین مرحله محدود کردن گروه سنی موضوع پژوهش می‌تواند باشد. یعنی بررسی موضوع بر روی مغز کودکان و نه خواننده عام و گسترده و یا بزرگ‌سال.

دومین مرحله که نتیجه طبیعی و منطقی مرحله نخست است، کاستن از دایرهٔ مواد خواندنی بر پایه مخاطب است. یعنی محدود شدن به مواد خواندنی کودکان.

سومین مرحله، کاستن از گستردگی مواد خواندنی کودکان است. کودکان انواع مطالب را از مواد درسی تا دانستنی‌های علمی و از شعر تا سرگرمی‌ها مطالعه می‌کنند. هریک از این مواد خواندنی در مسیری متفاوت از مدارهای عصبی مغز کودک پردازش می‌شود. اما پژوهشگر با کاستن از این گستردگی، به نتیجه‌های دقیق‌تری می‌تواند برسد. بسنده کردن به بررسی چگونگی پردازش ادبیات داستانی در مغز کودک، و به عبارتی دیگر، بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر مغز کودکان، از گستردگی موضوع خواهد کاست.

مرحلهٔ پایانی، تعیین محدوده برای سویه نخست بحث، یعنی عصب‌شناسی خواهد بود. اکتفا به برخی بنیادهای نورولوژی و تبیین مسئله بر پایه یک رویکرد تئوریک از این جمله است.

ادامه نوشته

خردسالان و گوش موسیقایی؛گفت‌وگو با سپیده رئیس سادات،خواننده و پژوهشگر موسیقی

«سپیده رئیس سادات» از پنج سالگی دل‌بسته‌ی موسیقی اصیل ایرانی شد، و از نه سالگی به آموختن ردیف آوازی نزد خانم «پریسا» (فاطمه واعظی) و همچنین استادانی مانند «پرویز مشکاتیان» و «محمدرضا لطفی» پرداخت. او در سال ۱۳۸۱ کارشناسی‌ نقاشی‌اش را از دانشگاه دریافت کرد و در سال ۱۳۸۷، دانش‌آموخته گرایش موزیکولوژی از «دانشگاه ادبیات و فلسفه بولونیا» شد. او اکنون در «دانشگاه تورنتو»، در مقطع دکتری به پژوهشگری در زمینه موسیقی می‌پردازد. به بهانه مادر شدن ایشان و داشتن کودکی یک ساله، به گفت‌وگویی با موضوع گوش موسیقایی کودک و تجربه ایشان با دختر یک‌ساله‌اش می‌پردازیم.

خواهش می‌کنم از علت علاقه‌مندی شما در کودکی به موسیقی کلاسیک ایرانی بگویید؟

آن‌چه در این‌باره به یادم دارم این بود که هر گونه صدای خوب همسایه‌ها و دوستان مرا به خودش جلب می‌کرد. یادم است هنگامی که پنج ساله بودم، با ویولن دوست پدرم «فرود گرگین‌پور»، که از استادان موسیقی قشقایی بود، می‌خواندم. صدای «غلامحسین بنان» و ترانه «الهه‌ی ناز» ایشان را دوست داشتم. وقتی صدای خانم پریسا را شنیدم و به‌ویژه کنسرت نوا و بیات تُرک که نوار صوتی آن را در پخش صوت خودروی پدر مرتباً گوش می‌دادم، شیفته‌ی آواز و تحریر‌های صدای ایشان شدم. از چهار پنج سالگی این علاقه‌مندی در من آغاز شد. پدر و مادرم اگرچه خودشان ساز نمی‌زدند خیلی به موسیقی علاقه‌مند بودند. پدرم دوستان موسیقیدان بسیاری داشت و مرتباً بزرگان موسیقی به خانه‌ی ما می‌آمدند و ساز می‌زدند. این شانس بزرگی برای من بود و بی‌گمان این‌ رویدادها در علاقه‌مند شدن من به موسیقی در این سن و سال بی‌تأثیر نبوده است.

ادامه نوشته

حدیث روز

حدیث روز

ده اصل طلایی رویکرد آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان

ده اصل طلایی رویکرد آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان

نکاتی دربارهٔ نحوهٔ تعامل صحیح والدین و کودکان در رابطه با ویروس کرونا:

چگونه دربارهٔ ویروس کرونا با کودکان صحبت کنیم؟

 

چگونه دربارهٔ ویروس کرونا با کودکان صحبت کنیم؟

مترجم: 

دکتر گیتا مولّلی

جواد همتی

نکاتی دربارهٔ نحوهٔ تعامل صحیح والدین و کودکان در رابطه با ویروس کرونا:

۱. اطلاعات صحیح کسب کنید و حقایق را با کودک خود به اشتراک بگذارید.

۲. رویکردتان را بر اساس وضعیت فرزند خود تنظیم کنید. به این فکر کنید که چه اطلاعاتی اضطراب و نگرانی او را بیشتر یا کمتر می‌کند.

۳. به‌سادگی و با آرامش به موضوع بپردازید. کودکان به‌خوبی متوجه نشانه‌ها و حالات شما می‌شوند.

۴. از فرزندتان بپرسید که چه چیزهایی می‌داند و به سؤالاتش پاسخ دهید. اطلاعات غلط او را تصحیح کنید.

۵. احساسات فرزندتان را تأیید کنید. به او بگویید که می‌دانید این موضوعات می‌تواند برایش ترسناک باشد و در عین‌حال، به او اطمینان‌خاطر دهید که اقدامات لازم را برای حفظ سلامتی‌اش انجام می‌دهید و به‌خوبی آماده هستید.

۶. انجام دادن کارهایی را که در توان اوست به وی یادآوری کنید. برای مثال، شستن دست‌ها به‌طور مکرر و مرتب، استفاده از ماسک، خواب کافی و...

۷. از شیوه‌های بهداشتی مطلوب الگو بگیرید و آن را برای کودک خود سرگرم‌کننده کنید. برای مثال، درحالی‌که دستان‌تان را با آب و صابون، حداقل به مدت ۲۰ ثانیه شست‌وشو می‌دهید، آهنگ مورد علاقهٔ او را با هم بخوانید.

آموزش سواد شکوفایی برای کودکان

آموزش سواد شکوفایی برای کودکان

سواد شکوفایی چیست؟

از کتاب در دست انتشار زهره قایینی به نام «سواد شکوفایی»

در گذشته همگان بر این باور بودند که سوادآموزی به کودک از سن ۶ یا ۷ سالگی آغاز می‌شود و پیش‌ازاین سن به کودک نباید هیچ‌گونه آموزشی داد. 

تا چند دهه گذشته  تعریف متعارف  سواد به  کسب مهارت‌های خواندن و نوشتن محدود می‌شد.   مهارت‌هایی  هم چون  رمزگشایی، هجا کردن، درک مطلب و روان‌خوانی که کودک با رفتن به مدرسه آن‌ها را فرامی‌گیرد.  یعنی چارچوب سواد تنها در محیط مدرسه ارزیابی می‌شد. 

اما در دهه‌های اخیر نگاه‌ها به موضوع سواد و سوادآموزی و آموزش کودکان دگرگون شده است.  این تغییر بر پایه این شناخت به دست آمد که کودکان پیش از خواندن و نوشتن باید مهارت‌هایی را کسب کنند که پیش‌نیاز به دست آوردن مهارت‌های پیچیده‌تری همچون خواندن و نوشتن است.   ابتدا این آمادگی در کسب مهارت‌هایی خلاصه می‌شد که کودکان در سال‌های ۵ تا ۶، در دوره پیش‌دبستان به دست می‌آورند که به آن دوره آمادگی یا دوره «آمادگی خواندن» نیز می‌گویند. 

از دهه ۱۹۷۰  شماری از پژوهشگران پا را  از این فراتر گذاشتند و با پژوهش‌های دقیقی که انجام دادند، دریافتند که بخش مهمی از مهارت‌ها و دانش سواد پیش از آموزش رسمی فراگرفته می‌شود.  این گروه از پژوهشگران نزدیک به نیم سده است که پدیده سواد را از زاویه دید گسترده‌تری دنبال می‌کنند و دریافته‌اند که مهارت‌های سواد تنها به خواندن و نوشتن که کودک در مدرسه فرامی‌گیرد محدود نمی‌شود.  به باور آن‌ها سواد مجموعه مهارت‌ها و دانش‌هایی است که کودک از بدو تولد به‌تدریج فرامی‌گیرد تا وارد مرحله آموزش رسمی شود.  این بخش از دانش و مهارت‌ها که کودک به‌تدریج از محیط پیرامون خود فرامی‌گیرد، «سواد شکوفایی»  Emergent Literacy  نامیده شده است.   این محیط برای بیش‌تر کودکان در سال‌های نخست زندگی خانه و محله است و برای بخش کوچک‌تری از کودکان شیرخوارگاه.  که به‌تدریج  مهدکودک، محله و همه مکان‌های فرهنگی همچون کتابخانه رفت‌وآمد می‌کند، به محیط خانه افزوده  می‌شود. 

سواد شکوفایی یک روند است که از نخستین روزهای زندگی کودک آغاز می‌شود.  پیش از آن‌که مفهوم سواد شکوفایی به وجود بیاید،  در دهه ۱۹۲۰ شماری از پژوهشگران و کارشناسان مفهوم «آمادگی برای خواندن»  را مطرح کردند.  مفهوم آمادگی برای خواندن کسب مهارت‌های پیش‌نیاز خواندن در دوره پیش‌دبستان است که در کشورهای مختلف سن ورود به این دوره کمی با هم دیگر تفاوت دارد و کودکان برای ورود به مدرسه و کسب مهارت خواندن و نوشتن، با یادگیری مهارت‌های پیش‌نیاز برای این مرحله آماده می‌شوند.  

اما آمادگی برای خواندن کاملاً با موضوع سواد شکوفایی متفاوت است.  در این دوره کودکان برای خواندن یا رمزگشایی  آماده نمی‌شوند.  کودک در ابتدای زندگی خود از والدین و پیرامون خود زبان زودهنگام یا Early Language را فرامی‌گیرد.  او در محیط پیرامون به‌تدریج با نوشتار و شکل حرف‌ها یا واک‌ها بر پایه کدهای  دیداری آشنا می‌شود.  (برای نمونه ایست را در تابلوی ایست شناسایی می‌کند، بدون آن‌که بتواند واژه ایست را رمزگشایی کند.  میان این زبان و سواد شکوفایی و رشد دیگر مهارت‌های سواد که در مدرسه بدان دست می‌یابد، رابطه معناداری وجود دارد. 

در سال ۱۹۶۶ پژوهشگر نیوزیلندی به نام ماری کلی   اصطلاح " سواد شکوفایی را مطرح کرد.  اصطلاح سواد شکوفایی یا Emergent Literacy  به یادگیری مجموعه مهارت‌هایی گفته می‌شود که کودک از نخستین روزهای زندگی جنینی به دست می‌آورد، به‌تدریج جوانه می‌زنند و شکفته می‌شوند.  واژه Emergent  در زبان انگلیسی روند به وجود آمدن چیزی را می‌گویند.  پدیده‌ای که نه به‌یک‌باره، بلکه به‌تدریج به وجود می‌آید.  به همین سبب برابرنهاد آن را به فارسی سواد شکوفایی نامیده‌ایم که نشان دهیم سوادی است که به‌تدریج در یک روند چندساله به وجود می‌آید و شکل می‌گیرد. 

ماری کلی در سواد شکوفایی به نخستین رفتارها و مفاهیمی اشاره می‌کند که یک کودک خردسال در واکنش به کتاب پیش از کسب مهارت رمزگشایی در خواندن به دست می‌آورد.    پس از ماری کلی، پژوهش‌های دیگری از سوی  فرانک اسمیت Frank Smith   زبان‌شناس و روان‌شناس انگلیسی و کنت گودمن Kenneth Goodman  زبان‌شناس و کارشناس آموزش زبان از آمریکا در دهه ۱۹۷۰ انجام شد که  چشم‌انداز یادگیری مهارت‌های سواد از ابتدای تولد را گسترش داد.  آن‌ها مشارکت فعال کودکان در یادگیری از بدو تولد را مطرح کردند و اهمیت درگیر شدن کودکان از همان سال‌های ابتدای زندگی‌شان در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی پیرامون خود را مهم شمرده‌اند.

از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تا به امروز پژوهش‌های گسترده‌ای درباره رشد زبانی در کودکان خردسال و مفهوم آمادگی برای خواندن از سوی کارشناسان و پژوهشگران برجسته‌ای همچون میسون و آلن  (۱۹۸۶) ویلیام تیل  و  الیزابت سالزبای  (۱۹۹۱) و  بتینا کومرلینگ – مایبر  (۲۰۱۱) انجام شده است.  این گروه از پژوهشگران پیشنهاد می‌دهند که این دوره از رشد کودک را، از دوره نوزادی تا زمانی که کودک وارد پیش‌دبستانی یا کودکستان می‌شود، دوران سواد شکوفایی بنامند.

حدیث روز

حدیث نگاری - عکس نوشته های هنری احادیث

تأثیر سودمند بازی‌های پدر-فرزندی در به‌دست‌آوردن توانایی مهار احساس‌ها در کودکان

تأثیر سودمند بازی‌های پدر-فرزندی در به‌دست‌آوردن توانایی مهار احساس‌ها در کودکان

 

تأثیر سودمند بازی‌های پدر-فرزندی در به‌دست‌آوردن توانایی مهار احساس‌ها در کودکان

نویسنده: 

سالی ویل

مترجم: 

سپیده قلی‌پور

بازی‌های فیزیکی پدر-فرزندی در خردسالی، در روند بالندگی کودک و هنگام رفتن به مدرسه، در زندگی او تاثیر سودمندی دارد. این بازی‌ها به کودک برای یادگیری روش مهار احساس‌ها کمک می‌کند. بر پایهٔ یافتهٔ پژوهشی تازه، کودکانی که در خردسالی با پدران خود بازی کرده‌اند، احساس‌ها و رفتارشان را آسان‌تر مدیریت می‌کنند. بهره‌مندی از این توانایی، با بالندگی کودک و در هنگام مدرسه، در زندگی او تأثیر سودمندی دارد.

در این پژوهش که با همکاری هیئت‌علمی گروه آموزش «دانشگاه کمبریج» و «شرکت لِگو»[۱] انجام‌شده، رفتار مادران و پدران هنگام بازی با نوزادان تا کودکان سه‌ساله و چگونگی تأثیرگذاری آن بر رشد کودک بررسی‌شده است.

هرچند رفتار مادر و پدر همانندی‌های فراوانی دارد، یافته‌ها نشان می‌دهند که پدرها بیش‌تر از مادرها بازی‌های فیزیکی مانند قلقلک دادن، دنبال کردن و سواری دادن انجام می‌دهند. پژوهشگران می‌گویند چنین بازی‌هایی برای یادگیری روش مهار احساس‌ها، به کودکان کمک می‌کنند.

پژوهشگران با بررسی داده‌های هفتادوهشت پژوهش که در بازهٔ سال‌های ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۷ انجام‌شده است، میان بازی پدر-فرزندی در خردسالی و توانایی کودک برای مهار احساس‌هایش در سال‌های بعد، همبستگی مثبت یافتند. بر پایهٔ یافته‌های این پژوهش‌ها، بیش‌تر پدرها هرروز با فرزندشان بازی می‌کنند؛ ولی بازی‌های پدر-فرزندی حتی در سن بسیار کم نیز، بیش‌تر فیزیکی است. پدرها - در سنجش با مادرها - بازی‌های درگیرانه‌تر، پر سروصداتر و آزاد را بیش‌تر دوست دارند.

بر پایهٔ یافته‌های این پژوهش، کودکانی که بازی «باکیفیت» (high quality playtime) همراه پدرشان را تجربه کرده‌اند، بیش‌فعالی و مشکلات احساسی و رفتاری کم‌تری نشان داده‌اند. آن‌ها عصبانیت‌شان را بهتر مهار می‌کنند و هنگام تجربهٔ اختلاف‌نظر با دیگر کودکان، کم‌تر دادوفریاد می‌کنند.

«پُل رام‌چاندانی»[۲]، استادِ «بازی در آموزش، رشد و یادگیری» در دانشگاه کمبریج و یکی از نویسندگان این پژوهش، می‌گوید: «بازی فیزیکی موقعیت‌های شاد و هیجان‌انگیزی پدید می‌آورد که کودکان باید مهارت خودکنترلی را در آن‌ها به‌کار ببرند. گاهی باید قدرت‌شان را مهار کنند تا به دیگری آسیب نزنند. یاد می‌گیرند چه هنگام زیاده‌روی شده و ناراحت شده‌اند، یا شاید علت ناراحتی‌شان این است که پای پدر ناخودآگاه روی شست پای‌شان رفته و دردشان گرفته است.

کودکان هنگام بازی با پدر، روش واکنش متناسب با موقعیت را در محیط اَمن می‌آموزند. اگر اشتباه کنند به آن‌ها گفته می‌شود بَس کنند، ولی این پایان جهان نیست و بار دیگری نیز هست، و این‌بار می‌دانند چگونه رفتار کنند.»

پژوهشگران می‌گویند کودکانی که تنها با مادرشان زندگی می‌کنند، از تأثیر سودمند بازی بر رشد برخوردارند. در حالت کلی، رابطه‌ای که با بازی‌های والد-فرزندی (چه مادر و چه پدر) در خردسالی فراهم می‌شود، بر رشد شناختی و احساسی-اجتماعی کودکان تأثیر سودمندی دارد.

رام‌چاندا می‌گوید: «یکی از یافته‌هایی که با این پژوهش اهمیت آن بار دیگر یادآوری و برجسته شد، این بود که کودک به بازی‌های گوناگون نیاز دارد، و بازی‌های در دسترس او باید تغییر کنند. مادرها نیز نیاز خردسالان به بازی فیزیکی را می‌توانند پاسخ دهند.»

دکتر «سیارا لاوِرتی»[۳]، نویسندهٔ همکار این پژوهش از شرکت لِگو، می‌گوید:«یافته‌های این پژوهش کارکرد خط‌مشی‌گذاری نیز دارد. بر پایهٔ یافته‌های این پژوهش، ساختارها و امکانات باید به‌گونه‌ای فراهم شوند تا پدرها نیز مانند مادرها، وقت و جای مناسب برای بازی کردن همراه خردسالان داشته باشند.

برای نمونه، بیش‌تر وقت‌ها، پدرهایی که همراه فرزندشان به کلاس‌های والد-خردسال می‌روند، بیش‌تر با وضعیتی روبه‌رو می‌شوند که تنها پدر حاضر در جمع هستند. تغییر فرهنگی در حال رخ‌دادن است، ولی ما به تغییر بزرگ‌تری نیاز داریم.»

سال تحصیلی را چگونه شروع کنیم؟

سال تحصیلی را چگونه شروع کنیم؟

سال تحصیلی را چگونه شروع کنیم؟

حتی اگر کودکان شما تمام تابستان را هم در استخر و یا در کلاس‌های تابستانی گذرانده باشند، شیوه‌هایی برای آماده‌سازی آنها در این دقایق پایانی برای ورود به دبستان وجود دارند که می‌توان به وسیله آن‌ها این انتقال را از کلاس تابستانی به مدرسه ساده‌تر کرد.

کودکان شما یک هفته، تمام روز را به شنا در استخر گذرانده‌اند و خیس در خانه می‌دوند. هفته بعد، مؤدب در کلاس علوم نشسته‌اند و غرق یادگیری مطالبی درباره دایناسورها، کوه‌های آتشفشان، و منظومه‌ی‌شمسی شده‌اند. اما همچنان که سرخوشی‌های کلاس‌های تابستانی، به کلاس‌های خشک و بی‌روح مدرسه ختم می‌شوند، روش‌هایی وجود دارند که شما می‌توانید این بازگشت را به کلاس درس تسهیل کنید تا کودکانتان را برای یک سال موفق تحصیلی آماده کنید.

در اینجا نکات و راه کارهایی را ارائه می‌کنیم تا به کمک آن‌ها با ادامه فراقت ذهن در ایام تابستان به دوران شیرین آموزش هم برگردند.

فعالیت‌های آموزشی را لذت بخش کنید (و آن را به صورت غیر رسمی نگه دارید).

مهم‌ترین کاری که شما می‌توانید در جهت سوق دادن کودک به مدرسه انجام دهید، پیدا کردن روش‌هایی است که یادگیری را با فعالیت‌ها و شادی‌های روزمره؛ بدون سخت‌گیری بی‌جا، تلفیق کند. نُویا مکینتاش[۱]، دکترای آموزش، و استادیار تربیت دبیر در دانشگاه دیتون[۲]، در شهر اُهایو[۳] می‌گوید: «حتی زمان‌هایی که مشغول بازی و تفریح هستید می‌توانید به مطالبی اشاره کنید که آموزنده‌اند. آموزش‌ها را غیر رسمی و مفرّح کنید، طوری که برای بچه‌ها مشخص نباشد آموزش می‌بینند، در این صورت آنها به خوبی یاد می‌گیرند».

برای نمونه؛ بازی‌های مدار کلاتز، می‌توانند سرگرم کننده باشند و هم زمان اجرای دستورالعمل‌های مرحله به مرحله، سیم‌ها و آل. ای.دی‌ها، و زنگ اخبار آن، باعث تحریک تفکر خلاق و مهارت‌های التقاتی می‌شود؛ به گونه‌ای که هریک بازی الکتریکی خود را می‌سازند. هر فعالیتی که کودک همراه بازی با آموختن مهارت جدید، در مدتی که هنوز از تعطیلات تابستان لذت می‌برد، انجام می‌شود؛ تسهیل کنندهٔ بازگشت او به فرایند یادگیری‌ای است که در مدرسه توقع دارید.

ادامه نوشته

18 شهریور سالگرد وفات جلال آل احمد

مجموعه: زندگینامه شعرا و دانشمندان


 

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.

جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:

« دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »

پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت

ادامه نوشته

برگزاری نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» در آخرین سال قرن

برگزاری نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» در آخرین سال قرن

جشنواره کتابخوان و رسانه

مهدی توکلیان از برگزاری نخستین جشنواره «کتاب‌خوان و رسانه» با هدف اطلاع‌رسانی مناسب از فعالیت کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور و تقدیر از فعالان رسانه‌ای در حوزه کتاب و کتابخانه‌ها، در ۶ بخش اصلی، ۲ بخش فرعی و ۱ بخش ویژه توسط اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانه های عمومی کشور خبر داد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به منظور توسعه همکاری کتابخانه های عمومی با مطبوعات، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی و تقویت زمینه های اطلاع رسانی مناسب «خدمات و برنامه‌های» کتابخانه‌های عمومی؛ تجلیل از نقش اصحاب رسانه در توجه عموم مردم به «خدمات و برنامه‌های کتابخانه ها و تکریم کتابداران»؛ استعدادیابی خبرنگاران فعال در عرصه رسانه؛ ایجاد زمینه توجه مردم به نقش کتابخانه ها به عنوان پایگاه های فرهنگی و اجتماعی در توسعه فرهنگ عمومی و افزایش مشارکت مردمی و اعضای کتابخانه‌ها در فعالیت های فرهنگی و آموزشی در مناطق کم برخوردار، نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» توسط اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار می‌شود.

مهدی توکلیان مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد و دبیر نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» با اشاره به اهداف این جشنواره گفت: اولین جشنواره کتاب خوان و رسانه با هدف زنده نگه داشتن فضای کتابخانه و کتابخوانی با استفاده از ظرفیت فضای مجازی و اهمیت نقش مطالعه، تقویت ارتباط رسانه ها با کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مدیران کشوری و استانی و اعضای کتابخانه های عمومی، مسئولیت پذیری اصحاب رسانه در قبال خدمات و برنامه‌های کتابخانه های عمومی، ایجاد زمینه شکوفایی استعدادها و خلاقیت اصحاب رسانه در حوزه ترویج فرهنگ مطالعه و آشنایی بیشتر مردم ایران اسلامی با ظرفیت های فرهنگی، خدمات و برنامه‌های موجود در نهاد کتابخانه های عمومی کشور و در نهایت توسعه گفتگوهای عمومی و نخبگانی درباره کتابخانه های عمومی برگزار می شود.

وی افزود: نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» در سال پایانی قرن در موضوعات «کتابخانه»، «کتابدار»، «کتاب خوان»، «اهدای کتاب»، «کتابخانه و خانواده»، «مسئولیت اجتماعی نهاد کتابخانه های عمومی کشور»، «ترویج فرهنگ مطالعه»، «برگزاری محافل تخصصی در طول سال با رویکرد مورد نیاز ملی و استانی» مانند: «محافل ادبی»، «فضای مجازی و کتابخانه»، «توجه به نقش آموزش در کتابخانه های عمومی» و... برگزار می‌شود و فعالان عرصه رسانه می‌توانند آثار منتشر شده خود از تاریخ انتشار فراخوان را تا ۲۲ بهمن ماه به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.

 

بخش‌های جشنواره
مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد تصریح کرد: این جشنواره در ۶ بخش اصلی شامل «خبر»، «گزارش» (خبری، توصیفی، تحلیلی و تحقیقی و...)، «سرمقاله و یادداشت»، «گفت و گو»، «مقاله»، «عکس» (خبری، عکس غیرخبری، گزارش تصویری) برگزار می‌شود و دارای ۲ بخش جنبی شامل «اهدای جایزه به بهترین مطلب با محوریت افتتاح کتابخانه های مرکزی و اثرات آن در توسعه فضاهای فرهنگی ایران اسلامی» و همچنین «اهدای ۱۱ جایزه به بهترین گزارش از توسعه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی نهاد در کتابخانه های عمومی» با ۱۱ موضوع محوری است.
دبیر نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» موضوعات محوری را به این ترتیب تشریح کرد: 
۱. کم توجهی به کتابخانه، کتابدار و مطالعه در آثار سینمایی تولید داخل (۲۱ شهریور روز سینما)
۲. تمرکز کتابخانه های بر فعالیت های فرهنگی از جمله تشکیل محافل ادبی (۲۷ شهریور روز شعر و  ادب فارسی)
۳. نقش کتابخانه های عمومی در توسعه و ترویج فرهنگ مقاومت (۳۰ شهریور آغاز هفته دفاع مقدس)
۴. نقش کتابخانه های عمومی در رفع نیازهای گروه های خاص (نابینایان، ناشنوایان و ...) (۲۳ مهر روز عصای سفید و روز جهانی نابینایان)
۵. تمرکز بر توسعه فعالیت های فرهنگی کتابخانه ها از جمله راه اندازی بخش کودک و نوجوان در کتابخانه های عمومی سراسر کشور (۳۰ آبان روز جهانی کودک، ۱۳ آبان روز دانش آموز)
۶. نقش نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در ایجاد زیرساخت‌های مناسب و ریل گذاری در جهت توسعه فعالیت های فرهنگی در کتابخانه های عمومی (۱۰ آذر روز مجلس)
۷. اهمیت نقش پژوهش در ایجاد تحول و تغییر کتابخانه  های عمومی کشور از پایگاه های امانت کتاب به مراکز فرهنگی و اجتماعی با محور کتاب (۲۵ آذر روز پژوهش)
۸. نقش کتابخانه های عمومی در حفظ و تقویت هویت ایرانی و اسلامی (۳۰ آذر شب یلدا و ولادت حضرت زینب (س))
۹. همدلی و همراهی کتابخانه های عمومی با آسیب دیدگان حوادث طبیعی (۵ دی سالگرد زلزله بم)
۱۰. توجه به کتابداران و کتاب خوان های ادیان و غیرمسلمانان در کتابخانه های عمومی (۱۲ دی آغاز سال نو میلادی)
۱۱. نقش کتابخانه های عمومی در توسعه و ترویج فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی (بهمن ماه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی)
وی افزود: بخش ویژه این جشنواره نیز به رسانه‌های دیداری و شنیداری(رادیو و تلویزیون) با رویکرد توجه به اخبار و گزارش‌های ویژه رسانه های ملی در حوزه کتابداران، کتابخوان ها و کتابخانه های عمومی اختصاص دارد.

 

جوایز جشنواره
مهدی توکلیان در ادامه گفت: جوایز درنظر گرفته شده برای نخستین جشنواره «کتاب خوان و رسانه» شامل جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی به همراه تندیس و لوح تقدیر برای نفرات اول هر رشته، جایزه نقدی۲۰ میلیون ریالی به همراه لوح تقدیر برای نفرات دوم هر رشته و جایزه نقدی ۱۰ میلیون ریالی به همراه لوح تقدیر برای نفرات سوم هر رشته خواهد بود. همچنین ۱۱ جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی به برگزیدگان بخش های جنبی و ۳ جایزه نقدی ۳۰ میلیون ریالی نیز به برگزیدگان اول تا سوم بخش ویژه جشنواره اهدا خواهد شد.
وی در پایان افزود: نسخه منتشر شده آثار می بایست اسکن و ارسال شود. همچنین آثار منتشر شده در خبرگزاری ها علاوه بر ارسال تصویر اثر می بایست دارای لینک انتشار باشد. همچنین آثاری که پیش از انتشار فراخوان (۱۸ شهریور ماه) در رسانه ها منتشر شده اند، از فرایند داوری حذف خواهند شد. بر این اساس جمع بندی و داوری اولیه تا ۳۰ بهمن ماه و داوری نهایی تا ۱۰ اسفند ماه انجام می‌شود و مراسم اختتامیه و معرفی برگزیدگان نهایی جشنواره نیز همزمان با سالروز تاسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در ۱۷ اسفند ۱۳۹۹برگزار خواهد شد.

16 شهریور زاد روز خالق قصه های مجید هوشنگ مرادی کرمانی

هوشنگ مرادی کرمانی

 

زادروز خالق قصه های مجید ؛ هوشنگ مرادی کرمانی

 

زندگینامه و آثار هوشنگ مرادی کرمانی

خب البته کرمانی‌ها نجیب‌تر از آنی‌اند که اهلِ هیاهو باشند؛ خاصه روستازادگانش. هوشنگ مرادی کرمانی در سالِ ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابعِ شهداد به دنیا آمد. نامش را سال‌هاست در ادبیات داستانی می‌شنویم و البته آن‌قدر آرام که خیلی‌ها گمانِ مرگ بر این مرد می برند. وقتی به سوابقِ ادبی‌اش می‌پردازیم می‌بینیم که این گمانِ شوم، پر بی راه هم نیست: تقریبا شصت سال پیش فعالیتش را با رادیو و مطبوعات آغاز می‌کند: چندی بعد داستان «کوچه‌ی ما خوشبخت‌ها» را در مجله‌ی خوشه (به سردبیریِ شاملو) و در دهه‌ی پنجاه مجموعه داستانهای «معصومه» و «من غزالِ ترسیده‌ای داشتم» را انتشار می‌دهد. در سالِ ۵۳ «قصه‌های مجید» را خلق می‌کند که جایزه‌ی «کتابِ برگزیده‌ی سال ۱۳۶۶» را نصیب وی کرده، بیش از ۳۰ بار تجدید چاپ یافته است و جزوِ اولین آثار ترجمه شده‌ی وی به زبان انگلیسی محسوب می‌شود. اما اولین جایزه نویسندگی اش به خاطر «بچه‌های قالیباف‌خانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه‌ی جهانی اندرسن در سال ۱۹۹۲ را به او اختصاص داد.

 

آثار او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده آست. به تازگی به مناسبت زادروز هوشنگ مرادی کرمانی،  چاپ سی‌ام «قصه های مجید» و چاپ نهم مجموعه داستان «ته خیار» با همت انتشارات معین و  نسخه انگلیسی کتاب «شما که غریبه نیستید» با ترجمه “کارولین کراسکری” با همت انتشارات شمع و مه منتشر شده است. «شما که غریبه نیستید» که به نوعی زندگی این نویسنده را روایت می‌کند از شاخص‌ترین آثار او محسوب می‌شود که در ایران و به زبان فارسی در انتشارات معین حدود ۱۴ بار منتشر شده است. این کتاب در سال ۱۳۸۴ برگزیده شورای کتاب کودک شده و در سال ۲۰۰۶ در کاتالوگ کلاغ سفید کتابخانه بین‌المللی کودکان معرفی شده است… برای زنده بودن، دلیلی بیشتر از این؟

 

 

 

اقتباس‌های سینمایی از آثار هوشنگ مرادی کرمانی

  1. داستان صنوبر (بیگانه) – به کارگردانی صدیق برم – محصول افغانستان
  2. قصه های مجید – چهارده داستان: یازده فیلم تلویزیونی و سه فیلم سینمایی – به کارگردانی کیومرث پوراحمد
  3. خمره – به کارگردانی ابراهیم فروزش
  4. چکمه – به کارگردانی محمدعلی طالبی
  5. مهمان مامان – به کارگردانی داریوش مهرجویی
  6. تنور – به کارگردانی فرهنگ حاتمی
  7. مثل ماه شب چهارده – یازده سریال تلویزیونی و یک فیلم سینمایی – به کارگردانیِ محمدعلی طالبی

 

افتخارات هوشنگ مرادی کرمانی

  1. نویسنده تحسین شده جایزه جهانی اندرسن – سال ۱۹۹۲ میلادی
  2. کاندید جایزه جهانی اندرسن- سال ۲۰۱۴ میلادی
  3. جایزه کتاب سال ۱۹۹۴ کودکان و نوجوانان اتریش
  4. سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر – ۱۳۷۲ جایزه مهرگان ادب
  5. عنوان نویسنده برگزیده کشور کاستاریکا
  6. جایزه خوزه مارتینی (نویسنده و قهرمان ملی آمریکای لاتین) – سال ۱۹۹۵ میلادی

 

احادیث گهربار درباره غذا خوردن

 


پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور.
وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۲۴۱، ح۳۰۴۳۶

 

 

*

*
پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
هر کس غذا بخورد و دیگرى به او نگاه کند، و به او ندهد، به دردى بى درمان مبتلا مى‏شود.
تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورام ج ۱ ، ص ۴۷

 

*

*

 

پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله :
با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است.
نهج الفصاحه ص ۶۱۵ ، ح۲۱۸۰ – بحارالأنوار(ط-بیروت) ج ۶۳، ص ۳۴۹ ، ح۹

 

وقایع روز چهاردهم محرم‌الحرام سال 61 ه.ق

وقایع روز چهاردهم محرم‌الحرام سال 61 ه.ق

 

در روز چهاردهم محرم الحرام سال 61 ه.ق عبیدالله طی نامه‌ای به یزید، جریان کربلا را گزارش داد و از وى پرسید که با سرهاى بریده و اسراء چه کند؟ و این درحالی‌است که در این زمان اسرا به دستور عبیدالله در زندان کوفه به سر می‌بردند.

 

به گزارش ایسنا، منطقه زنجان، پس از ورود اسرا در روز 12 محرم الحرام سال 61 ه.ق به کوفه شادی عجیبی توام با رعب و وحشت شهر را فرا گرفته بود، ولی بر اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد که امام را خارجی معرفی کرده‌ بودند کوفیان از این پیروزی بسیار شاد بودند و برای دیدن اسرا روانه کوچه‌ها و محله‌ها می‌شدند.

 

واقعه کربلا آنقدر مصیبت‌بار بود که وقتی اسرای کربلا به کوفه وارد شدند، کوفیان خاندان پیامبر گرامی اسلام را نشناختند و عده‌ای نیز از نسب اسرا سؤال می‌کردند ولی با خطابه‌هایی که امام سجاد(ع) و حضرت زینب (ع) ایراد می‌کردند، خودشان را به کوفیان و مردم می‌شناساندند و به، به حق بودن قیام امام حسین (ع) اذعان کرده و شادی کوفیان را به عزا تبدیل می‌کردند.

 

وقتی اسرا در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و عامل اصلی شهادت امام حسین (ع) قرار گرفتند، وی در مقابل چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارک امام ‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد کرد و کشته شدن امام حسین (ع) را خواست خدا دانست ولی با جواب‌های که از جانب حضرت زینب(س) و امام سجاد (ع) شنید بیشتر رسوا شد.

 

عبیدالله بن زیاد پس از مجلس خود دستور داد اسرا را در زندان کوفه حبس کنند که مدت زمان این حبس در تاریخ مشخص نیست ولی سختی‌هایی که اسرا در کوفه متحمل شدند بسیار دردناک بود ولی از این فرصت برای بازگو کردن قیام امام حسین(ع) اصل و هدفشان بهره کامل را می‌بردند تا دست بنی امیه را به مردم بشناسانند.

  •  
  •  

 

کنترل فشارخون و دیابت با مصرف لوبیا قرمز

لوبیا قرمز حاوی سدیم پائین و پتاسیم بالا است که می‌تواند برای افراد مبتلا به فشارخون مفید باشد و به دلیل قند موجود در آن به آرامی وارد جریان خون می‌شود که برای دیابتی‌ها نیز مفید است.

هر ۱۰۰ گرم لوبیا قرمز پخته ۲۶۶ کالری انرژی، ۲۲ گرم پروتئین، ۳۸ گرم نشاسته، ۴۴ گرم کربوهیدرات،۲۳ گرم فیبر و دارای ویتامین B5، B3، آهن و اسید فولیک را دارا است و اسیدفولیک برای زنان باردار و افراد کم‌خون مؤثر است.

هر ۱۰۰ گرم لوبیا پخته ۱۰۰ میلی‌گرم کلسیم دارد که برای استحکام دندان‌ها و استخوان‌ها مفید است و قند موجود در آن به آرامی وارد جریان خون می‌شود که برای دیابتی‌ها مفید است.آنتی‌اکسیدانی به نام سلنیوم وجود دارد که ضد رادیکال‌های مضر در بدن است و کمبود آن در بدن سبب ضعف ایمنی می‌شود.

لوبیا قرمز حاوی مقدار زیادی فیبر قابل حل است که فیبر به حفظ سلامتی سیستم گوارشی کمک بسیاری می‌کند و یک سیستم گوارشی سالم نیز از ابتلا به دیابت و سرطان روده جلوگیری می کند و فیبر قابل حل کلسترول و قند خون را پایین می‌آورد و لوبیا خشک و هم لوبیا کنسرو شده اثرات خوبی روی سلامتی انسان دارد.

لوبیا قرمز حاوی ۲ قند رافینوز و استاکیوز است که باعث نفخ می‌شود که برای از بین بردن این حالت می‌توان لوبیا را ۵ تا ۶ ساعت در آب ۵۰ تا ۶۰ درجه سانتی گراد خیس کرد و آب آن را چندین بار عوض کرد.

جملات و متن های انگیزشی از مشاهیر دنیا

کسانی که نتوانند به خود انگیزه دهند مجبورند به متوسط بودن قانع باشند، هر چقدر هم دیگر استعدادهای آنها چشمگیر باشد.
اندرو کارنگی

★✰★✰★✰★

بین علاقه و سرسپردگی تفاوت وجود دارد. وقتی به چیزی علاقمند باشید، تنها وقتی آن را انجام می‌دهید که راحت باشد. وقتی به چیزی متعهد باشید، بی هیچ بهانه‌ای، فقط نتایج را می‌پذیرید.
کن بلانچارد

★✰★✰★✰★

اگر در مسیر درست قرار داری، تنها کاری که لازم است انجام دهی حرکت کردن است.
بودا

★✰★✰★✰★

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای، تحویل دهی. خواه با فرزندی خوب، خواه با باغچه‌ای سرسبز، خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی و اینکه بدانی حتی اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشیده است، این یعنی تو موفق شده‌ای.
گابریل گارسیا مارکز

★✰★✰★✰★

زندگی وقتی معنا پیدا می‌کند که شما با انگیزه شوید، اهداف تعیین کنید و به شکلی مهارنشدنی به دنبالشان بروید.
لس براون

( اشعار محرم و فراق امام زمان عج ) از استاد پرهیزکار

 

( اشعار محرم و فراق امام زمان عج )

 

عزای اشرف اولاد آدم است، بیا!
عزیز فاطمه! ماه محرّم است بیا
هلال ماه عزا می‌دهد ندا به فلک
که ماه گریه و اندوه و ماتم است بیا
پریده رنگ ز رخسار مادرت زهرا
قد رسول خدا در جنان، خم است بیا
لوای سرخ حسینی ندا دهد همه دم
که غیر تو چه کسی، صاحب دم است بیا
اگر شوند سماوات، چشمه چشمۀ اشک
به یاد قطرۀ خون خدا کم است بیا
به زخم‌های تن پاره پارۀ شهدا
خدا گواست، که تیغ تو مرهم است بیا
هنوز غرقه به خون، ماه روی عباس است
هنوز نقش زمین، دست و پرچم است بیا
بیا که پر شده از ذکر «یا حسین» جهان
بیا که ولوله در خلق عالم است بیا
هر آن دلی که به یاد حسین می‌سوزد
در آن شراره‌ای از شعر «میثم» است بیا

 

پاراگرافهای خواندنی

شما نمی‌دانید چه قدرتی در سکوت نهفته است. پرخاش معمولا چیزی جز تظاهر نیست، تظاهری که با آن می‌خواهیم ضعفمان را در برابر خود و جهان، پرده پوشی کنیم. نیروی واقعی و پایدار، تنها در تحمل است. فقط ضعفا هستند که بی‌صبر و خشن واکنش نشان می‌دهند و با این رفتار، وقار بشری خود را ضایع می‌کنند.

– کتاب گفتگو با کافکا اثر گوستاو یانوش – صفحه ۵۰

[ معرفی کتاب: کتاب گفتگو با کافکا ]

 

 

فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هرلحظه می‌توانی پیش او برگردی. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیده‌ام. تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خسته‌ام می‌کند. تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشته‌ام.

– کتاب خطاب به عشق – صفحه ۳۸

[ معرفی کتاب:  کتاب خطاب به عشق ]

 

تا زمانی که انسان اسیر است زندگی برایش معنای عمیقی دارد. هیچ چیز همچون بردگی و اسارت به زندگی معنا نمی‌دهد. چون در آن هنگام انسان برای آزادی در پیکار بزرگی است. اما هیچ چیز هم مانند آزادی معنای زندگی را به مخاطره نمی‌اندازد. در آزادی است که انسان شیدایی و سرگشتگی و آرزوی خودش را به خاطر معنی از دست می‌دهد. گویا انسان آزاد باید انسانی تهی از معنی باشد. اما عظمت انسانی آن نیست که در بردگی معنا را جستجو کند. بلکه باید در آزادی دنبالش را بگیرد.

آخرین انار دنیا اثر بختیار علی – صفحه ۲۱۲

[ معرفی کتاب: کتاب آخرین انار دنیا ]

معرفی نویسنده

حمیدرضا شاه آبادی

حمیدرضا شاه آبادی

مشخصات

نام: 

حمیدرضا

نام خانوادگی: 

شاه آبادی

حمیدرضا شاه آبادی ، نویسنده و پژوهشگر، روز سوم خرداد سال ۱۳۴۶ در تهران به دنیا آمد. در جوانی به هنر داستان‌نویسی علاقه‌مند شد و بدون بهره‌گیری از هر نوع استاد یا آموزش، دست به نوشتن چند داستان زد. هم‌زمان تجربه‌هایی را هم در حوزه‌های سینما و تئاتر از سر گذراند. تجربه‌هایی که حاصل آن‌ها ساخت چند فیلم کوتاه و نوشتن چند نمایشنامه و کارگردانی و بازیگری در چند نمایشنامه دیگر بود.

اولین داستان حمیدرضا شاه آبادی در سال ۱۳۶۸ برای بزرگسالان و در یک مجله هفتگی چاپ شد. «قبل از باران» داستان تنهایی دختری روستایی است که با شوهرش به تهران می‌آید. او که در این شهر کاملاً غریب است یک شب بعد از دعوا با شوهرش، به قهر از خانه بیرون می زند اما چون جایی را برای رفتن ندارد یعد از پشت سر گذاشتن چند حادثه به خانه بر می‌گردد.

تحصیل در رشته تاریخ که از سال ۱۳۶۷ آغاز شد او را به علم تاریخ و همین طور وقایع تاریخی علاقه مند کرد. پس از مدتی رابطه نزدیکی بین تاریخ و ادبیات داستانی برقرار کرد و بر  فعالیت در دو حوزه داستان نویسی و پژوهش تاریخی متمرکز شد. او در بیشتر داستان‌هایش نگاهی تاریخی دارد؛ حتی اگر همه وقایع داستان در دوره معاصر بگذرند. در پژوهش‌های تاریخی نیز ضمن رعایت مستندات به حوادث و شخصیت‌ها همچون حوادث و شخصیت‌های داستانی نگاه می‌کند و روایتی نزدیک به داستان از یافته‌هایش ارائه می‌دهد.

تجربه فعالیت در کسوت معلمی طی یک دوره پنج ساله و همچنین فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شاه آبادی را به نوشتن برای کودکان و نوجوانان علاقه مند کرده است. از این رو بخشی از آثار این نویسنده برای این گروه سنی نوشته شده‌اند. او هم اکنون عضو هیئت مدیره  انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است.

حمیدرضا شاه آبادی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته تاریخ است و علاوه بر آن دو بورس مطالعاتی را در کتابخانه بین المللی مونیخ با موضوع ادبیات کودک گذرانده است.

حمیدرضا شاه آبادی

زبده آثار حمیدرضا شاه آبادی به شرح زیر قابل دسته بندی هستند:

الف - ادبیات داستانی

  • دایره زنگی (مجموعه داستان کوتاه برای بزرگسالان) انتشارات کمان ۱۳۸۰
  • دیلماج (رمان برای بزرگسالان) انتشارات افق ۱۳۸۵
  • لالایی برای دختر مرده (رمان نوجوان) انتشارات افق ۱۳۸۶
  • اعترافات غلامان (رمان نوجوان) کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۸۹
  • وقتی مژی گم شد (رمان نوجوان) کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۹۱
  • هیچ کس جرئتش را ندارد (رمان نوجوان) کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان ۱۳۹۲
  • کافه خیابان گوته (رمان برای بزرگسالان) انتشارات افق ۱۳۹۴
  • موزی که می‌خندید (کتاب تصویری) انتشارات افق ۱۳۹۵
  • دروازه مردگان جلد اول قبرستان عمودی (رمان نوجوان) انتشارات افق هزار و سیصد و نود و هفت

ب - پژوهش‌های تاریخی

  • مقدمه بر ادبیات کودک (بحثی در تحول تاریخی مفهوم کودکی) کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  ۱۳۸۲ - حاصل پژوهش در کتابخانه بین المللی مونیخ
  • نهضت مشروطه (از مجموعه تاریخ فکر ایرانی) انتشارات افق ۱۳۸۲
  • از آرمان تا واقعیت؛ مقایسه تطبیقی کتاب «احمد» از طالبوف تبریزی و کتاب «امیل» از ژان ژاک روسو (مقاله)
  • در فقدان کودکی؛ بررسی وضعیت کودکان ایرانی در دوره قاجار (مقاله)
  • زمینه‌های تاریخی خلق کتاب «پیتر شلخته» اثر هاینریش هافمن (مقاله به زبان انگلیسی) حاصل تحقیق در کتابخانه بین المللی مونیخ

جملات و متن های انگیزشی از مشاهیر دنیا

برو جلو و اشتباه کن، چون می‌توانی از آنها درس بگیری.
( توماس واتسون )

*

*

نبوغ یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن است.
توماس ادیسون

*

*

من یاد گرفتم که راه پیشرفت نه سریع و نه آسان است.
ماری کوری

★✰★✰★✰★

اگر از وضعیت چیزها راضی نیستی، آنها را تغییر بده. تو یک درخت نیستی!
جیم ران

★✰★✰★✰★

رؤیاهای‌ خودتان را بسازید در غیر این صورت فرد دیگری شما را برای ساختن رؤیایش به کار خواهد گرفت.
فرا گری

★✰★✰★✰★

لازم نیست حتماً عالی باشی تا شروع کنی، ولی حتماً باید شروع کنی تا بتوانی عالی باشی.
زیگ زیگلار

★✰★✰★✰★

زمان شما محدود است پس آن را صرف زندگی‌ای‌ نکنید که به فرد دیگری متعلق است.
استیو جابز

★✰★✰★✰★

من برای ماه‌ها و سال‌ها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. نود و نه دفعه نتیجه‌ام غلط است. بار صدم به نتیجه درست می‌رسم.
آلبرت انیشتین

★✰★✰★✰★

سفر هزار کیلومتری با قدم اول شروع می‌شود.
لائوتسه

سوم محرم؛ روز حضرت رقیه

 

سوم محرم؛ روز حضرت رقیه

روز سوم ماه‌ محرم‌الحرام به یاد بزرگ کوچک بانویی، نامگذاری کرده‌اند که خیل وسیعی از عاشقانش را رهسپار مرقد شریفش می‌کند، کودکی که سرنوشت غمبارش در کنار حماسه کربلا، دل خون شیعیان می‌کند، رقیه بابا، فقط سه چهار سال از عمر کوتاه خویش را در ناز و نوازش پدر گذارنده بود و یکباره در روز عاشورا این دختر آل طه، طعم یتیمی را می‌چشد، خداحافظی سوزناک با پدر، سیلی خوردن از دشمنان، آتش گرفتن خیمه‌ها، فرو رفتن تیغ‌ها در پا، فرار از سم اسبان، همه و همه چقدر برای یک دختر بچه قابل تحمل است؟!


رقیه پدر را می‌خواهد، تاب تحمل دوری از پدر را ندارد، همه اینها بهانه است تا هرچه زودتر به سوی پدر پر کشد و از شر قساوت‌های زمانه رهایی یابد، لعنت خدا بر خبیث‌ترین افرادی که حرمت خاندان آل الله را شکستند و دیگر جایی برای بخشش باقی نگذاشتند.


امروز، روز رقیه حسین(ع) است، رقیه‌ای که همراه با برادر کوچکش علی اصغر حماسه بزرگی را در جهان ثبت کردند تا نامشان در صف اول مریدان امامت ثبت شود، درود بیکران خداوند بر کودکی که بدنش در اثر تازیانه کبود شده بود و درود خدا به آن هنگامی که با دیدن پدر جان از بدنش خارج ‌شد.

ادامه نوشته

بانک جامع عزاداری ویژه ماه محرم

عناوین اصلی کتاب


1. چهل حديث عزادارى؛ 2. فلسفه عزاداري؛ 3. فلسفه عزاداري يا اهميت سوگواري؛ 4. فلسفه عزادارى ؛ 5. فلسفه عزاداري امام حسين عليه السلام؛ 6. عزاداري؛ بدعت يا سنت؟؛ 7. شيوه هاي نوين عزاداري بدعت يا سنت؟؛ 8. برپايى مراسم جشن و عزا؛ 9. نگاهي روان شناختي - ديني به مراسم عزاداري حسيني؛ 10. نگاهي به عزاداري هاي حسيني؛ 11. عزاداري، ميتينگ و فريادي براي مكتب سيدالشهدا؛ 12. دفاع از روايات عزاداري و پاسخ به شبهات؛ 13. عزادار حقيقي؛ 14. عزاداري در چند پرسش و پاسخ؛ 15. تحليلي جامعه شناختي از سنت عزاداري امام حسين (ع)؛ 16. بايدها و نبايدهاي عزاداري؛ 17. روان شناسي عزاداري ؛ 18. عزاداري از نگاهي ديگر؛ 19. احكام عزاداري؛ 20. آثار و بركات عزاداري و گريه بر سيدالشهداء عليه السلام؛ 21. امام خميني و عزاداري امام حسين عليه السلام؛ 22. گريه بر ميت از سنت هاى رسول خداست؛ 23. مستندات روايي فرهنگ گريه بر امام حسين عليه السلام؛ 24. داستانهايى از گريه بر امام حسين عليه السلام؛ 25. از مرثيه تا تعزيه: بررسي هايي درباره چگونگي شكل گيري تعزيه و تجزيه و تحليل نسخه هاي آن به همراه نمونه هايي از اشعار...؛ 26. سير تاريخي عزاداري تا دوره قاجاريه؛ 27. مجلس روضه؛ 28. اشكهاي خونين در سوگ امام حسين (ترجمه ذريعة النجاة) جامع ترين تاريخ كربلا؛ 29. مقتل؛ 30. گريه ي اشك (شعر)؛ 31. آثار و بركات حضرت امام حسين عليه السلام؛ 32. سوگواري بر امام حسين عليه السلام

 

 

 

بانک جامع عزاداری ویژه ماه محرم



وقايع روز دوم محرم الحرام

 

وقايع روز دوم محرم الحرام  ( روز دوم محرم - سال 61 هجرى قمرى )

 

ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا.
امام حسین علیه السلام پس از آن که با دعوت مردم کوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصمیم به هجرت از مکه به سوى کوفه گرفت .

با این که برخى از آشنایان و بزرگان مدینه ، مانند محمد حنفیه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به کوفه بر حذر کرده بودند و با دلایلى چند، تلاش کردند که وى را منصرف کنند، با این حال امام حسین علیه السلام سفر به کوفه را براى خویش تکلیف فرض ‍ کرد و به آن اقدام نمود.

امام حسین علیه السلام در ماه ذى حجه سال 60 قمرى به قصد کوفه ، از مکه خارج گردید. قافله امام حسین علیه السلام پس از رسیدن به سرزمین عراق ، در منزلگاه ((شراف )) با سپاه یکهزار نفرى حر بن یزید ریاحى که از سوى عبیدالله بن زیاد براى تعقیب و یا نبرد امام حسین علیه السلام ماءموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس ، مسیر تاریخ به سوى دیگر کشیده شد.

حر بن یزید که در پى نامه هاى روزانه عبیدالله ، امام حسین علیه السلام را کنترل کرده و در مراقبت کامل خویش داشت ، بنا به فرمان عبیدالله بن زیاد، آن حضرت را از مسیر اصلى به صحراى خشک و غیر آباد کشانید. تا این که در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمین کربلا، راه را بر امام حسین علیه السلام بست و از ادامه حرکت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد. امام حسین علیه السلام همین که متوجه شد، آن سرزمین ، کربلا است ، فرمود :اللهم انى اعوذبک من الکرب و البلاء


پس فرمود: این موضع کرب و بلاء و محل محنت و عنا است ، فرود آئید که اینجا منزل و محل خیام ما است . این زمین جاى ریختن خون ما است و در این مکان واقع خواهد شد قبرهاى ما. خبر داد مرا جدم رسولخدا (ص ) باینها. پس در آنجا فرود آمدند. دستور داد آن جا خیمه گاه و منزلگاه دایمى خویش قرار دهند. چون آن حضرت پیش از این از جدش محمد صلى الله علیه و آله و سلم و پدرش امیرمؤمنان علیه السلام شنیده بود که محل شهادتش در کربلا است .